ar
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

الذهاب إلى القناة على Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

إظهار المزيد
4 440
المشتركون
-224 ساعات
-127 أيام
-3830 أيام
أرشيف المشاركات
چه روزهایی رو گذروندیم رفقا 🥺😔

امروز یازدهمین سالگرد فوت مرتضی پاشایی ست . اون سالها که ما آهنگها مرتضی رو می‌شنیدیم دنیا و عشق قشنگ تر بود ..

من هیچوقت نفهمیدم چی شد که اینقدر مرگ مرتضی پاشایی دل مردم و به آتیش کشید . اصلا فوت این بچه یه غربت عجیبی داشت .نمیدونم شاید هنوز اونقدر مرگ برامون عادی نشده بود از ته قلب مردم اشک می ریختن سه میلیون نفر در تشییع جنازه ی این بچه حاضر شدن و فکر میکنم اون حس کلا دیگه تکرار نشد .. خداوند ایشون و تمام اسیران خاک رو در این روز جمعه قرین رحمت کنه ..

تازه آخر شبهاست که میفهمی اونقدرها هم که فکر میکردی قوی نبودی .... @adelehz

صبر یعنی باور داشته باشی تاخیر خدا بی دلیل نیست ... @adelehz

Ali Abdolmaleki Ye Del Shekoondam.mp38.80 MB

رسیدن به نیمه ی پاییز بدون قطره ای باران #آیین_باران_خواهی #خراسان @adelehz

رسالة صوتية01:58

«وأسألك يا الله القوة لأقف وحدي دون أن أتكئ على كتف أحدهم.» خدایا از تو قدرتی را طلب می‌کنم که به تنهایی رویِ پاهایِ خود بایستم بدونِ آنکه رویِ شانه‌یِ کسی تکیه کنم✨ @adelehz

آرامش مطلق ❤️ در سال‌های دور گذشته،خانه ها با اتاق های تابستانی و زمستانی طراحی می شد.اتاق های زمستانی رو به آفتاب بود چون با
آرامش مطلق ❤️ در سال‌های دور گذشته،خانه ها با اتاق های تابستانی و زمستانی طراحی می شد.اتاق های زمستانی رو به آفتاب بود چون باید در طول زمستان‌ ساکنین خانه را گرم نگاه می داشت . از جمله وسایل گرمایشی عالی که باعث جمع شدن خانواده کنار هم بود می‌توان به کرسی اشاره کرد. در هرات(افغانستان )بروی زمین اتاق های زمستانی گودال های کوچک حدودا نیم متری تعبیه می شد.در طول زمستان داخل گودال های کوچک را از ذغال تازه داغ شده پر کرده و کرسی را روی آن می‌گذاشتند. ذغال ها تمام طول شب باقی می ماند و ساکنین خانه را گرم می کرد.خواب زیر کرسی گرم در نبود تکنولوژی سرسام آور و سکوت مطلق شبانه آرامش خاصی داشت که بعدها تکرار نشد. #عادله_زمانی @adelehz

photo content

Reza Malekzadeh Aram Aram.mp39.82 MB

هزاران دشمن را میبخشم ولی کسی که قلبم را به او سپردم و او بی اهمیت شمردش و ویرانش کرد را نمی توانم ... جبران خلیل جبران