302
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
301
یه وقتهایی باید یاد بگیری بعضی اتفاقها رو همونجایی که افتادن، رها کنی.
قرار نیست هر حرفی که شنیدی، تا شب توی ذهنت تکرار بشه. قرار نیست هر کسی که ناراحتت کرد، ساعتها توی فکر و خیالت حضور داشته باشه.
قرار نیست هر چیزی که مطابق میلت پیش نرفت، تمام چیزهای قشنگ زندگی رو از چشمت بندازه.
زندگی پر از اتفاقهاییه که هیچ اختیاری روشون نداریم. آدمهایی که بیملاحظه حرف میزنن، قولهایی که فراموش میشن، انتظارهایی که بیجواب میمونن و برنامههایی که درست وقتی براشون ذوق داریم، به هم میریزن.
اما یه چیزی رو فراموش نکن:
تو مسئول تمام اتفاقهایی که برات میافتن نیستی، ولی میتونی تصمیم بگیری چقدر از زندگیت رو درگیرشون کنی
گاهی لازمه به جای اینکه هزار بار یه مکالمه رو توی ذهنت مرور کنی، بری سراغ کاری که دوستش داری.
به جای اینکه منتظر عذرخواهی کسی بمونی، برای خودت یه عصر قشنگ بسازی. به جای اینکه مدام فکر کنی چرا فلان اتفاق افتاد، حواست رو به چیزهایی بدی که هنوز خوب و دوستداشتنیان.
دنیا با یه دلخوری از حرکت نمیایسته. هنوز آدمهایی هستن که دیدنت خوشحالشون میکنه، هنوز خبرهای خوبی هست که نشنیدی، جاهایی هست که نرفتی، خندههایی هست که از ته دل نکردی و لحظههایی هست که میتونن به خاطرههای عزیزت تبدیل بشن.
@we_live
301
مادامی که جنبههایی از وجود خود را نمیپذیریم، افرادی را به زندگیمان جلب میکنیم که آن جنبه را از خود نشان میدهند.
هستی، پیوسته در تلاش است تا به ما نشان دهد که واقعاً چهکسی هستیم و یاریمان کند تا دوباره کامل و یکپارچه شویم.
بیشتر ما چنان ویژگیهای طرد شده خود را در اعماق وجودمان دفن کردهایم که نمیتوانیم وجه مشترک بین خودمان و آن کسی را که دوست نداریم، ببینیم.
امّا باید بدانیم که اگر پیوسته شخصیت خاصی در زندگی ما پدیدار میشود، دلیلی دارد.
📚 نیمه ی تاریک وجود
|دبی فورد|
@we_live
