روانشناسی-احساس خوب
الذهاب إلى القناة على Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
إظهار المزيد364
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
استرسِ مداوم، باعث مرگ مغز میشود
علائم استرسِ مزمن شامل:
حساس و بد خلق شدن
اضطراب
افسردگی
تحریکپذیری و بیقراری
سر درد
بیخوابی
برخی دردهای بدنی، به ویژه گوارش
و ... است.
ماهها در معرض استرس مداوم و زیاد بودن، عصبهای مغز را از بين میبرد و بر منطق، قدرت يادگيری و حافظه تاثير منفی میگذارد.
ویدیوی بالا، تصویری از مرگ نورونی در مغز است.
نورونهای مغز در استرس مداوم، اضطراب همیشگی، سوگهای شدید، و...؛ اول ارتباطاتشان را از دست میدهند، بعد در خود فرو میروند و در نهایت میمیرند؛ در حالیکه فرد همچنان راه میرود.
طبق مطالعات، یکی از مهمترین فاکتورها (و در بعضی از مطالعات، مهمترین و قویترین فاکتور) برای جلوگیری از مرگ نورونی، حفظ ارتباطات مثبت انسانی با دیگران، و نیز با جهان هستی، یعنی حفظ خوشبینی، امید و توکل است.
💥💥💥💥
✍️ بیست #نشانه بلوغ #عاطفی به زبان آلن #دوباتن
۱. میفهمید بیشتر #بدرفتاری آدمهای اطرافتون #ریشه در #اضطراب و ترسشون داره: #دنیا دیگه براتون پر از هیولا نیست
۲. یاد میگیرید آدمها بطور خودکار از محتویات مغر شما اطلاع ندارند: پس حرف میزنید و دیگران رو سرزنش نمیکنید که نمیفهمنتون
۳. یاد میگیرید که شماهم اشتباه میکنید: پس معذرت خواهی میکنید
۴. اعتماد بنفس رو یاد میگیرید: نه که فوق العادهاید! نه. در واقع میفهمید هممون با آزمون و خطا زندگی میکنیم. عیبی هم نداره
۵. والدینتون رو میبخشید: اونا هم درگیر ترس و اضطرابهای خودشونن
۶. میفهمید یه مسئله مهم رو پیش نکشید مگر خودتون و طرف مقابل استراحت کرده باشید، مست نباشید، غذا خورده باشید و استرس یا عجله نداشته باشید
۷. قهر نمیکنید: یادتون نمیره که یه روز میمیرید. حرف میزنید و میبخشید
۸. دست از کمالگرایی برمیدارید: هیچ چیزی بی نقص نیست. از به اندازه کافی خوب بودن قدردانی میکنید
۹. یاد میگیرید، بد بین بودن درباره نتایج امور یه فضیلته
۱۰. میفهمید نقاط ضعف آدما با نقاط قوتشون گره خورده: مثلا دیگه از کسی که شلخته ست ناراحت نمیشید چون میدونین به جاش شاید خلاقه
۱۱. به آسونی عاشق نمیشید: همه هرچقدم از دور برازنده و دلپذیر باشند از نزدیک مشکلات خودشون رو دارن. پس وفادار میمونید
۱۲. میفهمید زندگی با شما آسون نیست
۱۳. یاد میگیرید خودتون رو بخاطر خطاها و حماقتهاتون ببخشید: بیشتر با خودتون رفاقت میکنید. همه ما به نوعی احمقیم
۱۴. یاد میگیرید با کله شقیهای بچگانتون که هرگز هم از بین نمیرن به صلح برسید: تلاش نمیکنید که همیشه بزرگسال باشید. همه ما بچهایم
۱۵. برای شادی درازمدت به پروژههای بلندمدت دل نمیبندی: اگه دمی بی دردسر سپری بشه هم خوشحالتون میکنه
۱۶. دیگه برات مهم نیست بقیه راجع بهت چی فکر میکن
۱۷. بازخورد دیگران رو راحتتر میپذیرید: در برابر انتقادها زره نمیپوشید
۱۸. میفهمی باید دیدتو نسبت به دردهات وسیع کنی. بیشتر به طبیعت و آسمون شب و کهکشانهای دور توجه میکنی
۱۹. میفهمید گذشتهای که داشتید در پاسخ دادن شما به واقع تاثیر داشته: میپذیرید بهدلیل وقایع کودکی مستعد خطا و افراط هستید. با شک به اولین برداشت و احساستون نگاه میکنید
۲۰. دوست بهتری میشید چون میدونید دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیریها
💥💥💥💥
هزینه های #پنهان #زندگی
هزینه دیسیپلین، لذت است.
