روانشناسی-احساس خوب
الذهاب إلى القناة على Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
إظهار المزيد792
المشتركون
+37724 ساعات
+3717 أيام
+36530 أيام
أرشيف المشاركات
هرگاه دانهای در خاک میکاریم، تمامیِ آنچه برای روئیدن نیاز دارد را فراهم میسازیم و سپس به انتظار میمانیم تا آگاهیِ موجود در حافظهی دانه کار خودش را انجام دهد. دانه می داند چگونه بروید.
لازم نیست مرتب خاک را کنار بزنیم تا از رشدِ ریشه به سوی پایین و درونِ خاک، یا از رشدِ ساقه به سمت بالا و در جهت نور، مطمئن شویم!
لازم نیست برای سبز شدن، دانه تحتِ فشار و مجبور به تقلا باشد!
آگاهیِ درونیِ ما نیز برای تحقّقِ آنچه در ذهن داریم، همینگونه عمل میکند.
وقتی تصویرِ ذهنی ما کامل شد، با آرامش بقیهی کار را به هستی واگذار کنیم.
وقتی خواستِ خود را رها کنیم، همهی آنچه برای به نتیجه رسیدن لازم است، دست به دست هم داده و مسیر برایمان آشکار میگردد و بهمرور همهی آنچه را که باید انجام دهیم درمییابیم.
همواره آنچه به دست میآوریم، حاصلِ چیزی است که در ژرفترین سطوحِ ذهنِ خود، تصویر کرده بودیم.
👤 دیپاک چوپرا
https://t.me/ehsasekhooob
نشانه های داشتن یک رابطه عاطفی سالم
چیست؟
✔️روابط اجتماعی فرد بزرگتر می شود نه
محدود تر.
✔️لازم نیست دائما از حال خود به او خبر
دهد.
✔️هر دو شخص می توانند به سادگی با
یکدیگر صحبت کنند و از هم صبحتی باهم
لذت ببرند.
✔️به خواسته ها، نیاز ها و صحبت های
هر دو طرف بهاء داده می شود.
✔️رابطه سالم کنترل نمی شود.
✔️رابطه سالم به فرد احساس مسئولیت،
استقلال، اعتماد به نفس، توجه، مهربانی
و حمایت می دهد.
✔️هر دو نفر از رشد و پیشرفت یکدیگر به
درستی حمایت می کنند.
✔️در عین زوج بودن هر فرد شخصیت مستقل
خود را دارد.
✔️در صورت نیاز هرکس می تواند بخاطر
دیگری خود را تغییر دهد.
♻️ کودک به زودی در می یابد که کتک خوردن حتی اگر منجر به آسیب چندانی نشود ؛اما به معنای محرومیت از عشق و تحقیر شدن است .
زیگموند فروید
https://t.me/ehsasekhooob
💭اونی که ADHD داره توی رفاقت اینجوریه که بگی ۶ عصر بریم بیرون از صبح دیگه هیچ کاری نمی تونه انجام بده چون قراره ۶ باهات بره بیرون!
🔹 آدمی که دچار بیش از حد فکر کردنه توی دوستی اونیه که مدام نگرانه چیزی نگه تا بقیه رو ناراحت نکنه و خیلی به دوستاش فکر میکنه
🔹 آدم مضطرب توی رفاقت اونه که میگه پایم اما لحظه آخر می پیچونه و نمیاد
🔹 یه بسیار حساس توی دوستی اینجوریه که به ریز ترین جزییات و تغییرات دوستاش هم توجه میکنه و حتی از رو مدل چت کردن بدون اینکه چیزی بگن میفهمه دوستش روی مود نیست
🔹 و در نهایت؛ یه درونگرا توی دوستی اینجوریه که بعد چند دقیقه از مهمونی و بیرون رفتن باتری اجتماعی بودنش تموم میشه و نیاز داره بره خونه توی اتاق و تنهایی خودش
https://t.me/ehsasekhooob
✍تروما ممکن است باعث شود ما به دیگران اجازه دهیم رفتاری نامناسب با ما داشته باشند، چرا که میترسیم آنها را از دست بدهیم.
