ar
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

الذهاب إلى القناة على Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

إظهار المزيد
4 999
المشتركون
+624 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+21230 أيام
أرشيف المشاركات
حاشا‌، حاشا، حاشا؛ در انتقـامت بشـود کوتاهـی! کَلّا، کَلّا، کَلّا؛ زمین بماند علمِ خونخواهی! باید تقـاص پس بدهـند آن حرامیـان؛ ننگا به ما اگر که زِ خونت گذر کنیم…
نفست گرم! حاج‌مهدی‌رسولی.

+++++

در بی‌غیرتی همتا ندارید. ترامپ ولی‌فقیه‌مان را در روزِ روشن به قتل رسانده، ۱۶۸ طفل معصوم را عمداً پرپر کرده، سلاح جدیدش را رو
در بی‌غیرتی همتا ندارید. ترامپ ولی‌فقیه‌مان را در روزِ روشن به قتل رسانده، ۱۶۸ طفل معصوم را عمداً پرپر کرده، سلاح جدیدش را روی لامرد تست کرده، وسط اتش‌بس کذایی‌اش محاصرهٔ دریایی کرده و عملا اتش‌بس را نقض کرده، بند بندِ تفاهم‌نامه را ریش‌ریش کرده و به ریشِ ما خندیده، مدام به جنوبِ کشور حمله می‌کند [و البته بدست نیروهای مسلح‌ عزیز پاسخ می‌گیرد] سگ هارش هم مدام جنوب لبنان را بمباران می‌کند، هرچه لایقِ خود نحس نجسش بود به ما مردم ایران نسبت داده و درحالیکه مثل همیشه به هیچ بندی پایبند نبوده؛ گفته تفاهم از نظرِ من مُرده! آن‌وقت این بی‌غیرت‌ها جای اینکه دوتا فحش هم به آقا‌دزده بدهند؛ یقهٔ مردم را می‌گیرند که چرا غیرت کرده و به خون‌خواهی بلند شدید؟! با وقاحت به جنگ‌طلبی محکوم‌شان می‌کنند! دردِ ترامپ فقط تسلطِ ایران روی تنگه نیست؛ دردش را در بدرقهٔ بی‌نظیر، باشکوه و میلیونی امام شهید در ایران و عراق، و پرچم‌های سرخ خون‌خواهیِ امام‌شهید در دست مردم داغدار و #باغیرت جستجو کنید. اما عمله‌های داخلی‌اش از فریادِ غیرت و انتقام ناراحتند یا از اینکه قبلهٔ آمال‌شان هزار بار نقاب انداخته؟