هزینه متفاوت بودن،تنهایی است.
هزينه التيام، مواجه است.
هزینه نور داشتن، سوختن در تاریکی است.
هزینه خودت بودن،قضاوت شدن است.
هزینه خواستن، رنج کشیدن است.
هزینه نه نگفتن، ترک شدن است.
هزینه عشق ورزیدن، آسیب پذیری است.
هزینه جلو رفتن،جا گذاشتن بعضی هاست.
هزینه رهایی ،بریدن است.
هزینه آگاهی ،درد است.
هزینه های #پنهان #زندگی
هزینه دیسیپلین، لذت است.
هزینه متفاوت بودن،تنهایی است.
هزينه التيام، مواجه است.
هزینه نور داشتن، سوختن در تاریکی است.
هزینه خودت بودن،قضاوت شدن است.
هزینه خواستن، رنج کشیدن است.
هزینه نه نگفتن، ترک شدن است.
هزینه عشق ورزیدن، آسیب پذیری است.
هزینه جلو رفتن،جا گذاشتن بعضی هاست.
هزینه رهایی ،بریدن است.
هزینه آگاهی ،درد است.
📌 نوجوانِ دمدمی و گستاخ؛ نشانه استقلال یا زنگ خطر؟
دوران نوجوانی را شاید بتوان پیچیدهترین فصل زندگی نامید. جایی که نوجوان نه کودک است و نه بزرگسال. در این برهه، دمدمیمزاجی و گاهی گستاخی، بخشی از مسیر رشد اوست؛ مسیری که اگر درست هدایت نشود، میتواند به چالشی عمیق تبدیل گردد.
🔹 نوجوان به دنبال هویت خود میگردد، نه اینکه عمداً قصد بیاحترامی دارد.
🔹 گستاخی او گاهی فریادی است برای دیده شدن، شنیده شدن و جدی گرفته شدن.
🔹 آنچه او از شما میخواهد، کنترل نیست، همراهیِ آگاهانه است.
🍃 نوجوانِ بیادب به دنیا نیامده؛ او رفتار را از محیط یاد گرفته یا با آن واکنش نشان میدهد.
خیلی وقتها والدین از رفتارهای تند، پرخاشگری یا بیاعتنایی نوجوانشان دلگیر میشوند. اما واقعیت این است که در پشت این رفتارها، نیازهای عمیقتری نهفته است؛ نیاز به استقلال، نیاز به پذیرفته شدن در جمع همسالان، یا حتی سردرگمی ناشی از تغییرات هورمونی و عصبی که هنوز قادر به مدیریتشان نیست .
🔸 تفاوت برخورد اشتباه و درست با نوجوان در عمل:
😤 موقعیت: نوجوان در پاسخ به درخواست شما برای کمک در خانه، با بیمیلی و غرغر جواب میدهد یا با بیاعتنایی از کنارتان رد میشود.
❌ والد اشتباه: "چه طرز حرف زدنیه؟! اصلاً دیگر ازت توقعی ندارم! برو پی کارت!" (قطع ارتباط و سرزنش)
✅ والد آگاه: (با حفظ آرامش) "به نظر میرسد حوصله نداری یا از چیزی ناراحتی. اگر دوست داری بعداً در موردش حرف بزنیم، اما توقع من کمک در خانه است."
🎮 موقعیت: نوجوانتان دیروقت از مهمانی دوستش برگشته و وقتی علت را میپرسید، با عصبانیت جواب میدهد: "تو هیچی نمیفهمی! همهٔ دوستام موندن، منم موندم!"
❌ والد اشتباه: "تا من نگم نباید میومدی! از امشب دیگر خبری از بیرون رفتن نیست!" (کنترل و تنبیه)
✅ والد آگاه: "میبینم که از این موضوع ناراحتی. بیا بشینیم و با هم دربارهٔ ساعت برگشتتن و دلیل تأخیرت صحبت کنیم. من میخواهم هم به خواستهٔ تو برای استقلال احترام بگذارم، هم نگرانیهای خودم را بگویم."
