ar
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

الذهاب إلى القناة على Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

إظهار المزيد
4 956
المشتركون
+1424 ساعات
+897 أيام
+21830 أيام
أرشيف المشاركات
هربار در گرفتاری و شَدائد با گــره‌‌هایِ کور گیر می‌کنم که نه راهِ پس دارم و نه راهِ پیش؛ دو رکعت نماز استغـاثه به حضرت زهرا خوندم و شما به دادِ من رسیدین، آخه گوشــهٔ چادرِ تو حَبلُ‌المَتینِ شیعه‌هاست.. خدایا به «یافاطمة‌أغیثینيِ» بنــده‌هایِ خوبت تویِ سجدهٔ استغاثه؛ عجّل لولیکَ‌الفَرَج..

«با حالِ مناسب بخونید..» -من خودم را به چه کسی تســلیت بدهـم ای‌دخترِ پیامبر؟ من خود را در مُصیبت‌هایِ روزگار به تـــو آرام م
+1
«با حالِ مناسب بخونید..» -من خودم را به چه کسی تســلیت بدهـم ای‌دخترِ پیامبر؟ من خود را در مُصیبت‌هایِ روزگار به تـــو آرام می‌ساختم…

حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در بخشی از خطبهٔ فدکیه در مسجدِ مدینه خطاب به پیمان‌شکنان و سکوت‌کنندگان فرمودند: «اى مردم كه به سوىِ سخن باطل شتابانيد و اعمالِ زشتِ زيانكارانه را ناديده می‌گيريد! آيا در قرآن تدبير نمی‌كنيد يا بر دل‏ها مهر زده شده است؟» و در بخشی از این خطبه فرمود: هرگاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش کرد یا هر هنگام که شاخِ شیطان سر برآورد یا اژدهایی از مُشرکان، دهان باز کرد، رسول خدا (ص) برادرش علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) را در کام اژدها و شعله‌های فتنه‌ها افکند و علی هم باز نمی‌گشت؛ مگر آنکه سر سرکشان را پایمال شجاعت خود می‌گردانید و آتش آنها را با آب شمشیرش خاموش می‌کرد. تو فرسوده از تلاش در راهِ خدا، کوشیده در امر او، نزدیک به پیامبرِ خدا، سروری از اولیاء الهی، دامن به کمر بسته، نصیحت‌گر، تلاش‌گر، و کوشش‌کننده بود، و در راه خدا از ملامت ملامت‌کننده نمی‌هراسید. و این در هنگامه‌ای بود که شما در آسایش زندگی می‌کردید، در مهدِ امن متنعّم بودید، و در انتظار به‌سر می‌بردید تا ناراحتی‌ها ما را در بر گیرد، و گوش به زنگ اخبار بودید، و هنگام کارزار عقب‌گرد می‌کردید، و به هنگام نبرد فرار می‌نمودید. و آنگاه که خدا برای پیامبرش، خانهٔ پیامبران و آرامگاه اولیا را برگزید، نفاق در شما ظاهر شد و جامهٔ دین کهنه گردید. سکوتِ گمراهان به سخن درآمد و آدم‌های پَست و بی‌ارزش؛ با قدر و منزلت شدند و شتر نازپروردهٔ اهلِ باطل، به صدا درآمد و وارد خانه‌های شما شد. شیطان سرِ خویش از مخفی‌گاه بیرون آورد و شما را فراخواند. دید که پاسخ‌گوی دعوتِ باطل او هستید و برای فریب خوردن آمادگی دارید. خواست که بر ضدّ حق برخیزید. شما را آمادهٔ اینکار یافت و شما را گرم و آماده نمود و دید که غضبناک شدید. پس بر غیرِ شتر خود، داغ و نشان زدید و بر آبی که حقّ شما نبود، فرود آمدید؛ در حالی هنوز از عهد و قرار شما چیزی نگذشته بود و شکافِ زخم عمیق بود و دهانهٔ زخم هنوز به هم نیامده، بهبود نیافته بود و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‌وسلم) هنوز دفن نشده بود؛ بهانه آوردید که از فتنه می‌هراسید؛ آگاه باشید که در آتشِ فتنه سقوط کردید و «به‌راستی که جهنّم بر کافران احاطه دارد»… •تا پایِ جان با ولایت؛ و امان از سکوتِ خواص و بی‌طرفی در بزنگاه‌هایِ مهم..