اما در مسیر رواندرمانی ما یاد میگیریم در روابطمان مرزگذاری داشته باشیم و نگران از دست دادن خودمان در راه راضی نگه داشتن دیگران باشیم
https://t.me/ehsasekhooob
💭 وقتی یه رابطهای تموم شد؛
❌گفتن این حرف که؛ ”بیا دوست معمولی باشیم!؛ هرازگاهی میشه همدیگه رو ببینیم!؛ میشه گاهی بهت پیام بدم و حرف بزنیم! و بیا کم کم تمومش کنیم!“، تنها به تداوم درد کمک میکنه نه به تسکینش. 💯
💔 همونطور که قبلا هم گفتم؛
🔹 📌 آدم میتونه با دوست معمولیش وارد رابطه بشه، اما «بیا دوست معمولی باشیم!» واسه کسی که یه زمانی باهاش تو رابطه عاطفی بودی، علناً غیر ممکن و به نوعی خودفریبیه"…
https://t.me/ehsasekhooob
همه ی ما آدما باید یه لیست حضور غیاب داشته باشیم... یه لیست بلند که اسم تمام آدم های دور و نزدیک زندگیمون رو بنویسیم ... هر وقت تو زندگیمون اتفاقی افتاد ، یکی یکی اسم های اون لیست رو بخونیم و ببینیم کی حاضر بوده و کی غایب ... چه آدمایی تو روز های سخت زندگیمون حضور داشتن و چه آدمایی فقط تو خوشی کنارمون بودن ، چه آدمایی تو طوفان دستمون رو گرفتن و چه آدمایی بعد از تموم شدن طوفان آفتابی شدن ...
لیست رو نگاه کنیم تا بفهمیم حضور آدم ها به دور و نزدیک بودنشون نیست ... به اندازه ی ارزشی هست که براشون داریم ...
حضور غیاب که تموم شد ، شروع کنیم به حذف کردن... حذف کردن آدم هایی که بیش از حد تو زندگیمون غایب بودن ... آدم هایی که باید بفهمن دیگه تو زندگیمون جایی ندارن ...
بعد از حذف ، لیست رو خوب نگاه کنیم تا بدونیم چند نفر تو خوشی و سختی کنارمون بودن ... چند نفر امتحانشون رو پس دادن ... می دونم آدم های کمی باقی می مونن ولی کدوم یکی بهتره؟ یک لیست بلند از آدم هایی که همیشگی نیستن و فقط تو خوشی حضور دارن یا یه لیست کوتاه از آدم هایی که هیچوقت تنهات نمی ذارن ، حتی تو سخت ترین شرایط!!
#حسین_حائریان
محمدجعفرخیاطی
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...
امتحاناتی که هر هفته میگرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح میکرد...
آن هم نه در کلاس،در خانه...
دور از چشم همه
اولین باری که برگهی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...
نمیدانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچهها برگههایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شدهاند به جز من...
به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...
بعد از هر امتحان آنقدر تمرین میکردم تا در امتحان بعدی نمرهی بهتری بگیرم...
مدتها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگهها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت...
چهرهی هم کلاسیهایم دیدنی بود...
آن ها فکر میکردند این امتحان را هم مثل همهی امتحانات دیگر خودشان تصحیح میکنند...
اما این بار فرق داشت...
این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمرهها را خواند فقط من بیست شدم...
چون بر خلاف دیگران از خودم غلط میگرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمیکردم و خودم را فریب نمیدادم...
زندگی پر از امتحان است...
خیلی از ما انسانها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده میگیریم تا خودمان را فریب بدهیم ...
تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم...
اما یک روز برگهی امتحانمان دست معلم میافتد...
آن روز چهرهمان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص میشود و نمره واقعی را می گیریم...
تا میتونی غلطهای خودت را بگیر قبل از این که غلطت را بگیرند.
📚 #یک_دقیقه_مطالعه
💠داستان مرد هندی و افسر انگلیسی! بخونید جالبه👌
در زمان اشغال هند توسط بریتانیا، روزی افسر انگلیسی بدون هیچ دلیلی سیلی محکمی به یک شهروند هندی زد. شهروند ساده هندی چنان با مشت به روی افسر بریتانیایی زد که او از اثر شدت ضربه وارده به زمین افتاد.
