545
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
545
...
قحطی به نام ما، باران به کام شما
#رسول_بهروش
امام جمعه محترم قم فرمودهاند نزولات آسمانی اخیر، در پی نمازهای باران بوده است. این خلاصه تمام رابطه ما با حاکمیت طی چنددهه گذشته است. باد و برف و باران حاصل راز و نیاز و مناجات آنهاست و قحطی و خشکسالی و نکبت، مکافات شل حجابی و معصیت و قساوت ما، زمینخواری آنها از سر غفلت و ناآگاهی و سهو قلم است و کوچکترین خبط و خطای ما، سزاوار سزای سهمگین، خدای آنها الرحمنالراحمین است و خدای ما احکمالحاکمین، آنها از تبار «انعمت علیهم» هستند، داستان ما اما به تیره «مغضوب علیهم» میخورد. به همین سادگی!
بقیه چیزها هم در این کشور دقیقا همینطوری تقسیم شده. شعار فتح جهان را آنها سر میدهند و تازیانه تحریم بر پیکر ما مینشیند، دیوار سفارت را آنها نردبان ترقی میکنند، اما تاوان سنگیناش را ملت پس میدهد، آنها دنبال حسینیه کردن کاخ سفید میروند، اما در عمل این چاردیواری میلیونها ایرانی است که بیتالاحزان میشود، در خانه باغهای ولنجک و نیاوران نسخه مقاومت میپیچند و این صدای شکستن استخوانهای مردم است که از گوشه گوشه شهر بلند میشود. بچههای آنها همانجا،از نزدیکترین فاصله در حال مبارزه با غرب جهانخوار هستند و بچههای ما؟ بیخیال، آنها خیلی وقت است که دیگر به دنیا نمیآیند.
روزی محمد جواد ظریف گفت: «ما خودمان انتخاب کردیم جور دیگری زندگی کنیم.»؛ کاش وزیر خارجه نایس مملکت جواب میداد ما کی و کجا انتخاب کردیم که زیر فشار تورم هفتاد درصدی و دلار صدوسی هزار تومانی له شویم و کیف و خوشی انگلزادههای بانیان این شرایط را تماشا کنیم؟ ما کی انتخاب کردیم با بیارزشترین پول جهان، ریشخند توریستهای تازه به دوران رسیده عراقی باشیم و حسرت ماشینهای زیر پایشان را بخوریم؟ ما کی انتخاب کردیم در دوره هوش مصنوعی به عصر آفتابه و بادبزن برگردیم و در رستورانها قیمه و قرمه بدون گوشت سفارش بدهیم؟ ما کی انتخاب کردیم طوق تحقیر به گردن بگیریم و در خاک خودمان شهروند درجه دو باشیم؟ همه اینها حاصل نسخه تجویزی شما بود که رویا را از سر، نفس را از سینه و نان را از سفره برد. حقیقت آن است که خیلی از ما فقط یک انتخاب داریم و آن، بیزاری از شماست. همه شما.
@simar50
545
قحطی به نام ما، باران به کام شما
امام جمعه محترم قم فرمودهاند نزولات آسمانی اخیر، در پی نمازهای باران بوده است. این خلاصه تمام رابطه ما با حاکمیت طی چنددهه گذشته است. باد و برف و باران حاصل راز و نیاز و مناجات آنهاست و قحطی و خشکسالی و نکبت، مکافات شل حجابی و معصیت و قساوت ما، زمینخواری آنها از سر غفلت و ناآگاهی و سهو قلم است و کوچکترین خبط و خطای ما، سزاوار سزای سهمگین، خدای آنها الرحمنالراحمین است و خدای ما احکمالحاکمین، آنها از تبار «انعمت علیهم» هستند، داستان ما اما به تیره «مغضوب علیهم» میخورد. به همین سادگی!
بقیه چیزها هم در این کشور دقیقا همینطوری تقسیم شده. شعار فتح جهان را آنها سر میدهند و تازیانه تحریم بر پیکر ما مینشیند، دیوار سفارت را آنها نردبان ترقی میکنند، اما تاوان سنگیناش را ملت پس میدهد، آنها دنبال حسینیه کردن کاخ سفید میروند، اما در عمل این چاردیواری میلیونها ایرانی است که بیتالاحزان میشود، در خانه باغهای ولنجک و نیاوران نسخه مقاومت میپیچند و این صدای شکستن استخوانهای مردم است که از گوشه گوشه شهر بلند میشود. بچههای آنها همانجا،از نزدیکترین فاصله در حال مبارزه با غرب جهانخوار هستند و بچههای ما؟ بیخیال، آنها خیلی وقت است که دیگر به دنیا نمیآیند.
