روانشناسی-احساس خوب
الذهاب إلى القناة على Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
إظهار المزيد421
المشتركون
-224 ساعات
-57 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
مهیبترین خطر، خطرِ از دست دادن خود است
که بدون کوچکترین صدایی در جهان اتفاق میافتد.
هیچ فقدانی در چنین سکوتی رخ نمیدهد.
💔
*صبـح ما را*
*یک سـلام دوست زیبا میکند*
*خنـده شیـرین او*
*جــادو به دلهـا میکند*
*هر سپیده روی خورشید*
*میشود پیدا، ولی*
*روز ما را یک پیام از دوست*
*مُصٓفا میکند*
صبحتون بخیر
*■سطح مدلهای ذهنی: باورها و فرضیات ریشهدار*
در عمیقترین و زیرینترین سطح کوه یخ، سطح مدلهای ذهنی (Mental Model Level) قرار دارد؛ سطحی که شامل نگرشها، باورها و فرضیاتی است که بر نحوهی دیدگاه و واکنش ما به موقعیتها تأثیر میگذارند. این مدلهای ذهنی اغلب بهطور ناخودآگاه عمل میکنند و تصمیمگیریها و اقدامات ما را شکل خواهند داد.
به عنوان مثال، باورهایی دربارهی «چگونگی موفقیت کسبوکارها» یا «نحوۀ درست رفتار کارمندان» ممکن است الگوهای خاصی را در یک سازمان ایجاد کنند. با شناسایی و به چالش کشیدن این مدلهای ذهنی، میتوانیم امکان تغییرات ریشهای و حقیقتاً تحولآفرین در سیستم را فراهم کنیم.
□استفاده از «مدل کوه یخ» در حل مسئله:
یکی از بزرگترین مزایای مدل کوه یخ، توانایی آن در تغییر ذهنیت ما از حل مسئلۀ «واکنشی» (reactive) به حل مسئلۀ «پیشگیرانه» (proactive) است. در واقع، میبینیم که در سطح رخدادها، به راحتی میتوان به دام رسیدگی به علائم قابل مشاهدهی یک مشکل افتاد.
به عنوان مثال، اگر فروش کاهش یابد، رویکرد واکنشی ممکن است فقط بر افزایش تلاشهای بازاریابی یا کاهش قیمتها تمرکز کند؛ رویکردی که شاید یک راهحل موقت ارائه دهد، اما به علت اصلی مشکل نخواهد پرداخت و ریشۀ مشکل دستنخورده باقی خواهد ماند.
●با استفاده از مدل کوه یخ، ما به صورت عمیقتری نگاه خواهیم کرد و الگوها را شناسایی کرده و ساختارها و مدلهای ذهنی که رخدادهای سطحی را هدایت میکنند، درک میکنیم. این چشمانداز به ما امکان خواهد داد تا مشکلات آینده را پیشبینی کرده و راهحلهایی را پیادهسازی کنیم که به علتهای ریشهای مشکل پرداخته و نتایج پایدار و مؤثرتری ارائه دهند.
○به عنوان مثال، در یک سناریوی کسبوکار، یک شرکت ممکن است با مشکل خروج بالای کارکنان مواجه باشد.
• در «سطح رخدادها»، مشکل واضح است: «کارکنان شرکت را ترک میکنند».
• اما با بررسی عمیقتر در «سطح الگوها» ممکن است الگوهایی آشکار شوند؛ مانند این که «کارکنان بهطور مداوم پس از ارزیابیهای عملکرد کارشان را ترک میکنند».
• در «سطح ساختار»، شرکت ممکن است متوجه شود که «سیستم ارزیابی عملکرد بیش از حد انتقادی است و پشتیبانی کافی برای رشد ارائه نمیدهد».
• در نهایت، در «سطح مدلهای ذهنی»، شرکت ممکن است باور عمیق خود مبنی بر اینکه «کارکنان برای عملکرد بهتر نیاز به فشار مداوم دارند» را کشف کند: یعنی علت ریشهای این مشکلات ساختاری.
■با تحلیل این مسئله با استفاده از مدل کوه یخ، شرکت میتواند یک راهحل بلندمدت خلق کند. به جای واکنش نشان دادن با استخدام کارکنان بیشتر یا ارائۀ مشوقهای کوتاهمدت، ممکن است فرایند ارزیابی خود را بازطراحی کرده و باورهای اساسی مربوط به انگیزهی کارکنان را به چالش بکشد. این رویکرد جامع نه تنها به خود مشکل فوری رسیدگی میکند، بلکه به جلوگیری از بروز مشکلات مشابه در آینده نیز کمک خواهد رساند.