Repost from Stars_motion.ir
یه‌کمی حرف بزن، علی نَمیـــره... حرف رفتن نزن، علی می‌میـــره... @stars_motion_ir
+1
یه‌کمی حرف بزن، علی نَمیـــره... حرف رفتن نزن، علی می‌میـــره... @stars_motion_ir

آن‌گاه که تصمیم گرفتند به خانهٔ ولایت هجوم برند، زهرا(س) کنار در ورودی منزل خطاب به مردمِ کوچه و بازار فرمود: «من ملّتی را مثل شما نمی‌شناسم که اینگونه بد برخورد باشند...از ما فرمان نخواستید و حقِ ما را باز نگرداندید. گویا از آنچه رسول خدا در روز غدیرِ خُم فرمود، آگاهی ندارید؟» و در ادامه فرمود:«در آن روز ولایت را برای او- حضرت علی- منعقد کرد تا امیدِ شما (فرصت‌طلبان) به خلافت قطع گردد، ولکن شما رشته‌هایِ پیوندِ میانِ خود و نبیِّ خـود را قطــع کردید…» •تو یادم دادی پایِ اعتقادم بمونم..

مردم! بچســـبید به امام‌زمان؛ مردم! برید درِ خونهٔ ولیعصــر.. -صدایِ مرحوم کافی(ره) را می‌شنوید.

در شرایطی که هیچــکس حقِ مخالفت برای حق پایمال شدهٔ ولایت و جانشینی ِحضرت علی(ع) رو نداشت، حضرت زهرا شبانه به درِ خانهٔ مهاجر و انصار می‌رفت و می‌فرمود: -اى گروه مهاجر و انصار! خدا را يارى كنيد و دخترِ پيامبرتان را یاری کنید، در آن روزى كه با رسولِ خدا بيعت نموديد، بيعتتان چنين بود كه همچنان‏كه هر ناراحتی را از خود و فرزندانتان بازمی‌داريد، از او و فرزندان او نيز بازداريد، اكنون به عهدى كه با رسولِ خدا بستيد، وفا كنيد… •مفيد، ۱۴۰۹ق، ص ۱۸۳ جهادِ تبیینِ چهره به چهره..

یکی از چیزایی که خوشم میاد؛ گوش دادن به تماس‌های مخاطبین با شبکهٔ آی‌فیلمه. زنگ می‌زنن و یه سریال دلخواه سفارش می‌دن، تشکر می‌کنن و می‌گن صبح تا شب این شبکه برامون روشنه. یکی زنگ زد گفت این سربداران چیه؟! اصلا به درد نمی‌خوره، قدیمیه، هیچ به درد نسلِ جدید نمی‌خوره، من که ندیدم کسی ببینه. لطفاً به ذائقهٔ مخاطب احترام بذارید. چند وقت بعد یکی دیگه زنگ زد گفت از پخشِ سربداران خیلی ممنونم! این مدل سریال‌ها خیلی برای نسلِ جدید مفیده که با سرگذشتِ مملکت خودشون آشنا بشن؛ پسرِ من علاقمند شده به این سریال. سریال‌های قدیمی خیلی قشنگن، ممنونم که نظرِ مخاطب انقدر براتون مهمه. دوتا نظر متفاوت! انگار آدم‌ها بخشِ عمده‌ای از نتیجه‌گیری و تحلیل‌هاشون رو طبقِ جامعهٔ آماری دور و برِ خودشون ارائه ‌می‌دن.

