ar
Feedback
چــَ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٖٖٖٖؔٛٚؔٓ͜͡🍁ــَ۪۪ٜؓؔইٌـای تلूٰٖخ

چــَ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٖٖٖٖؔٛٚؔٓ͜͡🍁ــَ۪۪ٜؓؔইٌـای تلूٰٖخ

الذهاب إلى القناة على Telegram

حال من خوب نمیشه سابق.... ‎‌‌‎‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌

إظهار المزيد
461
المشتركون
+124 ساعات
+17 أيام
+2530 أيام
أرشيف المشاركات
سعادت، زنی­‌ست که دوستت بدارد و دوستش بداری. اگر هر یک از ما، زنی را می­‌یافتیم تا دوست­مان بدارد، هرگز خود را به تبعیدگاه­‌های پروردگار نمی­‌افکندیم! #اشرف_الخمایسی .

#سلین_دیون باشکوه، باقدرت به صحنه بازگشت! سلین دیون پیش تر گفته بود که با قدرت به صحنه بر می‌گردم! سال‌ها بیماری، سکوت و مبارزه با شرایط سخت جسمی، او را ازصحنه دور کرده بود؛ اما پاریس شاهد یکی از احساسی‌ترین بازگشت‌های تاریخ موسیقی بود. سلین دیون شامگاه ۱۲ سپتامبر 2026 در پلِنی تود آرنا تور کنسرت‌هایش را در پاریس آغاز کرد؛ روی صحنه‌ای که بازگشت او را به یک لحظه‌ی تاریخی تبدیل کرد. او در میان اشک‌هایش از وعده‌ای گفت که بالاخره عملی شد: «گفته بودم برمی‌گردم.» خالق صدای ماندگار «تایتانیک» بار دیگر مقابل هزاران نفر ایستاد؛ صدایی که سال‌ ها میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، با آن عاشق شدند، گریه کردند و خاطره ساختند. این کنسرت؛ چیزی بیش از یک کنسرت معمولی بود؛ بازگشت زنی بود که برای دوباره‌خواندن، جنگید و تسلیم نشد... .

عمیق‌ترین ارتباط از درون آغاز می‌شود. عشق واقعی به معنای جستجوی کسی برای تکمیل شما نیست؛ بلکه به معنای پذیرش تمام جنبه‌های خودتان است - قدرت و نرمی، سکوت و آتش. قبل از اینکه زندگی خود را با دیگری به اشتراک بگذارید، باید به هر فصل مقدس داستان خود احترام بگذارید. این شامل دوست داشتن سکوت در تنهایی و همچنین تجلیل از نور پرشور درون است. با آرام نشستن با روح خود و ابراز مهربانی بی‌قید و شرط به زخم‌های گذشته، چاهی از لطف شخصی را باز می‌کنید که هیچ شرایط خارجی نمی‌تواند آن را کاهش دهد. یافتن آرامش درونی به طور طبیعی دیگران را که منعکس کننده آن هماهنگی هستند، جذب می‌کند. به جای ایجاد روابط از روی ترس، تنهایی یا تمایل به نجات، خود را به عنوان یک فرد کامل و درخشان می‌شناسید. این تعادل درونی به طور ظریفی به دیگرانی که اصیل هستند و برای احترام متقابل ارزش قائلند، اشاره می‌کند. در این تعادل مقدس، عشق به پیوندی هماهنگ بین دو قلب کامل تبدیل می‌شود - مسیری مشترک که در آن هر دو بدون کاهش درخشش فردی خود، یکدیگر را ارتقا می‌دهند. #کارولین_استراتون .

آنچه دردآور است قحطی گفتگوهای عمیق نیست. گرفتاری اصلی نایاب شدن آدم‌هایی است که هنوز تاب روبرو شدن با پیچیدگی را دارند. آدم‌هایی که عجله‌ای برای یافتن پاسخی نهایی ندارند. آدم‌هایی که پذیرفته‌اند که اساسا پاسخ نهایی ممکن است هرگز از راه نرسد. آدم‌هایی که عمیقا فهمیده‌اند که گاهی تنها وظیفه ما دسترسی به درکی واقعی از پرسش پیش روست. فهمیدن فضایی که در آن تنفس می‌کنیم، شناختن گوشه‌هایی که کمی نور از آن می‌تابد و تشخیص تاریکی و ایمان به هراسناک بودنش. دیوژن چراغ به دست در خیابان‌های آتن در روز روشن به دنبال انسان می‌گشت. دوهزار و چهارصد سال بعد انسان زیاد است، انسانی که هنوز پیچیدگی را به رسمیت می‌شناسد کمیاب. #امیرعلی_بنی_اسدی .