*مدل کوه یخ در تفکر سیستمی*
*نشر:* گاهنامه مدیر
■یکی از ابزارهای قدرتمندی که در تفکر سیستمی به کار میرود، «مدل کوه یخ» (iceberg model) است. درست مانند کوه یخی که بیشتر حجم آن زیر آب پنهان است، قسمت قابل مشاهدهی یک مشکل معمولاً فقط بخش کوچکی از تصویر بزرگتر آن است. مدل کوه یخ به ما کمک میکند تا لایههای عمیقتر یک وضعیت را بررسی کنیم؛ علل ریشهای را کشف کنیم و مسیری روشنتر برای حل مشکلات در هستهی آنها بیابیم. چنین رویکردی نه تنها در کسبوکارها، بلکه در چالشهای شخصی و حتی مسائل جهانی نیز کاربرد خواهد داشت.
□تفکر سیستمی رویکردی به حل مشکلات است که به بررسی ارتباطات بین اجزای مختلف یک سیستم و تأثیر آنها بر یکدیگر میپردازد. برخلاف روشهای سنتی که بر حل مشکلات جداگانه تمرکز دارند، تفکر سیستمی ما را تشویق میکند تا تصویر بزرگتری را ببینیم. با درک اینکه چگونه هر بخش از سیستم بر سایر بخشها تأثیر میگذارد، میتوانیم علل ریشهای مشکلات را کشف کرده و به راهحلهایی برسیم که پایدارتر و مؤثرتر هستند.
●بهعنوان مثال، بهجای اینکه فقط علائم یک مشکل را درمان کنیم، تفکر سیستمی این سؤال را مطرح میکند: «چرا این اتفاق میافتد؟ چه عواملی در ایجاد این مشکل نقش دارند؟» این کاوش عمیقتر به ما کمک میکند تا نه تنها مشکلات قابل مشاهده، بلکه ساختارها و مدلهای ذهنی که منجر به ایجاد آنها میشوند را نیز برطرف کنیم.
○کوه یخ یک استعارۀ عالی برای تفکر سیستمی است؛ زیرا نشان خواهد داد که چه میزانی از یک سیستم در زیر سطح پنهان شده است. یک کوه یخ از بیرون آب کوچک به نظر میرسد، اما بیشتر حجم آن زیر آب، ناپیدا است. بهطور مشابه، در حل مشکلات، مسئلۀ قابل مشاهده معمولاً فقط بخش کوچکی از کل سیستم است.
■مدل کوه یخ یک وضعیت را به چهار سطح تقسیم میکند: سطح رخدادها (نوک قابل مشاهدهی کوه یخ)، سطح الگوها، سطح ساختارها و سطح مدلهای ذهنی. هر سطح به ترتیب به صورت عمیقتر به بررسی سیستم میپردازد و به ما کمک خواهد کرد تا علل و ارتباطات زیرین که رخدادهای قابل مشاهده را شکل میدهند، درک کنیم. اهمیت اصلی این مدل در اینجاست که ما را تشویق خواهد کرد تا فراتر از آنچه بهطور آنی قابل مشاهده است را نگاه کنیم و به مناسبات عمیقتری که در کار هستند، پی ببریم.
*□سطح رخدادها: آنچه در سطح مشاهده میکنیم.*
سطح رخدادها (Event Level) نمایانگر بخش قابل مشاهدهی یک مشکل است؛ یعنی مواردی که بلافاصله میبینیم و به آنها واکنش نشان میدهیم. اینها شامل حوادث یا مشکلات قابل مشاهدهای است که توجه ما را جلب میکنند؛ مانند کاهش ناگهانی فروش یا بروز یک مشاجرهی غیرمنتظره. نکته اینجاست که رخدادها فقط نوک کوه یخ هستند، و هرچند که اهمیت دارند، اما رسیدگی به آنها به تنهایی معمولاً منجر به راهحلهای کوتاهمدت خواهد شد، و نه راهحلهای پایدار. تفکر سیستمی ما را تشویق میکند که در این مرحله متوقف نشویم، بلکه عمیقتر و به صورت سیستمی به مسئله نگاه کنیم تا بفهمیم چرا این رخدادها رخ میدهند.