پیجِ صادق‌بوقی با همکاریِ پلیس و فعالینِ مجازی برگشت؛ باهاش مصاحبه شده گفته خداشاهده دست به تارِ موی منم نزدن. که چی؟ چون طبقِ معمول می‌گفتن دستگیر شده و شکنجه شده و … اینا حاصلِ چیه؟ حاصلِ یک نگاهِ سطحی‌نگر. از سلبریتی‌ها و مَنوتو تا شاهین‌ نجفی و … شروع کردن رویِ این ماجرا اسکی رفتن. این‌جوری از یه پیرمرد سادهٔ آوازه‌خون، چریکِ جنگ نرم می‌سازن و رقص و آوازِ محلی رو تبدیل به یه روشِ مبارزانی می‌کنن. از اون‌ها که بعید نیست؛ به هرحال مگس رویِ زخم و تنش‌ها و این چیزا می‌شینه، ولی کاش تو این فضای بی‌بند و بارِ مجازی و فرهنگ‌سازی‌هایِ تاریک سینمای خانگی؛ مسائل به ترتیبِ اهمیت اولویت‌بندی می‌شد! به قول حاج‌آقای قُمی؛ با این مسأله‌سازی‌های زرد و پوچ، اسب را گم کرده و پیِ نعلش می‌گردیم!

اگه تواناییِ طی‌الارض داشتم انسانِ خوش‌حال‌تری می‌بودم. صبح‌م رو با حرم‌ امام‌رضا آغاز می‌کردم، بعدش می‌رفتم شمال. ظهرم رو می‌رفتم اردبیل آشِ دوغ می‌خوردم. غروب می‌رفتم نجف-که تاحالا نرفتم اما رفته‌ها می‌گن خیلی اَمنه- بعد باز می‌رفتم چای‌خونه. برمی‌گشتم شمال که صدای شُغال‌ها رو بشنوم. شب می‌رفتم کهف‌الشهدایِ تهران. بعدش جمکران. بعد می‌رفتم سی‌و‌سه‌پُل؛ این‌سری رفته بودیم خیلی بامزه بود! زیر هر پُل‌ش یه عده جمع شده بودن آواز می‌خوندن. دوباره برمی‌گشتم شمال، ولی هرگز برنمی‌گشتم تهران. تهران‌دوستا ببخشن. استاد شجاعی می‌گه انسانِ عصرِ ظهور توانایی‌ای به‌دست میاره که از زمین خارج ‌شه، ‌برسه به کُرّاتِ دیگه؛ چه شود! کمترین جایزهٔ صبوریِ انسان در روزگارِ اخرالزمان، پاداشِ زمینه‌سازیِ اصلی‌ترین برههٔ تاریخ!خوش‌بحالت ای انسانِ صبورِ مؤمنِ مُجاهدِ عصر ظهور.

می‌گفت بچه‌هایِ شمال، بچگیِ قشنگ‌تر و بهتری دارن، اینه که کلاً قشنگ‌ترن. منم دیروز یکی از دوستایِ شمالی‌م رو از اومدن به تهران مُنصرف کردم؛ گفتم اگه قصد داری پرخاشگر، عصبی، سم‌زده، کلافه، خسته از ترافیک و آلودگی باشی بیا تهران. بچه‌هایِ شمال بابتِ محل زندگی‌شون نظرکردهٔ خدان؛ کاش در شمال می‌زیستم؛ یا اون معلمِ سریال کوبار می‌بودم.

می‌گفت بچه‌هایِ شمال، بچگیِ قشنگ‌تر و بهتری دارن، اینه که کلاً قشنگ‌ترن. منم دیروز یکی از دوستایِ شمالی‌م رو از اومدن به تهران مُنصرف کردم؛ گفتم اگه قصد داری پرخاشگر، عصبی، سم‌زده، کلافه، خسته از ترافیک و آلودگی باشی بیا تهران. واقعاً بچه‌هایِ شمال بابتِ محل زندگی‌شون نظرکردهٔ خدان؛ کاش یه اون معلمِ سریال کوبار بودم.