🌱 فرزندان ما در نوجوانی نیازی ندارند والدینی داشته باشند که آنها را سرکوب کنند یا کامل و بیاشتباه باشند. آنها نیاز دارند والدینی داشته باشند که بتوانند به آنها اعتماد کنند؛ والدینی که به جای قضاوت، درک کنند، به جای تحقیر، همدلی نشان دهند و به جای تنبیه، مرزهای منطقی و محترمانه تعیین کنند .
اگر میخواهی در این مسیر پرتلاطم، همراهِ آگاه و قابل اعتمادی برای نوجوانت باشی، از امروز "قضاوت" را کنار بگذار و "همراهی" را جایگزین کن.
💥💥💥💥
چرا نوجوان من حرفهایش را با من نمیزند؟ (و چگونه در را باز کنیم) 💬 قسمت اول
این یکی از رایجترین و غمگینترین سوالهایی است که والدین میپرسند. روزی نوجوان شما همه چیز را با در میان میگذاشت، اما حالا انگار دیواری بلند بین شما کشیده شده. نگران نباشید؛ این بخشی از رشد طبیعی است، اما نحوه برخورد شما میتواند این دیوار را بلندتر یا کوتاهتر کند.
🧠 چرا نوجوان سکوت میکند؟ (دلایل پشت پرده)
۱. ترس از قضاوت شدن
نوجوان میترسد اگر حرف دلش را بزند، شما او را مسخره کنید، تحقیر کنید یا با یک سخنرانی بلند جواب دهید.
🔍 مثال: نوجوانی که درباره دوستش حرف میزند و والدین بلافاصله میگویند: "این دوست برای تو خوب نیست!"
۲. ترس از واکنش هیجانی شما
اگر شما با عصبانیت، گریه یا فریاد به حرفهایش واکنش نشان دهید، او یاد میگیرد که برای حفظ آرامش خانواده، سکوت کند.
🔍 مثال: نوجوانی که درباره افت نمرهاش حرف میزند و والدین شروع به داد و فریاد میکنند.
۳. احساس بیاثر بودن
وقتی نوجوان بارها حرف زده اما تغییری در قوانین یا رفتار شما ایجاد نشده، یاد میگیرد که حرف زدن فایدهای ندارد.
🔍 مثال: نوجوانی بارها گفته که دیرتر خوابیدن به او تمرکز بهتری برای درس میدهد، اما والدین همچنان اصرار به خواب زودهنگام دارند.
۴. نیاز به حریم خصوصی
نوجوان در حال شکلدادن هویت مستقل خود است. او نیاز دارد بخشی از زندگیاش فقط متعلق به خودش باشد.
۵. نداشتن مهارت بیان احساسات
گاهی خود نوجوان هم نمیداند چه احساسی دارد یا چطور باید آن را بیان کند.
در ادامه در مورد راهکارهای عملی حل این مسئله صحبت می کنیم..
⚜⚜⚜⚜⚜
سوگ جمعی 🥀
سوگِ جمعی پدیدهای روانی ـ اجتماعی است که در پیِ فقدانی گسترده، نه فقط افراد، بلکه کلیتِ روانِ یک جامعه را درگیر میکند. در چنین وضعیتی، آنچه از دست میرود صرفاً اشخاص یا رویدادها نیست؛ بلکه احساس امنیت، تداوم، معنا و حتی تصویر مشترک از آینده نیز آسیب میبیند. روانکاوی این تجربه را بهمثابه زخمی در «ناخودآگاه جمعی» میفهمد که اگر دیده و پردازش نشود، میتواند به اشکال مختلف بازتولید شود.
زیگموند فروید در مقالهی «سوگ و مالیخولیا» سوگ را فرایندی میداند که طی آن روان، بهتدریج پیوندهای عاطفی خود با ابژهی ازدسترفته را بازشناسی و از نو ساماندهی میکند. در سوگ جمعی، این ابژه میتواند انسانها، ارزشها، آرمانها یا شیوهای از زیستن باشد. به همین دلیل، واکنشها محدود به اندوه نیستند؛ خشم، احساس بیقدرتی، گناه، کرختی یا حتی انکار میتوانند بهصورت همزمان و فراگیر در فضای اجتماعی ظاهر شوند. این واکنشها را نباید آسیبشناسیِ فردی دانست، بلکه باید آنها را پاسخهای روانیِ طبیعی به فقدانی مشترک تلقی کرد.