*●سطح الگوها: شناسایی روندهای تکراری*
درست در زیر سطح رخدادها، سطح الگوها (Pattern Level) قرار دارد، جایی که ما شروع به دیدن روندهای تکراری در طول زمان میکنیم. هنگامی که رخدادهای مشابه به طور مداوم رخ میدهند، نشانهای از وجود الگوها در کار است. شناسایی این الگوها به ما امکان خواهد داد تا رخدادهای آینده را پیشبینی کرده و از «رویکرد واکنشی» (reactive approach) به سوی «رویکرد پیشگیرانه» (proactive approach) حرکت کنیم.
به عنوان مثال، توجه به این الگو که «رضایت مشتری هر باری که تحویل یک محصول به تأخیر میافتد کاهش مییابد»، به ما کمک خواهد کرد تا بفهمیم که یک مشکل تکراری وجود دارد که نیاز به رسیدگی سیستماتیک خواهد داشت، نه فقط رسیدگی سطحی بهعنوان رخدادی جداگانه.
*○سطح ساختار: درک چارچوب سیستم*
سطح ساختار (Structure Level) مسئله را بهطور عمیقتری بررسی میکند و بر روی چارچوب زیربنایی که الگوهایی را که مشاهده میکنیم تولید میکند، تمرکز خواهد کرد. ساختارها میتوانند شامل عناصر فیزیکی (مانند ابزار یا زیرساختها)، آرایشهای سازمانی (مانند تیمها یا بخشها)، سیاستها و حتی روالها یا عادتهایی باشند که نحوهی عملکرد سیستم را شکل میدهند. در این سطح، ما میپرسیم «چه چیزی این الگوها را ایجاد میکند؟». درک ساختارهای پشت الگوها به ما کمک خواهد رساند تا بخشهایی از سیستم را که ممکن است نیاز به تغییر و تنظیم داشته باشند شناسایی کنیم تا از بروز مشکلات تکراری جلوگیری شود.
در بحثها و گفتگوها، بهویژه زمانی که اختلاف نظر یا دعوا پیش میآید، به دنبال مقصر نگردید. وقتی تمرکز شما بر پیدا کردن مقصر باشد، رابطهتان از فرآیند بازسازی فاصله میگیرد. بهجای آن، سعی کنید سهم هر فرد را مشخص کنید. در هر چالش یا مشکل بین دو نفر یا بیشتر، هرکدام سهمی دارند. ممکن است سهم یکی ۱۰ درصد و دیگری ۹۰ درصد باشد، یا ۳۰ به ۷۰ و یا ۴۰ به ۶۰. حتی گاهی این سهمها ممکن است ۹۹ به ۱ باشد. این نوع مشارکت و پذیرش میتواند مشکلات را به فرصتهایی برای رشد و بهبود روابط تبدیل کند.
وقتی هر فرد سهم خود را در یک مشکل یا اختلاف بپذیرد، نهتنها مسئولیتپذیری افزایش مییابد، بلکه زمینه برای گفتگو و تفاهم فراهم میشود. این رویکرد کمک میکند تا افراد بهجای تقابل و جنگیدن با یکدیگر، بهدنبال راهحلهای مشترک و سازنده باشند. در این فرآیند، هر فرد فرصتی برای بازنگری در رفتار و تصمیمات خود پیدا میکند و بهطور طبیعی، مسئولیتهای شخصیاش را پذیرفته و به رشد رابطه کمک میکند. این نوع تعاملات میتواند بهمرور زمان به روابط عمیقتر و پایدارتر منجر شود.
در واقع، وقتی به جای ملامت و سرزنش، بر پذیرش سهم خود تمرکز میکنیم، فضایی برای خودآگاهی و رشد فردی و جمعی ایجاد میشود. هر کدام از ما نقشهای مختلفی در روابط ایفا میکنیم و درک این که چگونه رفتارها و واکنشهای ما میتوانند تأثیرگذار باشند، باعث میشود که در آینده، با دقت و هوشیاری بیشتری عمل کنیم. پذیرش سهم هر فرد در هر چالش، این امکان را فراهم میآورد که از گذشته یاد بگیریم و از اشتباهات به عنوان درسهای ارزشمند استفاده کنیم. این فرآیند به مرور، فرهنگ احترام و مسئولیتپذیری را در روابط تقویت کرده و باعث میشود که مشکلات به جای تبدیل شدن به بحران، به فرصتی برای بهبود و تقویت ارتباطات تبدیل شوند.
