ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

کانال رحمان مرادی

کانال رحمان مرادی

الذهاب إلى القناة على Telegram

ارایه خدمات روان شناسی و مشاوره خانواده ،ازدواج ، مشکلات روانی و رفتاری آدرس :بوکان خیابان پیام (مخابرات)اپارتمان مسجد قبله تلفن ۰۴۴۴۶۲۶۰۲۰۲ @moradiravan55⬅️ ارتباط با ادمین

إظهار المزيد
489
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
قطر کهکشان ما بیش از ۱۰۰ هزار سال نوری است، کهکشان ما در مقایسه با دیگر اجرام درونش بسیار بزرگ است، اما خود کهکشان ما در مقایسه با خوشه‌ی کهکشانی لانیاکیا با صد هزار کهکشان و ابرخوشه کهکشانی فراتر از آن و جهان قابل مشاهده بسیار ناچیز است، ما فواصل کیهانی را با سال نوری بیان می‌کنیم، اما سال نوری چیست و چطور محاسبه می‌شود؟ در این ویدئو با این مفهوم بیشتر آشنا می‌شویم. ‌‌ ‌‌ “سال نوری” در نجوم واحد اندازه‌گیری فاصله است، فاصله‌ای است که نور در یک سال در فضا طی می‌کند. به طور دقیق‌تر، اتحادیه‌ی جهانی اخترشناسی سال نوری را فاصله‌ای می‌داند که نور در ۳۶۵ روز با سرعت سیصد هزار کیلومتر بر ثانیه طی می‌کند. 🆔 @big_bangpage

Repost from روشنفکران
گزارشی تحسین برانگیز از مهربانی و تربیت یک معلم ! #انگیزشی #تربیتی #مهربانی @Roshanfkrane

🟥 ۷ مهارت حیاتی برای رشد و بقا در قرن ۲۱ جهان امروز با شتابی عجیب و گیج‌کننده در حال تغییر است. در این دنیای پُرآشوب، انسان‌هایی موفق‌اند که سازگار و متعادل باشند، نه این‌که باهوش‌تر یا پول‌دارتر هستند. انسان مدرن، برای سازگاری و تعادل در این زمانه‌ی سخت، نیاز به هفت ستون فکری و رفتاری دارد. ✅ اولین ستون، تمرکز عمیق است. در این دنیای پر سروصدا، داشتن تمرکز عمیق یعنی برتری واقعی. چون بدون تمرکز، راه را گم می‌کنیم و اولویت‌ها را یا فراموش یا هر روز جابجا می‌کنیم. ✅ ستون دوم، مهارتهای ارتباطی برای داشتن ارتباطاتی شفاف، هدفمند و متوازن است تا با دیگران به تفاهم برسیم، داشته‌‌های خود را عرضه کنیم و تأثیرگذاری داشته باشیم؛ نه فقط برای حرف زدن و اتلاف وقت. ✅ سوم، هوش مالی است که تعیین می‌کند چگونه پول را به‌دست بیاوری و چگونه آن را خرج کنی و در یک کلام: آیا شما پول را کنترل می‌کنی یا پول تو را. ✅ چهارم، تفکر انتقادی که سلاح ذهن برای تشخیص حقیقت از هیاهو است. این همه ادعا و این همه تولید محتوا، به راستی انسان را گیج و سردرگم می‌کند و به راحتی به دام شیادانی و حیله‌گرانی می‌افتد که به نام علم و دین، جیب و مغز ما را خالی می‌کنند. ✅ پنجم، انضباط شخصی است که تفاوت بین افراد موفق و معمولی را می‌سازد. انضباط شخصی، یعنی نظم در زمان و ارتباطات. ✅ ششم، کنترل احساسات که مهارتی حیاتی و اساسی برای تصمیم‌های آگاهانه در لحظه‌ی بحران است. ✅ هفتم، مهارت سازگاری است برای توان تغییر و بازتعریف خود در شرایط جدید. این هفت مهارت، نقشه‌ی ذهنی انسان بالغ در قرن ۲۱ هستند. بدون آن‌ها، هوش، استعداد و حتی تجربه هم دوام نمی‌آورد. https://t.me/moradiravan