افسر بریتانیایی از این عکس العمل هندی وحشت زده و خشمگین شده بود؛ ولی چون تنها بود چیزی نگفت و بطرف مقر سربازان بریتانیایی رفت تا با گرفتن نیرو برگردد و جواب مرد هندی را بدهد که جرات کرده به افسر امپراطوری سیلی بزند که آفتاب در قلمرو آن غروب نمی کند..
پیش ژنرال انگلیسی رفت و از او خواست تا سرباز به او بدهد تا برگردد و جواب این بی ادبی را به هندی دهد. اما ژنرال انگلیسی بدون این که جواب او را بدهد، او را به اتاقی برد که در آن پول نگهداری میشد و گفت: 50000 روپیه بردار و برو نزد آن هندی و در مقابل کاری که انجام دادی به او بده و معذرت بخواه!
افسر با شنیدن این حرف معترضانه گفت: هندی بدبخت به یک افسر ملکه سیلی زده است و این یعنی بی احترامی به امپراطوری انگلیس، ولی شما بجای مجازات به من می گویید به او پول بدهم و عذر بخواهم؟! ژنرال با خشم گفت: این یک دستور است، باید بدون چون و چرا اجرا کنی.
افسر به ناچار پول را به مرد هندی داد و عذر خواست. هندی پذیرفت و با خوشحالی تمام پول را از او گرفت و یادش رفت که او حق داشته اشغالگر وطنش را بزند! پنجاه هزار روپیه آن زمان پول هنگفتی بود و او با آن خانه خرید و با بقیه اش چندین ریکشا (وسیله ی حمل و نقل درون شهری در هندوستان) گرفت و با استخدام چند راننده آن ها را به کرایه داد...
روزگار گذشت و وضع زندگی او بهتر شد تا این که به یکی از تجار در شهر خود تبدیل شد. او فراموش کرده بود که با گرفتن پول از کرامتش گذشته ولی انگلیسی ها آن سیلی او را فراموش نکرده بودند.
روزی ژنرال انگلیسی، افسرِی را که از هندی سیلی خورده بود فراخواند و به او گفت: آیا آن هندی را که به تو سیلی زده بود به یاد داری؟ افسر پاسخ داد: بلی چگونه می توانم او را فراموش کنم.
ژنرال گفت: حال وقتش است که بروی و انتقام آن سیلی را ازش بگیری، ولی او را در حالی با سیلی بزن که مردم در دور و برش جمع باشند.
افسر گفت: آن روز که هیچ کسی نداشت مرا از زدن او بازداشتی حال که صاحب جاه و جلال و خدمه شده است می گویی برو او را بزن؟ می ترسم افرادش مرا بکشند.
ژنرال گفت: خاطرت جمع باشد، نمی کشند، فقط برو و آن چه را که گفتم انجام بده و برگرد.
وقتی افسر انگلیسی داخل خانه هندی شد او را در میان جمع کثیری از مردم یافت در حالی که خادمان و محافظانش او را احاطه کرده بودند، بدون مقدمه بطرف او رفت و با سیلی چنان محکم به رویش کوبید که بر زمین افتاد، افسر ایستاده بود تا عکس العمل او را ببیند ولی هندی بدون هیچ عکس العملی از جایش هم بلند نشد و به طرف انگلیسی حتی چشم بالا نکرد!
افسر از تعجب دهنش باز مانده بود ولی خوشحال از گرفتن انتقام نزد ژنرال خود برگشت. ژنرال به افسرش گفت : خیلی خوشحال به نظر می آیی و فکر میکنم متعجب شدی.
افسر پاسخ داد: بلی برای بار اول که او را با سیلی زدم او از من محکم تر بر رویم کوبید در حالی که فقیر بود. ولی امروز که او صاحب جاه و جلال و خدمه است حتی پاسخ سیلی ام را با حرف هم نداد، این مرا به تعجب واداشته است.
ژنرال در پاسخ افسرش گفت: دفعه اول او «کرامت» داشت و آن را بالاترین سرمایه خویش می پنداشت، برای همین از آن دفاع کرد.
ولی دفعه دوم، او کرامت خود را در به پول فروخته بود، برای همین از آن نتوانست دفاع کند «چون می ترسید که مصالح و منافع خود را از دست بدهد».