*یونگ و آموزه هایش*
*نشر:* گاهنامه مدیر
■یکی اومده واسه استخدام تو واحد فروش، گفتم چه ویژگی داری؟ گفت هر کاری که بقیه از عهده اش بر نمیان بدید به من، هر مشتری ناراضی و هر تماس مهم و ... گفتم که خب اینها که وظیفه من است.
□گفت: خب هر کاری که خودتون دلتون نمیخواد انجام بدید به من بسپارید. گفتم مثلا من روم نمیشه به این همکارم بگم لطف کن و یه چایی برامون بیار، چون خیلی زحمت میکشه، خودش هر وقت بیاره میخورم. برو بهش بگو.
●گفت: اسمش چیه، گفتم فلانی. از همونجا گفت: خانم فلانی میدونم خیلی خسته ای ولی اگه الان دوتا چایی به ما بدی منم استخدام میشم یه لقمه نون در میارم اگه نه که زحمتو کم کنم! عین فشنگ چایی آورد...
○در آموزههای مکتب یونگ مفهومی داریم به اسم سفر قهرمانی. سفری که تکتک ما در زندگی میریم تا تبدیل به قهرمان زندگی خودمون بشیم .
■این سفر از نگاه یونگ دوازده منزل داره. با یتیمی (به معنی شکست خوردن و تجربه ناکامی) شروع میشه و به تدریج با جنگجو، عاشق، جستوجوگر و... ادامه پیدا میکنه و در گامهای آخر به فرزانگی میرسه.
●فرزانه کیه؟ فرزانه دربارهی عمق تجربیات و دستاوردهاش به خردی میرسه که با اون آگاهی بالاخره از دل سختیها عبور میکنه و با تکیه بر منطق سختترین چالشهای مسیر زندگی رو پشت سر میذاره.
○رسیدن به “فرزانگی” شاید شبیه خونهی آخر سفر به نظر بیاد، اما این خونه ی آخر نیست! منزل نهایی سفر با گذر از فرزانگی به جای جالبی میرسه به نام دلقک!
■دلقک کیه؟ دلقک کارها رو اول از همه به قصد لذت بردن انجام میده، هیچ غم و مشکلی اون قدر به نظرش بزرگ نیست که به خاطرش به زانو دربیاد و هر چیز سادهای براش بهونهی خندیدن و خندوندن میشه.
□دلقک جایی که حتی خرد فرزانه نمیتونه پاسخی برای مسایل پیدا کنه به شکلی جادویی و باورنکردنی جواب رو پیدا میکنه. دلقک حقایق رو بدون ترس از تبعاتش به زبون میاره و از قرار مصون باقی میمونه و در لحظات دشوار با یک جملهی به ظاهر ساده و حتی مسخره میتونه به چیزی که میخواد برسه.(مثل داستان همین دوستمون که اومد مصاحبه)
●دلقک به جای تاکید بیشتر بر فرزانگی، به ماورای منطق میره.
دلقک با حضور کامل در لحظه و زمان حال مسائل رو ساده میبینه و این رهایی و آزادی بهش قدرتی میده که میتونه باهاش هر معجزهای رو رقم بزنه.
○تمام لحظاتی که تو زندگی به جای منطقی نگاه کردن به ماجرا، با یه راهکار خلاقانه و حتی شاید مسخره مشکلی رو حل کردید یا سوالی رو جواب دادید، یه ذره از دلقک به کمکتون اومده!
Repost from مدرسه علوم انسانی
🔰ایران، گرگ قبرستان می خواهد!
🔸رضاشاه سفری یک ماهه داشت به ترکیه. یکی از همراهان خاطره جالبی دارد: روزی در میان گفتگوها، یک مرتبه آتاتورک یکی از روزنامه های محلی را در دست می گیرد که راجع به اختلاس یکی از کارمندانِ یکی از وزارتخانه ها نوشته بود. آتاتورک آن روزنامه را به «عصمت اینونو» نخست وزیر ترکیه نشان داده و دستور رسیدگی می دهد. رضاشاه با تعجب می پرسد چرا به روزنامه نگاران اجازه می دهد چنین مطالبی را نوشته و مامورین دولت را زیر سوال ببرند؟ من در ایران به هیچیک از جراید اجازه نمی دهم که کوچکترین انتقادی از رفتار مامورین دولت بکنند!