به امیدِ دیدار اقاسیدعلی… به امیدِ دیدار قدم‌هایِ بی‌عصا. به امیدِ دیدار قد و بالای رشید. به امیدِ دیدار سخنرانی‌هایِ بی‌تپق… به امیدِ دیدار «من نمی‌بینمتون اما دوستتون دارم» به امیدِ دیدار جلسه‌هایِ زیبای شعر. به امیدِ دیدار اقای ایران… به امیدِ دیدار اشتیاقِ نمازهای عید فطر. به امیدِ دیدار روضه‌هایِ کنجِ حسینیه. به امیدِ دیدار ذوقِ قاب‌هایِ یهوییِ نمایشگاه کتاب. به امیدِ دیدار افتخار کتاب‌خوان‌ها. به امیدِ دیدار استاد شاعرها. به امیدِ دیدار چفیه و انگشتر‌های تبرکی. به امیدِ دیدار قنوتِ دستی که بوی عطر یاس می‌داد. به امیدِ دیدار تبرکِ تربتِ کربلا… به امیدِ دیدار آغوشِ مهربان برای فریب‌خورده‌ها! به امیدِ دیدار پناهِ بچه‌های شهدا. به امیدِ دیدار «ای تكيه‌گاه و پناهِ زيباترين لحظه‌هایِ پرعصمت و پر‌شكوهِ تنهایی و خلوتِ من…» به امیدِ دیدار خنده‌هایِ بهشتی… به امیدِ دیدار نهال‌هایِ کاشته و به ثمر رسیدهٔ حیاط حسینیه. به امیدِ دیدار یادگارِ آقاروح‌الله! به امیدِ دیدار «خامنه‌ایِ عزیزِ» حاج‌قاسم‌ها. به امیدِ دیدار فرماندهٔ حاجی‌زاده‌ها. به امیدِ دیدار «تکیه‌گاهِ» سیدحسن. به امیدِ دیدار «چشم و چراغِ» تهرانی‌مقدم‌ها. به امیدِ دیدار نور دیدهٔ مستضعف‌ها. به امیدِ دیدار دشمن‌شناس‌ترینِ عالِم‌ها. به امیدِ دیدار استادِ آقا‌سیدمجتبی. به امیدِ دیدار مظلومِ زخم‌زبان‌ها… به امیدِ دیدار مقتدرِ تنها! به امیدِ دیدار پیرِ عاشقِ ما. به امیدِ دیدار زیلوهایِ آبی حسینیه. به امیدِ دیدار محاسنِ سفید‌شده بخاطر ما. به امیدِ دیدار زبان گویایِ عشق! به امیدِ دیدار تجلیِ ایمان… به امیدِ دیدار «ای همه نیرویَت، از روضهٔ زهرا…» به امیدِ دیدار خیرِ کثیرِ زندگیِ من… به امیدِ دیدار معمارِ امنیتِ ایران! به امیدِ دیدار پدرِ امت… به امیدِ دیدار آرزویِ کودکی‌هایم! به امیدِ دیدار غرورِ جوانی‌ام… به امیدِ دیدار فخـرِ زندگی‌ام… به امیدِ دیدار اشکِ شوقِ چشم‌های من… به امیدِ دیدار او که «کلمه» نمی‌شود و کلمات به گریه می‌افتند بی‌او… به امیدِ دیدار آقا! خستهٔ راه نباشی آقا، از حال ما شاگردانِ امانت‌دارت اگر می‌پرسی؛ سخت می‌گذرد بی‌تو. اصلا نمی‌گذرد بی‌تو. خاک سرد نیست بی‌تو، دنیا زیبا نیست بی‌تو. کمر صاف نکرده‌ایم بی‌تو. اما دست به زانو گرفته‌ایم و یاعلی گفته‌ایم؛ مشت گره‌کرده‌، خشِ بغض به گلو انداخته‌ایم؛ ایستاده‌ایم به انتظار طلوعِ دوباره‌ات، در کنار خورشیدِ موعود. آن عدلِ منتظَر…

«وقت تمام شد! شما را دوست داریم؛ برایتان دعا می‌کنیم، والسلام ‌علیکم و رحمة‌الله و برکاته. خداحافظ آقایون و خانم‌ها…» تو را به آسمان می‌سپاریم، خودمان را به خاک…

نمی‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم، فقط می‌دونم که قلبم جایی بیرون از این بدنِ لاجون می‌تپه. قلبم خسته شده، حرف زیادی شنیده، سال‌ها
نمی‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم، فقط می‌دونم که قلبم جایی بیرون از این بدنِ لاجون می‌تپه. قلبم خسته شده، حرف زیادی شنیده، سال‌ها این کالبدِ بی‌روح رو زنده نگه‌داشته، راهِ زیادی اومده. منم اولین‌بارمه. دارم قلب‌مو به امانتِ آسمونا می‌سپرم. ای آدم‌ها! بر پیکرِ قلبِ ما نماز بگذارید…

در مشهد انگار یک‌دست رنگِ سرخ پاشیده‌اند روی لباس‌های عزا در کل شهر… یارِ خراسانی، کربلایی! به شهرت خوش آمدی.