🌱 یک خواهش کوچک، برای یک اثر بزرگ… اعضای عزیز و همراهان مهربان خیریه احسان کاران بوکان ❤️ در حال حاضر تنها ۳۰۲ نفر در این کانال همراه ما هستند؛ اما نیازهای مددجویان، بیماران، دانش‌آموزان و دانشجویان نیازمند، بسیار بیشتر از این‌هاست. 📣 از شما صمیمانه درخواست می‌کنیم هر کدام از شما عزیزان چندین نفر از دوستان، بستگان و مخاطبان خود را به این کانال دعوت کنید. شاید یک نفر با دیدن یک گزارش، تصمیم به کمک بگیرد؛ شاید یک خیر از طریق همین کانال با یک نیازمند آشنا شود؛ و شاید دعوت شما، آغاز گره‌گشایی از زندگی یک انسان باشد. 🤲 ما فقط اعضای کانال را زیاد نمی‌کنیم؛ ما دایره مهربانی را بزرگ‌تر می‌کنیم. ❤️ بیایید کاری کنیم که صدای نیازمندان، به گوش دل‌های بیشتری برسد. 🌿 هر عضو جدید، یک امید تازه است. 🙏 لطفاً همین امروز #لینک یا کد QR کانال خیریه را برای چند نفر از عزیزان خود بفرستید. خیریه احسان کاران(صوفی رحمن) بوکان «بزرگ‌ترین افتخار ما، اعتماد و همراهی شماست.» t.me/ehsankaran

🟥 ۷ مهارت حیاتی برای رشد و بقا در قرن ۲۱ جهان امروز با شتابی عجیب و گیج‌کننده در حال تغییر است. در این دنیای پُرآشوب، انسان‌هایی موفق‌اند که سازگار و متعادل باشند، نه این‌که باهوش‌تر یا پول‌دارتر هستند. انسان مدرن، برای سازگاری و تعادل در این زمانه‌ی سخت، نیاز به هفت ستون فکری و رفتاری دارد. ✅ اولین ستون، تمرکز عمیق است. در این دنیای پر سروصدا، داشتن تمرکز عمیق یعنی برتری واقعی. چون بدون تمرکز، راه را گم می‌کنیم و اولویت‌ها را یا فراموش یا هر روز جابجا می‌کنیم. ✅ ستون دوم، مهارتهای ارتباطی برای داشتن ارتباطاتی شفاف، هدفمند و متوازن است تا با دیگران به تفاهم برسیم، داشته‌‌های خود را عرضه کنیم و تأثیرگذاری داشته باشیم؛ نه فقط برای حرف زدن و اتلاف وقت. ✅ سوم، هوش مالی است که تعیین می‌کند چگونه پول را به‌دست بیاوری و چگونه آن را خرج کنی و در یک کلام: آیا شما پول را کنترل می‌کنی یا پول تو را. ✅ چهارم، تفکر انتقادی که سلاح ذهن برای تشخیص حقیقت از هیاهو است. این همه ادعا و این همه تولید محتوا، به راستی انسان را گیج و سردرگم می‌کند و به راحتی به دام شیادانی و حیله‌گرانی می‌افتد که به نام علم و دین، جیب و مغز ما را خالی می‌کنند. ✅ پنجم، انضباط شخصی است که تفاوت بین افراد موفق و معمولی را می‌سازد. انضباط شخصی، یعنی نظم در زمان و ارتباطات. ✅ ششم، کنترل احساسات که مهارتی حیاتی و اساسی برای تصمیم‌های آگاهانه در لحظه‌ی بحران است. ✅ هفتم، مهارت سازگاری است برای توان تغییر و بازتعریف خود در شرایط جدید. این هفت مهارت، نقشه‌ی ذهنی انسان بالغ در قرن ۲۱ هستند. بدون آن‌ها، هوش، استعداد و حتی تجربه هم دوام نمی‌آورد. https://t.me/moradiravan