🔸آتاتورک در جواب داستان جالبی نقل می کند: روزی یک خانمی ثروتمند و زیبا به یکی از رمالها مراجعه می کند و می گوید که شوهرم مرا خیلی دوست دارد اما من او را دوست ندارم و می خواهم طلاقم بدهد! رمال که نمی خواسته چنین مشتری پولداری را زود از دست بدهد روی کاغذ، چیزی نوشته و به خانم می دهد تا در یکی از شبهای تاریک، کاغذ را در قبرستانی دفن کند اما در زمان دفن کردن، نباید اصلا به «گرگ» فکر کند چرا که در این صورت، نوشته تاثیری نخواهد داشت. خانم، کاغذ را مدام به قبرستان می برده اما بلافاصله به یاد گرگ می افتاده و نمی توانسته کاغذ را دفن کند و ناچار برمی گشته.
🔸آتاتورک در ادامه می گوید روزنامه نگاران به منزله آن گرگ اند که به محض اینکه مقامی بخواهد اختلاس کند و رشوه ای بگیرد بلافاصله آن گرگ یعنی (افشاگری روزنامه ها) در خیالش مجسم خواهد شد و دست از پا خطا نخواهد کرد! بدون وجود روزنامه های آزاد، حتی اگر بر هر مقام دولتی یک مامور مخفی هم گذاشته شود باز هم قادر به کنترل فساد نخواهد بود چرا که ممکن است آن مامور مخفی با آن مقام ساخت و پاخت کرده باهم بخورند! (برگرفته از نوشته علی مرادی مراغه ای بر اساس کتاب روزها از پی سالها).
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اگر خواهان جامعه ای به دور از ويژه خواری، رانت خواری، امضاهای طلایی، آقازادگی و خویشاوندسالاری هستیم به این چهار نکته توجه کنیم:
1- از گرگ ها حمایت کنیم! انگلیسی ها میگویند: «دولت انگلیس در هر کشور دو سفیر دارد، یکی سفیر حکومت و یکی خبرنگار گاردین و چه بسا در بسیاری موارد نظر خبرنگار گاردین بر نظر سفیر ترجیح داده میشود.» این جمله انگلیسیها به این خاطر است که آن ها عمیقا باور دارند مطبوعات کتاب مقدس دموکراسی است.
2- گرگ بی دندان نباشیم: اگر رسانه ها به میزان 100% آزاد باشند اما چرخش آزاد اطلاعات رخ ندهد آن گرگ بدون دندان خواهد بود و بی خاصیت. بر همه ماست که خواهان اجرای کامل قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات باشیم. برای آنکه به قدرت انتشار اطلاعات پی ببرید کافیست به این فکر کنید که اگر لیست کسانی که در طول سال های اخیر ارزهای دولتی، پست های دولتی، وام های دولتی و امتیازات دولتی (که همه شان شیرین هستند) می گرفتند منتشر می شد کار ما به اینجا نمی کشید.
3- آزادنگار باشیم. همه ما نمی توانیم روزنامه نگار باشیم اما همه ما می توانیم یک آزادنگار باشیم. اطلاعات خود را به بهترین فرد/نهاد/سامانه ای که میدانیم منتقل کنیم. آمارهای جهانی نشان میدهد ۴۳% از مفاسد مالی به وسیله گزارشهای مردمی و ۲۵% از سوی کارمندان گزارش میشود. دیر یا زود قانون حمایت از افشاگران (آزادنگاران) تصویب خواهد شد. همه ما می توانیم یک کنشگر توسعه، یک مبارز راه روشنایی باشیم.
4- حریم ممنوعه نداریم!! در جامعه ما هیچ کس و هیچ نهادی عاری از خطا و اشتباه نیست. حتی نهاد مذهب. بگذارید مثالی بزنم. در سال 2001، تیم افشاگری با نام «Spotlight» در روزنامه بوستون گلوب آمریکا تشکیل شد با تمرکز بر سوء استفاده های جنسی کلیسا. آن تحقیقات به سونامی عظیم افشاگری علیه رسوایی جنسی در کلیسا های کاتولیک جهان انجامید. «اسپات لایت» نشان داد که نه تنها کلیسای کاتولیک، این فساد درون سیستم خود را پنهان کرده بلکه برخی مقامات بانفوذ نیز در این لاپوشانی نقش داشته اند. کلیسای کاتولیک در آمریکا در 10 سال اخیر مجبور به پرداخت بیش از 3 میلیارد دلار برای درمان و هزینه های قضایی شده است. همین تلاش ها باعث شد از سال 2004 تا 2013 میلادی مجموعا 900 کشیش به اتهام کودک آزاری خلع لباس و از کلیسا اخراج شدند. انسان های عادی در هر لباس و مقامی، مانند ما در معرض خطا و اشتباه هستند. ما حریم ممنوعه نداریم!