در مشهد انگار یک‌دست رنگِ سرخ پاشیده‌اند روی لباس‌های عزای شهر…

پر از حرف‌های نگفته‌ام. قلبم داره می‌ترکه. کاش این «بیداری» زودتر اتفاق می‌افتاد. کاش اون‌شب‌هایی که از پشت پنجره‌هایِ تاریک فحش و تهمتِ ناکارآمدیِ غیر رو به سیدِ مظلومِ ما می‌دادن و او مهربانانه سکوت می‌کرد؛ ازش دفاع می‌شد. کاش وقتی تهدیدهای حرامزادهٔ قاتل امریکایی علنی شد؛ به کسی برمی‌خورد! کاش در دفاع از او قیامت می‌شد. کاش در زمان حیاتش کسی از بیانِ محبّتش به این سیدِ مظلوم و مقتدرِ خدا نمی‌ترسید. کاش وقتی هزاران حرفِ واضحش تحریف می‌شد و هزاران بار از شأن و نجابتش خرجِ بقیه می‌شد، کسی در سکوت نبود. کاش وقتی حاج‌قاسم گفت: «من حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای را خیلی مظلوم و تنها می‌بینم» کسی می‌گفت که آقا چرا تا من هستم تنهایی؟! کاش بارِ بیداری رو یک‌تنه به دوش نمی‌کشید. کاش وقتی که «باید»، همه بودن. هزاران «کاش» و حسرت در گذشته موند، و هزاران «باید» در آیندهٔ مبعوث‌شدگانِ خونِ شهید؛ نسبت به ولیِّ‌امرِ رشید ما، آقاسیدمجتبای عزیز ما.

چه عزتی خدایِ حسین(ع) به تو داد آقا‌سید‌علیِ شهید. چه خوب علمداری کردی برای سپاهِ اباعبدالله، با دستِ جانبازت چه پرچمی بلند کردی برای اعتلایِ عزت و شرفِ شیعه که قمر‌ منیرِ بنی‌هاشم این‌طور در بدو ورودت به آستانِ مقدسش؛ پیکرِ زخمی و دل‌تنگت را گل‌باران می‌کند و انگار آرام می‌گوید «خسته نباشی سردار! راهِ طولانی‌ای را آمدی، عمری زیر بیرقِ ما بودی، حالا به آغوشِ ما خوش آمدی…» بدا به حالِ بدخواهانت که تورا نشناختند، و حسرتا به حالِ دوست‌دارانت که تورا آن‌طور که باید؛ نشناختند.

«نورٌ علیٰ نور» بودی در خانهٔ پدری، عزیزِ‌دلم.
«نورٌ علیٰ نور» بودی در خانهٔ پدری، عزیزِ‌دلم.

باطل‌السحرِ سال‌ها پروژه و فتنه‌گری بین امت؛ «عشق» است آقا. عشقِ تو. با لبِ تشنه و تنِ زخمی به زیارتِ امام و مقتدایت رفتی. بع
باطل‌السحرِ سال‌ها پروژه و فتنه‌گری بین امت؛ «عشق» است آقا. عشقِ تو. با لبِ تشنه و تنِ زخمی به زیارتِ امام و مقتدایت رفتی. بعد از ۶۹ سال، آن هم خانوادگی. شهیدِ تهمت اغیار بودی، به دیدار یار رفتی. عراقی‌ها می‌گویند «ما می‌خواستیم ببینیمت و دستت را ببوسیم! اما پیکرت پیش ما آمد! خوشا به مرامت که حسین(ع) را رها نکردی.» نامِ تو به نام حسین(ع) گره خورده اقای شهیدِ امت. عزیز ما. زندگی‌ات، مرامت، جهادت، و شهادتت. من حسینی شدنم را به تو مدیونم. کاش خدا این محبت را که سال‌ها فریادش ‌زدم؛ از من قبول کند… زیارتت قبول کربلایی آقایی که راهِ اربعین را در این دنیایِ معاصر برای زائرانش باز کرده بودی؛ زیارت قبول سیدعلی! یا أبومجتبی…

عزیزان! پرچم‌دارانِ ولع غربی و کاسه‌لیسانِ کدخدایِ قاتل امریکایی؛ از پرچم‌های سرخ خون‌خواهی شما بیشتر از فحاشی‌ها، جنایات و تهدیدهای ترامپ عصبانی‌ان. در حقیقت از شما توقع دارن که از بهایِ #قتل امامِ‌جامعه و حقِ قصاصِ قاتلش که با حفظِ سِمَت، قاتل حاج‌قاسم هم هست به بهانهٔ دو صباح کرشمهٔ بیشترِ ترامپ بگذرید. اما شمایی که بعد از دیدنِ تابوتِ رهبر شهید، تازه فهمیدید که چه عزیزی، توسط کدام درندهٔ جنایتکاری به شهادت رسیده و فراتر از خواسته‌ای از سرِ غیرت طلبِ انتقام می‌کنید؛ درحالی‌که به امرِ ولی‌فقیهِ ما -آقاسیدمجتبی خامنه‌ای- در انتظار تحقق شروطِ گفته‌شدهٔ مسئولین‌اید، اجازه ندید این داغ سرد بشه. بهتر بگم! اجازه ندید این داغ رو به طلبِ دنیا سرد کنن، اجازه ندید امام‌کُشی باب بشه. این قتلِ بزرگ، قاتل دارد!