Repost from N/a
"این که یک شهروند در جامعه ما به راحتی از ماشین آشغال بیرون می‌اندازد و از تمیزی خیابانهای اروپا تعریف می‌‌کند، یک معنی تربیتی دارد، یک معنای عمیق دیگری هم دارد که به این سرزمین تعلق خاطرندارد. ما یک ناسیونالیسم احساسی داریم و یک ناسیونالیسم عُقَلایی. ما ایرانی‌ها در ناسیونالیسم احساسی قوی هستیم، یعنی اینکه من غذا و موسیقی ایرانی دوست دارم، خانواده‌ام و زبان ملی را دوست دارم، به فرهنگ دیرینه‌ام می‌بالم و... ولی یک قدم که بالاتر بیایم و ببینم حالا که من در این سرزمین به دنیا آمده‌ام، من چه مسئولیتی دارم؟ اینجا کم میارم! اینجا سکوت می‌کنم! این یعنی فقدان ناسیونالیسم عُقَلایی. بخاطر همین است که من و شما وقتی از یک اتاق می‌خواهیم بیرون برویم، چون همدیگر را می شناسیم، به هم احترام می‌گذاریم وکلی باهم تعارف می‌کنیم، ولی وقتی که در خیابان رانندگی می‌کنیم یک سانتیمتر اجازه نمی دهیم کسی ازما جلوبزند! چون هیچ احساس تعلقی به همدیگر نداریم. چرا هنر شنیدن یک ایرانی ضعیف است؟ چرامن اصراردارم که حرف خودم درست است؟ چون من ایرانی درحلقه اول فردی و نهایتاً در حلقۀ دوم گروهی گیرکرده‌ام. آن حلقۀ مهم‌تر و سوم ملی که همه این‌ها را به هم ربط می‌دهد، وجود ندارد. کسی به من آموزش نداده که سرنوشت حلقۀ اول و حلقۀ دوم به حلقۀ سوم ربط دارد. تا وقتی ناسیونالیسم عُقَلایی نداشته باشیم و به این سرزمین فکر نکنیم، هیچ تحولی در ما و سرزمینمان صورت نخواهدگرفت" دکتر محمود سریع القلم t.me/hawlatibarprs

Repost from N/a
هنگامی که درها بسته می‌شوند و صفحهٔ نمایش روشن می‌ماند! چه بسا انسان درِ اتاق خود را ببندد و آسوده‌خاطر شود از اینکه هیچ‌کس او را نمی‌بیند؛ سپس تلفن همراهش را رو به جهانی می‌گشاید که درهای خیر و شرّ در آن بسیار فراخ است، و بر چشم و دل او چیزهایی عرضه می‌شود که اگر در میان مردم بود، هرگز جرئت نزدیک شدن به آن‌ها را نداشت؛ و چه بسا از نگاهی گذرا [از سوی دیگران] به صفحهٔ گوشی‌اش شرم کند، اما از نگاه خداوند به خود شرم نداشته باشد! اینجاست که صداقت در «مراقبه» سنجیده می‌شود؛ چرا که اخلاقی که همراه انسان به خلوتش نرود، اخلاقی است که هنوز در دل او ریشه ندوانده است، و حیایی که تنها در حضور مردم حاضر باشد و در خلوت و تنهایی غایب گردد، نیازمند تربیت و مجاهده است. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى﴾ «آیا ندانست که خداوند [همه چیز را] می‌بیند؟» آیه‌ای کوتاه که اگر حقیقت آن در دل جای گیرد، درهای فراوانی از معصیت را به روی صاحبش می‌بندد و درهایی از استقامت را به رویش می‌گشاید که هیچ‌یک از بندگان بر آن آگاه نیستند. و از دعاهای پیامبر ﷺ این بود: «وَأَسْأَلُكَ خَشْيَتَكَ فِي الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ» «و از تو بیم و پروای از تو را در پنهان و آشکار خواستارم.» (روایت نسائی). پس چقدر زیباست که پروای بنده از پروردگارش، در حضور میان مردم و در خلوت و دور از دیدگان آنان یکسان باشد، و از اصلاح باطن و درون بهره‌ای داشته باشد که کمتر از اهتمام او به نیکویی ظاهر نباشد! مقصود این نیست که تلفن همراه به سرچشمه‌ای از ترس دائمی بدل شود یا انسان خود را از لذت‌ها و تفریحات حلال الهی محروم سازد؛ بلکه مقصود آن است که بهره‌گیری از این ابزار با وجدانی مؤمنانه همراه باشد که بداند چه زمان بنگرد و چه زمان چشم فرو بندد، چه وقت باز کند و چه وقت ببندد، و چه هنگام پیش برود و چه وقت بازایستد. و چه نیکو فرموده است ابن عطاء الله اسکندری: «تلاش تو در آنچه برایت ضمانت شده، و کوتاهی‌ات در آنچه از تو خواسته شده، دلیلی بر نابینایی بصیرت توست». و از بزرگ‌ترین چیزهایی که از تو خواسته شده این است که هر کجا باشی، مراقب دل و اعضای وجودت باشی؛ پس چنان سرگرم دنبال‌کردن آنچه بر تو عرضه می‌شود نشو که آنچه بر عهده داری را به فراموشی بسپاری. صفحهٔ نمایش هیچ‌چیزی را از خداوند نمی‌پوشاند، و خلوت نیز به معنای غیبت از دایرهٔ نظارت الهی نیست؛ بلکه فرصتی است که در آن، میزان تعظیم خداوند در دل آشکار می‌شود. پس با خداوند چنان ادبی داشته باش که با دگرگونی مکان تغییر نکند و آن‌گاه که چشمان مردم غایب می‌شوند، فرو نریزد. #اخلاق_دیجیتال ✍عبدالرحیم خورشیدی - مهاباد