‏بزدل‌ترین مرد کسی‌ست که عشق را در زنی بیدار کند، بدون اینکه قصد دوست داشتن او را داشته باشد...
باب‌مارلی
.

لائوتسه آب را نماد قدرتی می‌دانست که با زور پیروز نمی‌شود. آب نرم است، اما صخره را در طول زمان تغییر می‌دهد؛ چون به‌جای جنگیدن با هر مانع، مسیر خود را پیدا می‌کند. هر انعطافی ضعف نیست؛ بعضی چیزها دقیقاً به‌خاطر نرم‌بودن دوام می‌آورند... 🕊

در نگاه کنفوسیوس، آموختن فقط جمع‌کردن اطلاعات نیست؛ تبدیل‌کردن دانسته‌ها به رفتار است. اگر دانایی ما در برخورد با دیگران، تصمیم‌ها و عادت‌هایمان دیده نشود، هنوز به حکمت تبدیل نشده است. دانشِ واقعی، دیر یا زود خودش را در شیوه‌ی زندگی نشان می‌دهد... 🕊

اگر با رابطه جنسی می‌شد رابطه رو نگه داشت، فاحشه‌های شهر با مشتری‌هاشون ازدواج کرده بودن. یکم بهش فکر کن، گول هر حرفی رو نخور، واقعیت جامعه ایران رو ببین نه اروپا. 🕊

وقتی زندگی برايت سخت می شود به ياد داشته باش که: اگر روحت توانایی مقابله با اين سختی ها را نداشت ، تو به اين زندگی حلول نمی كردی. سلام عشششششقا صبحتون بخیر🙋‍♂️ دوستتون دارممممممممم ❤️❤️💋💋🫂🫂😘😘🙋‍♂️🦋🦋