ملانی کلاین با تأکید بر فعالشدن اضطرابهای اولیه در مواجهه با فقدان، توضیح میدهد که چرا در دورههای سوگ جمعی، جامعه ممکن است به دو قطبیشدن، فرافکنی، یا جستوجوی مقصر روی بیاورد. از منظر او، سوگ همواره ما را با ترسهای عمیق از نابودی و گسست روبهرو میکند. اگر این اضطرابها مهار نشوند، میتوانند به خشونت روانی یا اجتماعی تبدیل شوند؛ اما اگر امکان پردازش پیدا کنند، راه را برای پذیرش واقعیت و ترمیم میگشایند.
در این میان، اندیشههای دونالد وینیکات اهمیت ویژهای پیدا میکند. او مفهوم «محیط نگهدارنده» را مطرح میکند؛ فضایی که در آن رنج میتواند بدون انکار یا قضاوت، تحمل و بیان شود. در سطح جمعی، چنین محیطی از طریق همدلی اجتماعی، شنیدهشدن صداهای مختلف، آیینهای سوگواری، و روایتهای مشترک شکل میگیرد. جامعهای که برای اندوه خود جا باز میکند، در واقع به روان جمعیاش اجازه میدهد نفس بکشد
.
روانکاوان معاصر مانند جان بالبی و وامیک وُلکان هشدار میدهند که سوگهای جمعیِ نادیدهگرفتهشده، اغلب به تروماهای پایدار و حتی بیننسلی تبدیل میشوند. فقدانی که نامگذاری نشود و به رسمیت شناخته نشود، بهصورت خام و حلنشده در حافظهی جمعی باقی میماند. در مقابل، وقتی جامعه بتواند دربارهی آنچه از دست داده سخن بگوید، برایش معنا بسازد و آن را در تاریخ عاطفی خود ثبت کند، سوگ میتواند به عاملی برای پیوند، همبستگی و رشد روانی بدل شود.
از منظر روانکاوی، پیام نهایی روشن است: سوگ جمعی نشانهی ضعف یا فروپاشی نیست؛ نشانهی زندهبودن پیوندهای انسانی است. اندوهی که دیده و شنیده میشود، امکان تبدیلشدن به نیرویی ترمیمگر را پیدا میکند. تنها از مسیر پذیرش فقدان است که روان فردی و جمعی میتواند بهتدریج، راه خود را بهسوی معنا و تداوم دوباره بیابد.
#سوگ
گرد آورنده: المیرا اوصیاء
💥💥💥💥
Repost from دكتر فیروزآبادی
توضیح:
در روزگاری به سر میبریم که تندباد حوادث و رویدادهای آسیبزا چپ و راست آنچنان سیلی و ضربهای بر گونههامان مینوازند که ما را گیج و گول و کرخت و منگ میکنند. حال، بعد از تلاش برای باز کردن دوباره چشمها تلاش میکنم تا یادداشتهای این کانال را از سر گیرم به این امید که شاید بتواند کمکی هرچند کوچک در ساختن روایتی معنی دار از ان چه گذشت باشد.
خشم را بیرون نریزید، خاموشش کنید! حتماً شنیدین که میگن وقتی عصبانی هستی داد بزن، مشت بکوب یا برو بدو تا خالی شی. اما علم میگه این کار مثل بنزین ریختن روی آتیشه! خالی کردن خشم فقط ضربان قلبتون رو بالا میبره و مغز رو بیشتر تو حالت جنگی نگه میداره. بررسی دانشگاه اوهایو روی بیش از ۱۰ هزار نفر نشون داد که دویدن یا مشت زدن به کیسه بوکس هیچ کمکی به کاهش عصبانیت نمیکنه. نفس عمیق، یوگا یا حتی شمردن تا ده، با پایین آوردن حرارت بدن، خیلی بهتر از تخلیه فیزیکی خشم رو از بین میبره. شما وقت عصبانیت چه کار میکنید که واقعاً آرومتون میکنه؟
منبع: Clinical Psychology Review
(Ohio State University)
خدایا دانشی ده، غم نگیرم
بده آرامشی؛ ماتم نگیرم
خدایا از شهامت بی نصیبم
شهامت ده که آرامش بگیرم
خدایا ؛این تفاوت بر من آموز
که در گمراهی مطلق نمیرم
بابا طاهر