🔊فایل صوتی مصطفی ملکیان . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @ 🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها 🌹

Repost from ژیانەوە
یک روز خانم بینوایی همراه دخترش به خانه‌ی ما آمده‌بودند تا چیزی بگیرند. دقیقاً یادم نیست ولی فکر کنم پیراهنی به او داده‌شد. د
یک روز خانم بینوایی همراه دخترش به خانه‌ی ما آمده‌بودند تا چیزی بگیرند. دقیقاً یادم نیست ولی فکر کنم پیراهنی به او داده‌شد. دختر بچه‌ هم گفت: این که نو(تازه) است!! خیلی ناراحت شدم. چون معلوم بود که همیشه کهنه‌ها را به او داده بودند و باورش نمی‌شد چیزهای تازه‌ و نو،حقش باشد. ناراحتی‌ام بیشتر از این باب بود که جامعه‌ی ما به بینوایان ‌و مستمندان این فکر را القا نموده که کهنه‌ها و بلااستفاده‌ها مال آن‌هاست. استاد علامه: ناصر سبحانی(رح) https://t.me/zhiyaneve

این پنج توصیه را جدی بگیرید و پیامدهای آن را در تأمین سلامت روان خود ببینید!👇 ۱. قرار نیست همه از شما راضی باشند؛ گاهی برای حفظ آرامش خودتان، باید به خواسته‌هایی «نه بگویید»! مخصوصاً خواسته‌هایی که با ارزش‌ها و نیازهای شما سازگار نیستند. ۲. با خودتان همان‌قدر مهربان باشید که با یک دوست عزیز رفتار می‌کنید؛ اشتباه کردن از ارزشمندی شما کم نمی‌کند، بلکه فرصتی برای یادگیری و رشد است. ۳. گذشته را نمی‌توانید تغییر دهید، اما می‌توانید از تجربه‌های آن بیاموزید. پس اجازه ندهید حسرت دیروز، فرصتهای امروز را از شما بگیرد. ۴. تغییر همیشه آسان نیست، ولی گاهی برای رسیدن به زندگی بهتر، باید از منطقه امن خود بیرون بیایید و قدمی کوچک به سوی تجربه‌های تازه بردارید. ۵. فکر کردن تا جایی مفید است که به تصمیم و اقدام برسد؛ وقتی مدام در چرخه نگرانی و احتمالات می‌چرخید، به‌جای حل مسئله، انرژی خود را هدر می‌دهید. https://t.me/zhiyaneve