💠این داستان، حکایت افراد زیادی است! آنان که با گرفتن پول و مقام، حقوق و وام نجومی، ملک و زمین و اموال، رانت و اختلاس و پارتی و سایر امتیازات، فرستادن فرزندان شان به اروپا و آمریکا و... کرامتِ خویش را فروخته اند، از ترس باختن اندوخته های کاذب خود لال شده اند و حرفی نمی زنند! داستانی آشنا برای همه ما...
اگه توهم داری باطن زندگی خودتو با ظاهر زندگی بقیه مقایسه میکنی مبتلا به ((سندروم اردک)) هستی !!
یه نکته ای که قابل ذکر هست ، اینکه سندروم اردک مرحله اول بیماری های اضطراب و افسردگی است ، پس اگر خودتون رو مبتلا به سندروم اردک میبینید جدی بگیرید ...
عادتهای زیر رو جایی یادداشت کنید و هر روز انجام بدین، این روش کمک میکنه هر روز پیشرفت کنین :
جسمی :
خواب، آبرسانی به بدن، تحرک و ورزش، پیاده روی،
تمرین تنفس، سبزیجات بیشتر
ذهنی :
مطالعه، خودشناسی، موسیقی
هدف گذاری، مراقبه، جملات تاکیدی
احساسی :
کاهش استرس، شکرگذاری، خلوت با خود
ژورنال نویسی، سرگرمی، سطح سروتونین
اجتماعی :
معاشرت، وقت برای خانواده، شبکه اجتماعی
ورزش های گروهی، حضور در لحظه، مهربانی با بقیه
سلامتی :
ویتامین و مکمل، حذف شکر، غذای سالم
چکاپ پزشکی، بهداشت فردی، دیر شام نخوردن
روتین ها :
سحرخیزی، روتین صبح و عصر، روتین پوست ،
برنامه ریزی غذایی، پیگیری هزینه ها، تمیز کاری
https://t.me/ehsasekhooob
دوست داشتن و عاشق یکدیگر بودن لزوما موجب سازگاری افراد نمیشود. برای داشتن یک رابطه سالم و رضایت بخش، گفتوگو لازم است.
''نسبت به این مساله مهم بیاهمیت باشند''
Repost from روانشناسی-احساس خوب
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
❌ مشاوره تغییر جنسیت
✳️افسردگی
✅✳️وسواس فکری
آدرس جدید
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
💡پنج افسانه رایج در ازدواج
از نظر «راس هریس» مشاور و درمانگر معروف؛ افسانه های زیر در ازدواج رایج است :
1️⃣ تو من را کامل میکنی
2️⃣ تو همسر ایده ال من هستی
3️⃣ تو من را خوشبخت میکنی
4️⃣ تو نیمه گمشده من هستی
5️⃣ من تو را تغییر می دهم
➖راس هریس میگوید اینها افسانه اند. اگر با این تفکرات میخواهید ازدواج کنید، هیچ وقت ازدواج نکنید، چون وقتی واقعیت با انتظارات شما جور در نمی آید دچار سرخوردگی میشوید.
➖میخواهم به شما بگویم عشق و درد مثل دو روی یک سکه هستند.
عشق را یک گلزار در نظر بگیرید، حالا که وارد این گلزار شدید دو انتخاب دارید :
➖شروع کنید با خارهای گلزار گلاویز شدن که آنها را از بین ببرید (همسرم را درستش می کنم، تغییرش میدم) که قطعا نمیتوانید همه خارها را از بین ببرید و فقط خودتان را زخمی می کنید، ضمن اینکه از بودن در گلزار هم لذت نمی برید.
➖گلزار را با خارهایش بپذیرید، شاید یک مقدار خارها اذیتتان کنند، اما در کل، بودن در گلزار میتواند تجربه لذت بخشی برایتان باشد.
https://t.me/ehsasekhooob
تربیت دموکراتیک (یادداشت ۱۸):
وقت ویژه: روشی موثر برای دلگرمی
برای برطرف کردن رفتار نادرست کودک تنها کافیست او را دلگرم کنید. همه ما نیاز داریم تا اوقاتی را با عزیرانمان بگذرانیم. "وقت ویژه" یکی از روشهای موثر دلگرم کننده است. برای اینمنظور باید سه نکته را رعایت کنید:
۱. نگرش: در "باهم بودن" کیفیت مهم است و کمک میکند تا کودک احساس به حساب آمدن، عشق و تعلق کند و اثر آن بسیار طولانی باشد. بهتر است از نصیحت، سرزنش و آموزش اکیدا خودداری کنید.