Repost from عشقه ‌🎒
‌ خدایا، ما رو از شرّ خودمون نجات بده! ‌

کاشکی می‌شد دلم رو فرشِ زیرِ پاهاتون کنم؛ همون‌جایی‌که نشستید و دست کشیدید روِ سر زائراتون..
+1
کاشکی می‌شد دلم رو فرشِ زیرِ پاهاتون کنم؛ همون‌جایی‌که نشستید و دست کشیدید روِ سر زائراتون..

این توضیحاتِ بهادریِ‌جهرمی برای ماجـرایِ چای‌ دبش‌ و کشفِ فساد رو تازه دیدم، شما احتمالاً دیدید؛ این لینکِ خبرِ فروردین‌ماه رو هم احتمــالاً دیدید؛ رئیس‌ قوه‌قضاییه و وزیر اطلاعات هم توضیحاتی دادن؛ آغازِ تخصیصِ ارز به چای (که اصولاً کالایِ اساسی هم محسوب نمی‌شه) سال ۹۷ بوده تا این‌که فروردین‌ دولت به ماجرا ورود پیدا کرده و بعد از گزارشِ فساد، تشکیل پرونده در قوهٔ قضاییه صورت گرفته؛ خلاصه توضیحاتِ مفصل ارائه شد. -این روندِ پاسخگویی سخنگویِ دولت در همون ابتدای امر برایِ من از پارسال جالب شد؛ تویِ شلوغی‌ها رفته بود دانشگاه علامه- من هم بودم- یه عده با فحاشی و داد و بی‌داد جلسه رو ترک کردن، ایشون بعدش رفت بینِ همون دانشجوها و باهاشون حرف زد. این «انجام‌وظیفه» جالبِ توجه بود.. -ولی امید است شفّاف حرف‌زدن، فسادستیزی، کنار زدنِ بی‌عرضگانِ بندهٔ قدرت و بازی‌کنندگان با اعتمادِ ملت و متخصصانِ بی‌تعهّد، ادامه‌دار و محاکمــهٔ عاملانِ وضعِ موجود در هرسطح و رنگی عملی بشه. چون: -هرکس بخشی از کارِ مسلمانان را بر عهده بگیرد و در کارِ آن‌ها مانندِ کار خود دلسوزی نکند، بویِ بهشت را استشمام نخواهد کرد.. پیامبر فرمودند.

مجلسِ نمایندگان آمریکا از رؤسایِ دانشـگاه‌‌هایِ هاروارد، پنسیلوانیــا و ام‌آی‌تی سوال ‌و جواب [بخوانید بازجــویی] می‌کنه؛ بخاطر راهپیمایی دانشجوها و اساتید به جنایات اسرائیل در غزه. ما هم این‌جا زیباکلام‌هایِ غرب‌زده‌ای داریم که مغزِ دانشجو رو می‌شورن و پهن می‌کنن و آزادانه حرفِ حمایت از اسرائیل می‌زنن؛ هربار هم یه حرف رو تکـرار می‌کنن و جواب می‌گیرن؛ ولی از روو نمی‌رن؛ مثلاً می‌تونیم این روشنفکرنماهایِ بامزّه رو بعنوانِ سنگِ‌پا صادرشون کنیم به همین «مهدِ آزادیِ بیان.»

چرا مرگ بر آمریکا؟ آمریکا قطعنامهٔ شورایِ امنیت مبنی بر آتش‌بس در غزه -بعد از کُشتارِ بیش از ۱۷ هزار انسـان که اکثراً زن و بچه بودن- وِتو کرد. نمایندهٔ اسرائیل از بایدن بخاطرِ حمایت قاطعانه از بمبارانِ غزه تشکر کرد تا برایِ هزارمین بار کشک‌بودنِ قواعــد حقوقِ بشری بین‌المللی رو به جهان و به ما که نگـرانِ آزادی‌مون بودن؛ یادآوری کنه. غــرب ارزشی برایِ «انسان» قائل نیست. این تروریست‌هایِ کت و شلواری..