توسعه با فساد به دست نمی آید. فساد نیز خود به خود رفع نمی شود. همه باید کمک کنیم با آزادسازی حریم های ممنوعه، گردش آزاد اطلاعات و آزادنگاری، گرگ ها خواب را از چشم کفتارها بگیرند. توسعه پشت دیوارهای فساد است.
🖌دکتر مجتبی لشکربلوکی
👉 @zistboommedia
Repost from روانشناسی-احساس خوب
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
با تکنیک های
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
ذهن یک ترانسکشوال
🔴 من پُرم
پر از انگشت هاي اشاره
پر از پچ پچ هاي پشت سرم
پر از خنده هاي بي دركي
آري من پُرم
تو اسمش را بگذار عقده
من ميگويم حق
حقم را گرفته اند و تو با بي دركي مرا قضاوت ميكني
كاش بابت قضاوت هايتان اسكار ميگرفتيد
كاش بابت قضاوت هايتان اسكناسي نسيبتان ميشد
من پُر از "حق"م
من پُر از "بي عدالتي"م
من پُر از "بي دركي"م
حقم را با بي عدالتي گرفتند و دركم نكردند حرفم چيست
و تو با خواندن #ذهن_يك_ترنسكشوال خوشحال ميشوي
فكر ميكني تو مرا شكست خواهي داد،لكن من با همان "پُر" هايي كه تو مينامي "عقده" تمام حقم را با عدالت از آن بي درك ها ميگيرم
❇️مادرچسبنده نباشید
💥همیشه کودک نیست که به مادر میچسبد؛ مادرانی هم هستند که حاضر نیستند برای لحظهای از فرزندشان جدا شوند!
یعنی اگر حتی کودک بخواهد جدا شود، آنها مانع میشوند و در واقع یک الگوی رفتاری غلط را به او منتقل می کنند!
دلبستگی نیاز کودک برای رشد سالم است؛ اما وابستگی و چسبندگی، مانع رشد و عزت نفس فرزند شماست.
مادر چسبنده همیشه نگران است که اگر فرزندش کنارش نباشد، خطری او را تهدید می کند.
مادر چسبنده به فرزندش اجازه رشد و پختگی نمی دهد چون همیشه حضور مستقیم دارد و به جای فرزندش مشکلات را حل می کند.
✅چسبندگی یک اختلال ارتباطی ست و نه مهربانی!!!
جوزف برگو در کتاب «چرا آن کار را کردم؟» مینویسد:
اگر شما هم رفتارهای اجبارگونهای دارید که احساس میکنید از کنترل هشیار شما خارج است، احتمالا از این میترسید که برخی احساسات ناهشیارتان خودشان را از کنترلی که شما بر آنها اعمال میکنید آزاد کنند.
تفاوت " پشیمانی "و" احساس گناه"
🔴 پشیمانی یعنی :
یه کار اشتباه کردم و کاش جور دیگه ای رفتار کرده بودم !
🔴 احساس گناه یعنی :
من آدم بدی هستم چون این کار رو کردم!
1⃣ پشیمانی به رفتارت مربوطه،اما احساس گناه به هویتت !
وقتی پشیمونی،روی کاری که کردی تمرکز داری،اما وقتی احساس گناه داری،کل شخصیتت رو زیر سوال می بری.
2⃣ پشیمونی میتونه باعث رشد بشه،اما احساس گناه ممکنه تو رو زمین گیر کنه!
اگر پشیمون باشی،ممکنه ازش درس بگیری و اصلاحش کنی،ولی احساس گناه بیش از حد باعث سرزنش دائمی خودت می شود .
3⃣ پشیمانی سالمه،اما احساس گناه اگر کنترل نشه،میتونه آسیب زننده باشه!