۲. توجه: باید حضور روانی کامل داشته باشید و همه وجودتان متوجه کودک باشد. مراقب باشید چیزی حواستان را پرت نکند (موبایل، دغدغه های فکری و ...). وقت ویژه باید کودک را از "توجه و عشق" سیراب کند.
۳. دوتایی: در وقت ویژه فقط یک بزرگسال (پدر، مادر، برادر، خواهر یا عمه یا ...) و کودک با هم هستند. وقت ویژه می تواند رفتن به پارک، دوتایی رفتن به سوپر مارکت یا ... باشد.
به یادداشته باشید "ع ش ق" یعنی "و ق ت"
دکتر حمید علیزاده
استاد دانشگاه علامه طباطبائی
https://t.me/ehsasekhooob
✍عمدتاً آدمهای اصیل در مواجه با درد،بی عدالتی، جدایی، خیانت، ناکامی، فقر و ...
_افسرده میشن
_اجتنابی میشن
_بی اعتماد میشن
_از همه دور میشن
_بد باور میشن
_گوشه گیر میشن
_خودآزار میشن
👈ولی هرگز بد نمیشن، خراب نمیشن، متجاوز و ستمگر نمیشن.
در واقع بلد نیستند بد باشند!
👤دکتر محمد گراوند نیا
https://t.me/ehsasekhooob
🔰 مثلث خود مشغولی چيست؟
رنجش، عصبانیت و ترس
"مثلث خود مشغولی" را به وجود میآورند.
شاید جالب باشد که بدانید، تمام نواقص اخلاقی از این سه واکنش سرچشمه میگیرند.
"رنجش" واکنش ما در برابر آن قسمت از گذشتهمان است که مسایل طبق خواسته و روال ما پیش نرفته، از این طریق ما دوباره به گذشته باز میگردیم و در آن زندگی میکنیم.
"عصبانیت" روش رویارویی ما با زمان حال و واکنشی به منظور انکار واقعیت است.
"ترس" احساسی است که وقتی ما به آیندهمان فکر میکنیم دچار آن میشویم و به بیان دیگر ، واکنش ما در مقابل ناشناختهها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رویاهایمان است.
❗️این واکنشها در مقابل آدمها، مکانها و وقایع گذشته، حال و آینده زمانی ظاهر میشود که انتظارات ما از آنها برآورده نشود.
✔️مثلث رهايى
اما راه حل کلیدی برای رهایی از خودمشغولی:
پذیرش را جایگزین رنجش،
عشق را جایگزین عصبانیت،
ایمان را جایگزین ترس کنیم...
https://t.me/ehsasekhooob
تفاوت ديدگاه یونگ و فروید درباره ی افسردگی:
افسردگی را می توان به شیوه های متفاوتی مورد بررسی قرار داد اما در این نوشتار تاکید من بر روی دیدگاه تحلیل گرانه و مشخصا دیدگاه یونگ و فروید هست.
و لازم دانستم به عنوان مقدمه اندکی از دیدگاه زیستی_طبی مطلبی ارائه کنم.