Repost from مخ نویس
خس و خاشاک جایزه ‌نوبل پزشکی ۲۰۲۶به سه نفر یا در واقع به پروتئین جلبک لزجی رسید که گرچه شعبده بازی اش را میتوان در چند خط خلاصه کرد ولی ممکنست موفق شود صفحات علم اعصاب را چندفصل جلو ببرد. برندگان نوبل امسال اول در یک جلبک پروتئینی یه نام channelrhodopsin پیدا کردند که وقتی نور به آن میخورد یک کانال یونی را در غشا سلول جلبک باز میکرد کانالی که پتانسیل‌های غشا سلول را تغیبر میداد و جلبک را به سمت نور هدایت میکرد. آنهاسپس ژن این پروتئین را از ژنهای جلبک استخراج کرده و آن را داخل هسته سلولهای عصبی جاسازی کردند و در نتیجه نورونهایی ساختند که روی سطحشان پوشیده از این پروتئین جلبکی بود،پروتئینی که میتواند در واکنش به نور، کانال یونی نورون را باز و با تغییر پتانسیل غشا سلول عصبی آن را روشن کند. با کمک این ابزار که اپتوژنتیک نامیده می‌شود میتوان هر بخش از نورونهای مغز را نشانه گذاری و با تابندن نور تحریک کرد و شاید نه تنها بتوان با آن کورها را شفا داد بلکه ممکن است بتوان با کمک‌آن هرجایی از مغز را دستکاری و خاموش و روشن کرد. تا قبل از اوپتوژنتیک وقتی میخواستیم مثلا درباره ترس تحقیق کنیم باید موشی را در دستگاه fmri قرار می‌دادیم و او را می‌ ترساندیم و بعد به عکس مغزش نگاه می کردیم و روشن شدن آمیگدالش را تماشا می کردیم ولی حالا با اوپتوژنتیک میتوانیم دستمان را داخل مغز موش کنیم و هر قسمت از امیگدالش را با یک کلید پروتیینی _ نوری روشن کنیم و بعد ببینیم چه اتفاقی برای موش می افتد آیا بدون اینکه بترسانیمش با روشن کردن کلید فلان قسمت آمیگدال میترسد یا نه؟ اگر fmri فقط نشان میداد در ترس یا عشق یا به یادآوردن فلان خاطره کجای مغز روشن میشود( همبستگی) حالا اوپتوژنتیک نشان میدهد با تحریک کدام نورنها میترسیم،عاشق میشویم یا به یاد می آوریم(علت و معلول)در واقع اوپتوژنتیک چند قدم جلوتر از fmriمی‌رود و به ما میگوید دستکاری فلان جای مغز چه تغییری در تجربه و رفتار ما ایجاد کند و این یعنی حالا ما به جای تماشاچی مغز ، کلیددار مدارهای مغز هستیم و البته پیامدهای این ابزار خیلی فراتر از علم پزشکی‌ست و همانطور که fmri باعث جنب و جوش در فلسفه ذهن شد احتمالا اوپتوژنتیک هم بحث های زیادی را در این مقوله به پا خواهد کرد. اخیرا *کتاب ایدئالیسم تحلیلی کاستروپ* را با ترجمه عالی دکتر نورالهی از نشر کرگدن تمام کردم کتابی که گرچه نتوانست قانعم کند ولی ذهنم را قلقلک داد کتابی که این پروتئین جلبکی میتواند استدلالهایش را به چالش بکشد. کاستروپ می‌گوید آنچه به عنوان جهان میبینیم همان چیزی نیست که در واقعیت وجود دارد و نه تنها خود ما حتی کل جهان تنها از جنس ذهن است نه ماده. از نظر او ادراکات ما از جهان خارج نشانه هاییست رمزگذاری شده که تنها به کار بقای ما می آیند نه ادراک واقعیت هستی. از نظر نویسنده درک ما از دنیا مانند درک کسی از رنگ قرمزست بدون اینکه درکی از نور واقعی و طیف های آن داشته باشو از نظر او ما درجهان چون خلبانانی هستیم که در کابین هواپیمایی بدون پنجره به دنیا آمده اند بدون اینکه به جز داشبورد هواپیما که ارتفاع و سرعت و بنزین را نشان میدهد درکی از بیرون هواپیما و دنیای واقعی خارج از کابین داشته باشند. او معتقدست درک ما از عالم مثل کسی ست که میخواهد فقط با دیدن نقشه کره زمین،زمین واقعی را بفهمد یا کسی که در خواب است ولی مطمئن است که هرچه میبیند و می‌شنود عین واقعیت است. به نظر او عالم نه فقط تنها در ذهن ماست بلکه خودش هم از جنس ذهن است. کاستروپ میگوید مغز ما نه خود ذهن ما بلکه فقط داشبورد کابین ذهن ماست او برای توجیه دنیای ذهنی که البته به نظر من چفت و بست محکمی ندارد مجبورست چیزهایی که در fmri دیده می‌شود را هم توضیح دهد و البته به درستی و البته با زرنگی دست روی نقطه ضعف این ابزار می گذارد و میگوید همبستگی یی که در fmri بین مغز و ذهن میبینیم نمیتواند ثابت کند مغز علت ذهن است. ولی حالا که پروتئین این جلبک ناچیز توانسته عقربه های داشبورد کابین مغز مارا نه فقط قابل مشاهده بلکه روشن و خاموش کند احتمالا کار کاستروپ برای توجیه ایدئالیسم تحلیلی اش مشکل تر خواهد شد. و چه کسی باور می کرد یک جلبک پا در کفش ایدئالیسم تحلیلی کند؟ آیا می‌شود با این ابزار جادویی، مغزها را عاشق ، مهربان یا خشمگین کرد؟آیا میشود خاطرات را روشن و خاموش کرد؟آیا ممکنست کسی بخواهد با کمک این ابزار جدید ذهن ما را کنترل کند؟ نمی‌خواهم ازین ابزار برای خیالپردازی استفاده کنم مثل همان کاری که گلدبرگ خبرنگار یهودی با fmri واحمدی نژاد کرد و بعد از اینکه هسته vs مغزش در fmriبعد از دیدن عکس احمدی نژاد روشن شد نتیجه گرفت مغز یهودی از دیدن احمدی نژاد لذت می‌برد همان احمدی نژادی که سالها پیش گفته بود از خس و خاشاک کاری بر نمی آید ولی حالا یک جلبک خلافش را ثابت کرده است. https://t.me/draboutorab