سیدعلی بعدِ یه عمری مسافرِ کرب و بلا شد…

- عزاداران عراقیِ منتظر پیکر پاک و مطهرت، در نزدیکی حرم امام‌حسین فریاد می‌زنند: «ای حسین، فرزندت خودش را (در برابرِ دشمن) پنهان نکرد…» از ایران تا عراق، از زمین برایِ هفت آسمان شهادت می‌دهیم که عمل کردی به وصیتِ جدّت مردِ خدا! پنهان نشدی، فرار نکردی، تسلیم نشدی، بیعت نکردی، ایستادی! شهید شدی. مثلی‌لایبایعُ‌مثل‌یزید..

داشتن می‌رفتن فیلمبرداری تشییع آقا تو مشهد، تو مسیر این سربازو می‌بینن سربازه می‌گه بهم گفتن ماشین پیکر آقا از اینجا رد می‌شه. تا حالا آقا رو ندیدم. از پنج صبح وایستادم ماشین آقا بیاد رد بشه ببینمش. همینکه ماشینشو ببینم برام بسه... چه عاشقایی داری آقا سیدعلی...

سال‌ها از حجتیه‌ای‌های عافیت‌طلبِ عبرتِ تاریخ، سلطنت‌طلب‌هایِ فراری، منافقین داخلی و دشمنان خارجی بابت ایستادگی‌ و جهادهایِ خالصانه‌اش تهمت شنید. هم برای ترور فیزیکی‌اش تلاش کردند، هم ترورِ شخصیت شد. از هیچ دروغی علیه او و خانواده‌اش دریغ نکردند، اما او ایستاد. بی‌هیچ ترس و فکرِ فراری! تهمت‌ها را به جان خرید اما از آرمان و ایمانش عقب‌نشینی نکرد. ایران‌سازی کرد و فراتر از آن؛ انسان‌سازی کرد. عاقبت با خانواده شهید شد. شهادتی که برای یک عالِمِ‌شیعه در عصرِ غیبت کبری نظیر ندارد. تشییعِ باعظمت و بی‌نظیرِ پیکر پاک امامِ شهید در تهران، قم، عراق شبیه به عظمتِ اربعین اباعبدالله‌ست؛ فقط همین یک جمله را برایم تداعی می‌کند: کسی را توانِ ستیز با آنکه خداوند عزیزش بدارد نیست… إِنَّ‌الْعِزَّةَ‌ لِلَّهِ جَمِيعًا.

بعد از ۶۹ سال دوری؛ به حرمِ مولایِ زمین ‌و زمان خوش آمدی اقای قتیلاً للأمّة‌ المسلمة! ای مریدِ حیدر. ای نزدیک‌ترین درکِ من از مرام و انوارِ الهیِ امیرالمومنین…

ترامپِ قاتل بعد از نقض بند ۱۰ تفاهم [لغو اسقاطیهٔ تحریم فروش نفت] و نقض بند ۱ و ۲ [حمله به جنوبِ ایران و حملات مکرر اسراییل به لبنان] امروز با عصبانیت به ایرانی‌ها توهین کرد. اون‌ها رو شرور، سرطان و بی‌ارزش خطاب کرد و گفت از نظرِ من یادداشت تفاهم مُرده! حالا این‌که «این خاصیتِ حرامزاده است که می‌خواهد با توهین دشمنانش را ازار دهد!» ما که تمایلی به غرغره کردنِ اراجیف این قاتل نداریم. اما امیدوارم یک درکِ جمعی بین مسئولین و مردم به وجود اومده باشه که اونی‌که خواستارِ هیچ تفاهمی نیست؛ امریکاست. اصرار به جدایی امریکا از اسراییل از حماقت گذشته. نوکِ پیکانِ حملاتتون سمت منتقدینی که عاقبت جملهٔ «امریکا متعهد می‌شود…» رو می‌دونستن، نباشه. به سمتِ حیوانِ بچه‌خواری باشه که قاتل سردارِ پرافتخار ایرانی -حاج‌قاسم- و قاتلِ امام مجاهد امّته.