که اگر بتوانم به طور خلاصه به روش زیستی_طبی بپردازم نتیجهاش این خواهد بود :افسردگی یک بیماری جسمانی ست، این بیماری ناشی از یک نقص زیست_شیمیایی ارثی است که ژن آن احتمالا روی بازوی کروموزوم شماره ی ۲ جای دارد و موجب عدم تعادل در عناصر شیمیایی مغز می شود .روانپزشکان دارای نگرش زیست شناختی، افسردگی را با دارو یا شوک الکتریکی ( شوک درمانی) معالجه می کنند. این روش های درمانی، سریع، ارزان و نسبتا مؤثرند ( برگرفته از مقاله ای از مارتین سلیگمن)
و اکنون به رویکرد روانکاوانه می پردازم:
در نگاه فروید و مطابق آنچه مارتین سلیگمن در مقاله ای عنوان کرده، افسردگی خشمی است که پیکان آن خود شخص را نشانه گرفته است: فرد افسرده خود را حقیر و بی ارزش می شمارد و مایل است خود را بکشد. فروید معتقد بود فرد افسرده، تنفر از خویش را از دامان مادر می آموزد: در اوان کودکی، روزی مادر به ناچار او را ترک می کند دست کم از دید او چنین می نماید که مادر او را ترک کرده است (مادر به تعطیلات می رود، تا دیروقت بیرون از منزل می ماند، یا آنکه فرزند دیگری دارد)در برخی کودکان این مسئله موجب بروز خشم می شود، اما از آنجا که مادر عزیزتر از آن است که مورد خشم قرار بگیرد، کودک خشم خود را به هدفی قابل قبول تر معطوف می کند، خودش (یا دقیق تر بگوییم، آن قسمت از خود که با مادرش همسان می پندارد). این مسئله به یک عادت ویرانگر تبدیل می شود. حال، هر بار که او رها یا طرد می شود، به جای مقصر اصلی این فقدان، خود را مورد غضب قرار می دهد. به ترتیب، نفرت از خویش، افسردگی به عنوان واکنشی در برابر فقدان، و خودکشی در پی هم می آیند.
از دیدگاه فروید، به این راحتی ها نمی توان از دست افسردگی خلاص شد. افسردگی حاصل تعارضات دوران کودکی است که به شکل حل ناشده در زیر لایه های یخ زده دفاع باقی می ماند. فروید معتقد بود که تنها با نفوذ به این لایه ها و در نهایت برطرف کردن تعارضات دیرین می توان تمایل به افسردگی را کاهش داد. نسخه فروید برای درمان افسردگی، روانکاوی به مدت طولانی است، تلاش بیمار تحت هدایت درمانگر برای یافتن ریشه های خشم به خود، که در دوران کودکی اش نهفته است؛
فروید در نامه هایش به ویلهلم فلسیس هم افسردگی را ناشی از انباشتگی تنش روانی دانست و آن را از نوروز اضطراب که علت آن را انباشتگی تنش های جنسی می دانست متمایز کرد؛ هرچند وی در مقاله ی مهم " ماتم و مالیخولیا"(۱۹۱۷)، کاملترین و اصلی ترین نظر خود در مورد آسیب شناسی افسردگی را بیان کرد.فروید افسردگی را یک نوع بیماری وجدان می دانست که با احساس اندوه، از بین رفتن علاقه ی فرد به دنیای بیرونی، ناتوانی در دوست داشتن، بازداری فعالیت و کاهش دردناک عزت نفس مشخص می شود.
خود تحقیری های فرد افسرده نشان دهنده ی خصومت ناهشيار فرد نسبت به ابژه ی از دست رفته می باشد که از طریق فرایند همانند سازی به سمت ایگوی فرد روانه شده اند. از این طریق فرد هم خودش و هم ابژه ی از دست رفته را تنبیه می کند .
مدل افسردگی از دیدگاه فروید معیاری شدبرای نظریه های روانکاوی بعدی در مورد افسردگی.
اما آنچه از نظریات یونگ بر می آید با دیدگاه فرویدی متفاوت می نماید:
در نگاه یونگ افسردگی در حقیقت دعوتی به تغییر است ؛ یونگ میگوید به دنبال هر فروپاشی، نوزایی است و این دو مثل شب و روز به دنبال هم می آیند و همان طور که وقتی شب می شود تلاش نمی کنیم که آن را به روز برگردانیم و فقط فعالیت هایمان را با شرایط شبانه هم میکنیم تا بگذرد، در حالت افسردگی هم بهتر است ظاهر و سبک زندگی مان را با حال درون مان هماهنگ کنیم. جهان درون تان را به رسمیت بشناسید چرا که جنگیدن و در خلاف جهت رودخانه شنا کردن انرژی زیادی می برد؛
در بخشی از نامهای از یونگ نوشته شده در هشتم مارس ۱۹۵۹ افسردگی اینگونه بیان شده " افسردگی دقیقا به معنی فسردگی ( فشارهای) به سوی پائین ( اعماق) است.این اتفاق می تواند آنوقتی که شما آگاهانه بهیچ وجه هیچ تمایلی ندارید که در اوج باشید بیفتد.
جمع اوری