‏خلاصه ۱۳سال مطالعه و ویزیت در مورد  اضطراب رو اگه بخوایم بگیم؛ وابستگی؛ مادر اضطرابه و کمالگرایی هم پدر آن - و از عواملی نیز مثل؛ غیرواقع بینی، تهدیدهای بیرونی، تاکید زیاد خانواده بر موفقیت، مقایسه، و پیش‌بینی آینده هم متاثره! افراد مضطرب عموماً یک پدر یا مادر کمالگرا دارند @roozbeh_school

Repost from ژیانەوە
نامهٔ یک پدر به مدیر مدرسه👇👇 با سلام از ما خواسته‌اید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعات‌مان را از مدرسه‌ بیان کنیم. دوست‌تر داشتم به‌جای پرکردن آن فرم، خواسته‌هایم را در نامه‌ای برای‌تان بنویسم: ✅ از پسرم کار بخواهید. چون او را به هتل نمی‌آورم، به اولین سال دبیرستان می‌فرستم. اجازه دهید بریده‌های کاغذ و تراشه‌های چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر به‌جای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یک‌بار از بچه‌ها بخواهید شیشه‌ها را تمیز کنند، خاک‌ نیم‌کت‌های کلاس‌شان را بگیرند. به پسرم نوبت دهید تا درخت‌ها و گلدان‌های مدرسه را آب دهد و برگ‌های زردشان را بگیرد. ✅ کاش صبحانه را در مدرسه بخورند و از پسرم بخواهید سفره پهن کند، چای دم کند، نان‌ خرد کند و آخرش هم به‌همراه بچه‌های دیگر جمع کنند و بشویند. ✅ همین اول سال قلم‌مو و رنگ و اسپری دهید تا کلاس‌شان را خودشان رنگ‌آمیزی کنند. روی دیوارهایش به سلیقه روزآمدشان چیزهایی بنویسند، خط‌ بیندازند. شاید نشانی از فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، فوتبالیست‌ها و ترانه‌هایی که دوست دارند بر دیوار بیفتد و دیوار کلاس، پنجره رهایی‌ باشد. ✅ بیشتر سرویس‌های بهداشتی عمومی کشورمان بهداشتی نیستند! هر کاری لازم است بکنید تا پسرم و همه بچه‌ها سرویس‌های مدرسه را مثل سرویس خانه‌های‌شان نگه دارند. ✅ از پسرم بخواهید شما را نقد کند، رفتار و برنامه‌های دبیران و مشاوران و معاونان را نقد کند. از گفتن نترسد. توبیخ نشود به‌خاطر متفاوت فکر کردن. از او بخواهید برای حرف‌هایش دلیل بیاورد و تا قانع نشود دست نکشد. ✅ از شما توقع دارم گفت‌وگو سکه رایج در مدرسه باشد. رفتارهای پسرم را ارزیابی کنید و بخواهید در فضایی امن گفت‌وگو با هم‌کلاسی‌ها شکل بگیرد و از دوستانش راه‌حل‌های کارآمد بگیرد. این کار موثرتر از تذکر و توبیخ دبیران است. ✅ لطفا به دبیران مدرسه بگویید جواب سوال‌های پسرم را ندهند. هر وقت سوال پرسید، کمکش کنند تا خودش دنبال پاسخ بگردد. ✅ بعد از صبحگاه و قبل از