افتاده‌ام دࢪ ابتداۍ كوچه‌اۍ بن بست از دست داࢪم می‌ࢪوم، اصلا حواست هست!؟ . بیࢪون زدم از خاطࢪاتت بࢪف می‌آمد من گࢪیہ كࢪدم آخࢪ این قصہ ࢪا باید . بعد از تو فڪࢪ ࢪوزهاۍ آخࢪم باشم بعد از تو فكࢪ ضجه‌هاۍ دفتࢪم باشم . بعد از تو چشمم دفتࢪم ࢪا آبیاࢪۍ كࢪد بعد از تو تهࢪان پابه‌پایم بے قࢪاࢪۍ كࢪد . بعد از تو ࢪاهے از جهنم ࢪو بہ من وا شد بعد از تو بهمن بدتࢪین میدان دنیا شد . بعد از تو دیگࢪ آࢪزوهایم زمین خوࢪدند بعد از تو با پاۍ خودم نعش مࢪا بࢪدند . بعد از تو من زانو زدم، آیندہ ࢪا كشتم دیواࢪ می‌زد هے خودش ࢪا بࢪ سࢪ و مشتم  . بعد از تو دࢪ من اشتیاق زندہ ماندن مُࢪد كابوس تنهاتࢪ شدن آینده‌ام ࢪا خوࢪد . حس می‌ڪنم بعد از تو تاࢪیخم دو قسمت شد می‌خواستم باوࢪ ڪنے دࢪ من قیامت شد . از حسࢪت بازۍ دستت لاۍ موهایم از گࢪیہ هایم لابہ لاۍ آࢪزوهایم . از بوسه‌هاۍ آخࢪت، از دستِ بࢪ دوشم از لذت یك دوستت داࢪم دࢪ آغوشم . از من سكوت، از تو سكوت، از عشق پنهانی لبخندهاۍ زوࢪڪے دࢪ اوج ویࢪانی . انگاࢪ بغضے دࢪ گلویم گم شدہ باشد انگاࢪ قلبم قسمت مࢪدم شدہ باشد . انگاࢪ خواهم مࢪد از این ڪابوس وا مانده انگاࢪ نیمے از وجودم دࢪ تو جا ماند . انگاࢪ ڪہ بازنده‌ام دࢪ اوج ࢪویایت پاۍ پیادہ می‌ࢪوم از آࢪزوهایت . از دوࢪتࢪ می‌بینمت این آخࢪین باࢪ است دنیا بہ ما یڪ زندگے ڪࢪدن بدهڪاࢪ است . غمگینم از آیندہ از تقدیࢪ، غمگینم داࢪم تو ࢪا دࢪ خاطࢪاتم خواب می‌بینم . می‌فهمم این ࢪفتن بࢪایت آخࢪین ࢪاہ است دیواࢪ من از زندگے یڪ عمࢪ كوتاہ است . من ࢪفتنت ࢪا با دو چشم بسته‌ام دیدم از بوسه‌هایت لابه‌لاۍ گࢪیہ فهمیدم . قدِّ زمستانی‌تࢪین ࢪوز خدا سࢪدی تا گࢪیہ كࢪدم، گࢪیہ كࢪدی.. بࢪنمی‌گࢪدی؟ . اسم تو ࢪا دࢪ شعࢪهایم خط خطے كࢪدم وقتے نباشے من بہ دنیا بࢪنمی‌گࢪدم . باࢪان بباࢪد آسمان عطࢪ تو ࢪا داࢪد بغضت گࢪیبان می‌دࢪد تا صبح می‌باࢪد . لبخند داࢪم می‌زنم با اینڪہ دلتنگم داࢪم بࢪاۍ زندگے با مࢪگ می‌جنگم . می‌بوسمت از دوࢪتࢪ این ࢪشتہ محڪم نیست می‌بوسمت با اینڪہ لب‌هاۍ تو سهمم نیست . می‌بوسمت، می‌بوسمت، تا دࢪد پابࢪجاست دلواپسم، دلواپسے از خنده‌ام پیداست . بعد از تو حتے ࢪد شدن از ڪوچہ آسان نیست حتے بࢪاۍ گࢪیہ ڪࢪدن یڪ خیابان نیست . این خاطࢪات لعنتے بعد از تو بی‌ࢪحمند زانو زدن ڪنج خیابان ࢪا نمی‌فهمند . داࢪم تو ࢪا حس می‌ڪنم با دستِ دࢪ دستم با هࢪڪہ باشے باز هم دلواپست هستم . اۍ ڪاش من تنها دلیل بودنت بودم از سایه‌ات نزدیڪتࢪ پیࢪاهنت بودم . حالا من و ، تنها من و تنها دو چشم‌تࢪ از بی‌قࢪاࢪی‌هاۍ عصࢪ جمعہ تنها‌تࢪ . لعنت بہ پایانی‌تࢪین ساعاتِ هࢪ هفته  لعنت بہ ࢪویایے كہ دیگࢪ یادمان ࢪفته . لعنت بہ آغوشت، بہ آغوشش، بہ تنهایی لعنت بہ من وقتے ڪہ با هࢪ بغض می‌آیی . لعنت بہ من وقتے هنوز از عطࢪ تو مستم لعنت اگࢪ دࢪ انتظاࢪ دیدنت هستم . اصلا مگࢪ ࢪاهے بࢪاۍ دیدنت هم هست؟ اصلا مگࢪ حࢪفے بہ جز بوسیدنت هم هست؟ .✎𓂃 @MFMTS✾◍⃟🦋࿐ اصلا همین حال و همین ࢪوز و همین ساعت اصلا بہ شبهاۍ بدون بودنت لعنت . * باید تو ࢪا از ࢪاه‌هاۍ ࢪفتہ بࢪگࢪدم باید نفهمے قاب عڪست ࢪا بغل ڪࢪدم . باید تو ࢪا از هࢪچہ بود و هست بࢪداࢪم باید نفهمے بعد از این هم دوستت داࢪم . باید نفهمم خنده‌ات بی‌من بࢪاۍ ڪیست از دست داࢪم می‌ࢪوم، اصلا حواست نیست! ✎𓂃 @MFMTS✾◍⃟🦋࿐