روزی محمد جواد ظریف گفت: «ما خودمان انتخاب کردیم جور دیگری زندگی کنیم.»؛ کاش وزیر خارجه نایس مملکت جواب میداد ما کی و کجا انتخاب کردیم که زیر فشار تورم هفتاد درصدی و دلار صدوسی هزار تومانی له شویم و کیف و خوشی انگلزادههای بانیان این شرایط را تماشا کنیم؟ ما کی انتخاب کردیم با بیارزشترین پول جهان، ریشخند توریستهای تازه به دوران رسیده عراقی باشیم و حسرت ماشینهای زیر پایشان را بخوریم؟ ما کی انتخاب کردیم در دوره هوش مصنوعی به عصر آفتابه و بادبزن برگردیم و در رستورانها قیمه و قرمه بدون گوشت سفارش بدهیم؟ ما کی انتخاب کردیم طوق تحقیر به گردن بگیریم و در خاک خودمان شهروند درجه دو باشیم؟ همه اینها حاصل نسخه تجویزی شما بود که رویا را از سر، نفس را از سینه و نان را از سفره برد. حقیقت آن است که خیلی از ما فقط یک انتخاب داریم و آن، بیزاری از شماست. همه شما.
545
...
جمهوری اسلامی و بنبست امنیتی
#حمید_آصفی
حرف حسن روحانی نه تحلیل تازه است و نه شجاعت سیاسی؛ این یک لغزش زبانی است که ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی را لو میدهد.
وقتی رئیسجمهور پیشین میگوید برخی باور داشتند اسرائیل هرگز به ایران حمله نمیکند، چون در صورت حمله نابود میشود، در واقع اعتراف میکند که امنیت ملی کشور سالها بر پایه گزارههایی کودکانه و خودفریبانه بنا شده است.
این نه خطای فردی، بلکه محصول یک دستگاه فکری است که «احتمال» را دشمن اقتدار میداند.
مسئله اصلی این نیست که اسرائیل یا آمریکا حمله میکنند یا نه؛ مسئله این است که جمهوری اسلامی خود را از فکر کردن به حمله منع کرده بود.
در چنین سیستمی، سناریونویسی نشانه تردید تلقی میشود و تردید مساوی با خیانت. نتیجه روشن است: سیاست خارجی به میدان شعار بدل میشود و نه ابزار مهار بحران.
این گزاره که «اگر حمله کنند نابود میشوند» نه تحلیل امنیتی است و نه حتی خطای محاسباتی؛ این یک توجیه روانی برای فرار از تصمیم سخت است.
با چنین فرضی، مذاکره بیمعنا میشود، توافق تحقیر میگردد و هر هشدار عاقلانهای به ترسفروشی متهم میشود. وقتی دشمن از پیش شکست خورده فرض شود، عقلانیت هزینهبر اضافی است.
جمهوری اسلامی سالها دشمن را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که برای آرامکردن خود نیاز داشت، تصویر کرد.
اسرائیل و آمریکا قرار نیست وارد جنگ تمامعیار شوند؛ آنها بهدنبال ضربههای دقیق، محدود و قابل مدیریتاند. کسانی که همهچیز را به جنگ نهایی تقلیل دادند، عملاً راه را برای همین نوع فشار باز کردند.
این خطا اتفاقی نبود؛ حاصل سیاستورزی مزمن با «ناممکنها»ست. ناممکن بودن حمله، ناممکن بودن اجماع جهانی، ناممکن بودن فروپاشی اقتصادی، ناممکن بودن نارضایتی پایدار. جمهوری اسلامی نه بهخاطر کمبود اطلاعات، بلکه بهدلیل سرپیچی از واقعیت، هزینه داد. واقعیت هرچه خشنتر شد، انکار آن هم سرسختتر شد.
سخنان روحانی یک سند است؛ سندی علیه ساختاری که در آن هشدار جرم است و انکار فضیلت. این ساختار نه اصلاح میشود و نه میآموزد؛ فقط وقتی عقب مینشیند که دیگر چیزی برای باختن نمانده باشد. سیاست در این چارچوب، هنر پیشگیری نیست، هنر توجیه شکستهای بعدی است.
پذیرش احتمال حمله نشانه ضعف نیست؛ نشانه عقل سیاسی است. اما جمهوری اسلامی سالهاست عقل را با صلابت نمایشی عوض کرده است. نتیجه، افزایش فشار، کاهش انتخاب و حرکت خزنده به سمت همان سناریوهایی است که قرار بود هرگز رخ ندهند.