شروع اولین زنگ، پنج دقیقه را اختصاص دهید تا هر کسی در مدرسه است کتاب بخواند. از خود شما گرفته تا تک به تک عوامل اجرایی و دبیران و دانش‌آموزان، کسی با کسی صحبت نکند و هرکس کتابی که دوست دارد بخواند. مدرسه بشود یک کتاب‌خانه بزرگ. کتاب‌های درسی نشوند همه دنیایش. دنیایش را بزرگ کنید. ✅ از پسرم بخواهید داستان بنویسد، شعر بگوید، مقاله بنویسد. از او بخواهید برای پژوهش فیلم بسازد، عکس بیندازد. برود در آزمایشگاه خطر کند. به او بگویید پژوهش فقط در کتاب‌خانه نیست. برود وسط شهر جستجو کند، سؤال بتراشد. از پسرم بخواهید در کارگاه با چوب و فلز و چکش و اره وسیله بسازد، اختراع کند. از او بخواهید اپلیکیشن بازی طراحی، و انیمیشن تولید کند. ✅ در بوفهٔ مدرسه پسرم را دخالت دهید تا در کنار یک بزرگسال شیوه کاسبی را یاد بگیرد، حساب و کتاب و طرز برخورد با مشتری را یادبگیرد. بگذارید خوراکی‌ها را در قفسه بچیند. بار خالی کند و بعد کارتون‌ها و مقواها را در سطل مخصوص بازیافتی‌ها بیندازد. ✅ خواهش می‌کنم کاری نکنید که پسر ۱۳ ساله‌ام به زور و با خواب‌آلودگی با خدا مناجات کند. لحظاتی را شکل دهید که وقتی پسرم با خدا خلوت می‌کند بداند که خدا نزدیک‌ترین است و ارتباط قلبی او با خدا برای خودش تعالی می‌آورد نه اینکه دل مدیر و مربی پرورشی را راضی کند و کارت امتیاز بگیرد. به او و بچه‌های دیگر اجازه دهید نیایش‌هایی را که به زبان خودشان نوشته‌اند بخوانند. نیایش‌های ساده که خواسته‌های واقعی خودشا‌ن‌اند و با صداقت هستند. ✅ آقای مدیر! از معلم‌هایتان بخواهید قوانین کلاس‌ها را تنهایی وضع نکنند. از بچه‌ها هم کمک بگیرند و با هم قانون بگذارند. چون این قوانین را بچه‌ها باید اجرا کنند. ✅ به پسرم حالی کنید به‌جای آن‌که از ضعف و نمره کم هم‌کلاسی‌هایش خوشحال شود، احساس بد کند. کاری کنید تا به‌جای احساس کمبود از نمره پایین خودش از کمک‌نکردن به دوستانش شرمنده باشد. ✅ از پسرم نخواهید در همه درس‌ها و مهارت‌ها نفر اول باشد. راستش او هم مثل بقیه بچه‌ها در خیلی کارها کم‌‌استعداد است. به او بگویید همه آدم‌ها برای همه کارها ساخته نشده‌اند، راه خودت را پیدا کن. ✅ مدیر محترم! به پسرم اجازه دهید اشتباه کند، خراب کند، گند بزند. بگذارید بارها ویران کند و بسازد. اشتباه‌کردن را امتیاز بدهید. بگویید فقط یک اشتباه نابخشودنی وجود دارد و آن هم هیچ کاری نکردن و بالتبع اشتباه نکردن است. |علی‌‌اکبر زین‌‌العابدین| https://t.me/zhiyaneve