دڪلمہ اۍ زیبا👌 ✎𓂃 @MFMTS✾◍⃟🦋࿐

دیگہ زندگیمون شدہ مثل آدامس جویدہ شدہ مزہ اش ࢪفتہ فقط ڪش میاد و ڪش میاد🫠 ✎𓂃 @MFMTS✾◍⃟🦋࿐

  یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر جز همان دم که دلم بود و دلت بود و دلت #علی‌علیخانی ✎𓂃 @MFMTS✾◍⃟🦋࿐

‏اینجا سرزمین عجایب نیست اما اگر صدقه را در "سطل آشغال" بیندازید زودتر به دست "محتاجش" خواهد رسید!! ✎𓂃 @MFMTS✾◍⃟🦋࿐

آن‌گاه که جهان از آن‌ها پرسید که چگونه هنوز ایستاده‌اید؟  لبخند زدند و گفتند: "ما به امید تکیه نکردیم‌! ما با زخم‌هایمان پیمان بستیم. هر شکستی‌ بر ما گذشت، استخوانی بر ستون وجودمان استوار شد و هر اندوهی که خواست ما را خم‌ کند به ما آموخت چگونه به ریشه‌هایمان پایبند باشیم." 🕊

بدترین غذای عمرم رو تا تهش خوردم. از لقمهٔ دوم می‌دونستم بده. ولی پولشو داده بودم. میزِ بغلی بعد از دو لقمه بلند شد و رفت. ما پشت سرش گفتیم عجب آدمی — در حالی که اون فقط پولِ یه غذا رو داد و ما پولِ یه غذا رو دادیم به‌علاوهٔ یه شب. بعد بشقاب‌ها بزرگ‌تر شدن. رشته‌ای که ترمِ سوم فهمیدیم مالِ ما نیست و تا لیسانس ادامه دادیم. کاری که سالِ دوم داشت خالی‌مون می‌کرد و شد سالِ هفتم. همکاری‌ای که ماه‌هاست هر جلسه‌ش حالِ آدم رو می‌گیره و بازم سرِ همون میز می‌شینیم. و رابطه‌ای که مدت‌هاست توش خوشحال نیستیم. هر بار هم همون یه کلمه: حیفه. و بدترین قسمتش اینه که ما می‌دونیم. کارها هم لقمهٔ دوم دارن، رابطه‌ها هم. ما دیر نمی‌فهمیم — زود می‌فهمیم، دیر بلند می‌شیم.

برخی آدم‌ها تو را پس می‌زنند و از تو فاصله میگیرند، فقط به این دلیل که در نگاهشان بیش از حد می‌درخشی. این طبیعیست. همچنان به
برخی آدم‌ها تو را پس می‌زنند و از تو فاصله میگیرند، فقط به این دلیل که در نگاهشان بیش از حد می‌درخشی. این طبیعیست. همچنان به درخشیدنت ادامه بده. سلام عشششقا روزتون بخیر دوستتون دارممممممم ❤️❤️🌹🌹💋💋🫂🫂🙋‍♂️🦋🦋

زندگی؛ به هیچکس درس رایگان نمیدهد ، وقتی میگی زندگی به من آموخت ، یعنی تاوانش را حتما پرداخته ای ...🍃 ✎𓂃 @MFMTS✾◍⃟🦋࿐

این‌که در سینه من هست،تو هستی،دل نیست...
این‌که در سینه من هست،تو هستی،دل نیست...

اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است تب می‌کنم، عرق می‌کنم، می‌لرزم جان می‌دهم هزار بار می‌میرم و زنده می‌شوم پی
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است تب می‌کنم، عرق می‌کنم، می‌لرزم جان می‌دهم هزار بار می‌میرم و زنده می‌شوم پیش چشم‌های تو تا بگویم دوستت دارم اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است. اما آخرین بار آن از همیشه سخت‌تر است و امروز می‌خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم و بعد راهم را بگیرم و بروم. چون تازه فهمیدم تو هرگز دوستم نداشتی!