اعتراف روحانی نه پایان ماجراست و نه نقطه اصلاح؛ این فقط ترک برداشتن یک روایت رسمی است. پرسش اصلی این نیست که چرا آنها حمله میکنند، بلکه این است که چرا نظامی که مدعی شناخت دشمن است، از فکر کردن به رفتار دشمن وحشت دارد. همین وحشت، خطرناکتر از هر حملهای است.
@simar50
545
...
جمهوری اسلامی و بنبست امنیتی
#حمید_آصفی
حرف حسن روحانی نه تحلیل تازه است و نه شجاعت سیاسی؛ این یک لغزش زبانی است که ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی را لو میدهد.
وقتی رئیسجمهور پیشین میگوید برخی باور داشتند اسرائیل هرگز به ایران حمله نمیکند، چون در صورت حمله نابود میشود، در واقع اعتراف میکند که امنیت ملی کشور سالها بر پایه گزارههایی کودکانه و خودفریبانه بنا شده است.
این نه خطای فردی، بلکه محصول یک دستگاه فکری است که «احتمال» را دشمن اقتدار میداند.
مسئله اصلی این نیست که اسرائیل یا آمریکا حمله میکنند یا نه؛ مسئله این است که جمهوری اسلامی خود را از فکر کردن به حمله منع کرده بود.
در چنین سیستمی، سناریونویسی نشانه تردید تلقی میشود و تردید مساوی با خیانت. نتیجه روشن است: سیاست خارجی به میدان شعار بدل میشود و نه ابزار مهار بحران.
این گزاره که «اگر حمله کنند نابود میشوند» نه تحلیل امنیتی است و نه حتی خطای محاسباتی؛ این یک توجیه روانی برای فرار از تصمیم سخت است.
با چنین فرضی، مذاکره بیمعنا میشود، توافق تحقیر میگردد و هر هشدار عاقلانهای به ترسفروشی متهم میشود. وقتی دشمن از پیش شکست خورده فرض شود، عقلانیت هزینهبر اضافی است.
جمهوری اسلامی سالها دشمن را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که برای آرامکردن خود نیاز داشت، تصویر کرد.
اسرائیل و آمریکا قرار نیست وارد جنگ تمامعیار شوند؛ آنها بهدنبال ضربههای دقیق، محدود و قابل مدیریتاند. کسانی که همهچیز را به جنگ نهایی تقلیل دادند، عملاً راه را برای همین نوع فشار باز کردند.
این خطا اتفاقی نبود؛ حاصل سیاستورزی مزمن با «ناممکنها»ست. ناممکن بودن حمله، ناممکن بودن اجماع جهانی، ناممکن بودن فروپاشی اقتصادی، ناممکن بودن نارضایتی پایدار. جمهوری اسلامی نه بهخاطر کمبود اطلاعات، بلکه بهدلیل سرپیچی از واقعیت، هزینه داد. واقعیت هرچه خشنتر شد، انکار آن هم سرسختتر شد.
سخنان روحانی یک سند است؛ سندی علیه ساختاری که در آن هشدار جرم است و انکار فضیلت. این ساختار نه اصلاح میشود و نه میآموزد؛ فقط وقتی عقب مینشیند که دیگر چیزی برای باختن نمانده باشد. سیاست در این چارچوب، هنر پیشگیری نیست، هنر توجیه شکستهای بعدی است.
پذیرش احتمال حمله نشانه ضعف نیست؛ نشانه عقل سیاسی است. اما جمهوری اسلامی سالهاست عقل را با صلابت نمایشی عوض کرده است. نتیجه، افزایش فشار، کاهش انتخاب و حرکت خزنده به سمت همان سناریوهایی است که قرار بود هرگز رخ ندهند.
اعتراف روحانی نه پایان ماجراست و نه نقطه اصلاح؛ این فقط ترک برداشتن یک روایت رسمی است. پرسش اصلی این نیست که چرا آنها حمله میکنند، بلکه این است که چرا نظامی که مدعی شناخت دشمن است، از فکر کردن به رفتار دشمن وحشت دارد. همین وحشت، خطرناکتر از هر حملهای است.
@ simar50
545
غریبه
حسن شماعیزاده
تو هیچ نقطه ضعفی نداشتی
من داشتم
من... عاشق بودم.
#برتولت_برشت
@simar50
#شعر_و_موسیقی
#من_عاشق_بودم
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