Repost from مسجد سراج
همه می‌گویند: هر رخدادی چه خوب چه بد، می‌گذرد، اما من بر این باورم که (هیچ چیزی نمی‌گذرد!!!) اگر روزی برای خودم انگشتری سفارش دهم، این نوشته را روی آن حک خواهم کرد"هیچ چیزی نمی‌گذرد!" من معتقدم که هیچ چیزی نمی‌گذرد مگر این که اثری از خود بجای خواهد گذاشت، لذا هر قدم کوچکی که بر می‌داریم، بر حال و آینده ما بسیار تأثیر گذار است. کانال مسجد سراج👇 @masjedseraj1

Repost from مسجد سراج
(فيل‌هاى سفيد زندگى) در حكايتى از گذشته، معروف است كه پادشاه يک كشور به پادشاه كشورى ديگر «فيل سفيد» هديه مى‌دهد. كسى كه هديه را مى‌پذيرفت، هزينه‌هاى زيادى را صرف نگهدارى و خوراک اين فيل سفيد مى‌كرد. نسل‌های مختلف هم بدون آنكه بدانند اين فيل سفيد به چه درد مى‌خورد، هزينه‌هاى زيادى را براى آن متحمل مى‌شدند و دلشان هم نمى‌آمد كه آن را كنار بگذارند يا رها كنند، زيرا مى‌گفتند: «حيف است! تاكنون هزينه زيادى براى آن شده است و نمى‌توان آن را رها كرد!» «فيل سفيد» در مديريت، استعاره از موضوعى‌ست كه هزينه زيادى براى آن شده و هيچ خاصيت مفيدى هم ندارد! و از آن جهت كنار گذاشته نمى‌شود كه صرفاً براى آن هزينه شده است! در نظر بگيريد كسى وارد دانشگاه مى‌شود و متوجه مى‌شود استعدادى در آن رشته ندارد، اما آن را رها نمى‌كند به خاطر هزينه‌هايى كه براى قبولى آن داده است و زمانى كه صرف كرده؛ و مى‌داند در آينده نيز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد! به آن رشته دانشگاهى و آن مدرک هم مى‌توان فيل سفيد آن فرد گفت. در زندگى، فيل‌هاى سفيد زيادى داريم كه بدون آنكه خاصيتى داشته باشند، براى آنها هزينه مى‌كنيم! جرأت کنید و فيل‌هاى سفيد زندگى‌تان را رها كنيد... @masjedseraj1

Repost from مسجد سراج
اعتراف بسیار تلخ و ناراحت‌کننده از خانمی که میخواست مستقل باشه ... تفسیر عینی آیه « اَلرِّ‌جَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ » مردان سرپرست زنان هستن .