پشیمانی باعث تغییرات مثبت میشه،ولی احساس گناه شدید می تونه منجر به اضطراب،افسردگی و حتی خودکشی بشه.
🔴 چطور با این احساسات بهتر کنار بیایم؟
1⃣ جمله های ذهنتو اصلاح کن !
بجای اینکه بگی "من آدم بدی ام "بگو؛من یه اشتباه کردم و میتونم جبرانش کنم .
2⃣ از خودت بپرس،آبا این احساس کمکم می کنه یا فلجم می کنه؟
اگر باعث تغییری مثبت می شد ازش استفاده کن ! ولی اگه فقط داری خودتو سرزنش میکنی،وقتشه که دست از این کار برداری.
3⃣ روی جبران تمرکز کن!
احساست رو به عمل تبدیل کن.اگر کسی رو ناراحت کردی،عذرخواهی کن.اگر اشتباهی کردی،قدمی برای اصلاحش بردار.
4⃣ با خودت مثل یه دوست رفتار کن !
اگر دوستی این حس رو داشت،چی بهش می گفتی؟همون رو به خودت بگو،خودت رو سرزنش نکن،بلکه درکت کن.
5⃣ اگه احساس گناه مزمن داری،شاید نیاز به کمک حرفه ای داشته باشی!
اگه همیشه خودتو مقصر می دونی و این احساس رهایت نمی کنه،ممکنه به الگوهای ناسالم فکری ربط داشته باشه که بهتره با یه متخصص درباره اش حرف بزتی
بی شک جهان ، برای حفظ تعادلش به دریای بیکران مهر و اندیشه ی زنان نیازمنده . قدر خودتون رو بدونید و با خودتون بی نهایت مهربان باشید . (روز جهانی زن) بر تک تک شما دوستان هنردوست و هنرمندم مبارک 😍💕
📌تمام احساسات شما معتبرند،
اما تمام رفتارها نه!
احساس خشم داشتن کاملاً طبیعی و قابلقبوله.
اما ناسزا گفتن، فریاد زدن یا رفتارهای پرخاشگرانه؟ نه!
احساس کلافگی و نیاز به فضای شخصی کاملاً حق شماست.
اما قهر کردن یا بیمحلی کردن؟ نه!
احساس سردرگمی یا تردید نسبت به پارتنری که تازه باهاش آشنا شدیم، طبیعیه.
اما یهدفعه غیب شدن و بدون هیچ توضیحی رابطه رو قطع کردن؟ نه!
اگه توی یه رابطه دوستی احساس ناراحتی یا اذیت شدن دارید، کاملاً منطقیه.
اما نادیده گرفتن اون موضوع و اجازه دادن به شکلگیری خشم؟ نه!
مخالفت با یه نظر یا دیدگاه کاملاً پذیرفتهشده است.
اما حمله کردن به شخصیت یه نفر بهخاطر اون نظر؟ نه!
«احساساتتون رو بپذیرید، اما توی انتخاب رفتارهاتون آگاه باشید.»
تکنیک هایی از روانشناسی برای مرموز بودن رفتار :
کمحرفی و سکوت هدفمند:زیاد صحبت کردن جزئیات زیادی را درباره شما فاش میکند. سعی کنید فقط زمانی صحبت کنید که حرفتان معنا و وزن داشته باشد.در جمعها گاهی به جای شرکت فعال، تنها گوش کنید و رفتار افراد را زیر نظر بگیرید.
کنترل احساسات:واکنشهای خود را متعادل کنید. بلافاصله به تحریکات پاسخ ندهید و احساسات خود را کمتر نشان دهید. این باعث میشود دیگران نتوانند شما را به راحتی بخوانند.
پنهانکاری هدفمند:اطلاعات درباره خودتان را به صورت محدود و کنترلشده ارائه دهید. به سوالات مستقیم پاسخ کوتاه بدهید، اما جزئیات را نگویید.
تناقض رفتاری ایجاد کنید:گاهی کمی غیرمنتظره رفتار کنید. برای مثال، در شرایطی که از شما انتظار خونسردی دارند، شوخطبع باشید، یا وقتی همه انتظار شوخی دارند، جدی بمانید.
تماس چشمی قدرتمند:تماس چشمی مستقیم اما ملایم میتواند حس اعتماد به نفس و تسلط شما را تقویت کند. نگاههای کوتاه اما معنادار نیز میتوانند حس مرموزی ایجاد کنند.
