ar
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

الذهاب إلى القناة على Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

إظهار المزيد
4 440
المشتركون
-224 ساعات
-127 أيام
-3830 أيام
أرشيف المشاركات
و زن‌ها با بقیه‌ی آدم‌ها فرق داشتند یحیی، زن‌ها شب‌هنگام به گل‌های بالشت آب می‌دادند و صبح‌ با رنگین‌کمانی در صورت به زندگی برمی‌خاستند. @adelehz

ان قدیم ترها، مرسوم بود که وقتی میهمان به خانه می آمد غیر از چای تازه دم و خوش رنگ یک قلیان تازه چاق شده با تمام مخلفات و کبریت هم به نزد مهمان می آوردند تا نفسی تازه کند :) این بیشتر در مجالس زنانه رایج بود و خصوصا در ایران زمان قاجار، قلیان خوب چاق کردن و ذغال خوب تازه کردن از ویژگی های خانه داری دختر به حساب می آمد. این همه مقدمه گفتم تا از قلیان حرف بزنم . در هرات قدیم هم چنین رسمی رایج بود و زنان قدیمی خانواده ی ما مثل مادربزرگ و عمه ام یا حتی خاله ها ی پدرم عاشق قلیان بودند . اما نه هر قلیانی هراتی ها به قلیان "چلیم"میگفتند .از دو بخش سر چلیم  و ته چلیم تشکیل می شد و ته چلیم می‌توانست از جنس شیشه یا گلی باشد . و تنباکو! که اصلا شبیه این تنباکو‌ اسانس دارهای میوه ای بدل نبود! تنباکوی اصل که سر فرصت با ذغال گر گرفته دم می گرفت و با هر کام محکم زنانی که تشویش های زنانه را بر آن می دمیدند به آنها آرامش خلسه مانندی می داد . تصویر زنی بر کنار اورسی نشسته که با یک دست  سوراخ کنار ته چلیم را محکم گرفته و دست دیگر را بر گردن نی چوبی چلیم آمیخته تا از آن تنباکوی اصل برگ، کام بگیرد از آن تصویرهای اصیلی بود که می‌توانست هزار شعر و داستان بریزد توی دامن آدم. راستش من خیلی شانس نفس کشیدن عطر آن تنباکوهای اصل و ذغال های تازه گر گرفته را نداشتم اما آن بو و آن صدای قل قل متواتر که بین  سخنان زنانه در مجلس های عصرگاهی زنان می پیچید و چنان موسیقی یکنواختی تکرار می شد هرگز از یادم برون نمی رود . سال‌های زیادی ست نزد من کسی چلیم نکشیده است .و من کم کم آن عطر را فراموش کرده ام دیروز ناگهان بین کارهای روزانه ام باد پیچید و بوی ذغال تازه را از پنجره وارد اتاق کرد،راستش نمی دانم اصلا کی و کجا ذغال تازه کرده بود اصلا قرار بود چلیمی چاق شود و یا نه ؟ اما من ناگهان پرت شدم بین آن مجالس عصرگاهی زنانه ،انگار هزار لایه دغدغه ی زنانه و هزار روسری ابریشمی سفید و هزار موسیقی کلام‌آهنگین نصیبم شد . چشمانم را بستم و تمام آن صحنه ها و زنان اصیلی که چلیم می‌کشیدند و آرام می شدند و چای های خوشرنگ را پیش روی مهمان می نهادند را تصور کردم. نمیدانم کسی آن حوالی چلیم چاق کرده بود یا نه ولی هرچه بود توانست هزار لایه تاریخ نانوشته ی پس پرده‌ ی زنان قوی اما تنها و‌چلیم هایشان را زنده کند . زنانی که بسیاری امروز اینجا نیستند و هیچ چلیمی در خانه هایشان چاق نمی شود. همین #عادله_زمانی @adelehz

میدانستم‌که توقع داشتن از دیگران مرا می آزارد.خوب می‌دانستم که چشم‌انتظار توجه و مهربانی دیگران بودن مرا در مرکز ضعف قرار می‌دهد. من اگاه هستم اما دل این حرفها را نمی فهمد . هزار بار سعی میکنی با منطق خودت را فریب دهی اما هربار دل تلاشت را برباد می‌دهد. همه ی آنهایی که متوقع اند،خشمگین شده اند دنبال توجه هستند می دانند کارشان منطقی نیست اما حریف دلشان نشده اند . به همین سادگی #عادله_زمانی @adelehz

همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی ~ سعدی @adelehz

همه چیز در کودکی خلاصه میشود شما یا کودک هستید یا با زخم و شادی کودکی تان در بزرگسالی دست و پنجه نرم میکنید . #عادله_زمانی @adelehz

نوجوانم ،در یک شب پاییزی وسط جاده ایم از مشهد به تهران می رویم از کنار روستاهای خفته در خواب می‌گذریم و چراغها از دور چشمک می‌زنند. این آهنگ را می‌شنوم ،جنون و ابهام در دلم چنگ می‌زند. تصور می‌کنم هزار سال وقت دارم و ... بازهم با آن خواب تکراری در میانه ی بزرگسالی بیدار میشوم .. #عادله_زمانی @adelehz

Mansour Ghararemoon Yadet Nareh.mp33.27 MB

فکر میکنم مهمترین راه خوشحال ماندن خوشحال کردن دیگران است . این را با فداکاری های افراط گونه اشتباه نگیرید منظور من همان برآوردن آرزوهای کوچک دیگران ست . اگر بتوانم با کاری هرچند کوچک کسی را خوشحال کنم ،خوشحالی به من باز می‌گردد. شاید حتی خوشی های بزرگتری مرا در آغوش بگیرد . اما حتی اگر منتظر برگشت این خوشحالی به خودم نباشم ،مگر آدم بودن چه تعریفی دارد؟ مگر ندیده ام که حیوانی درنده در حیات وحش بارها از غریزه اش برای کمک به حیوانی دیگر گذشته است . پس ایا انجام کاری برای دیگری در حد توان خودم ،تاییدی بر این ادمیتی که بر آن فخر می‌فروشیم نیست؟ بهرحال من عاشق برآوردن آرزوهای کوچک برای دیگران هستم . کسانی که شاید فقط یکبار در مسیر زندگی من قرار گیرند اما مرا هرگز فراموش نخواهند کرد. #عادله_زمانی @adelehz

Naser Zeynali Delbare Nab.mp37.11 MB

از آنان که تظاهر می‌کنند دوستت دارند تا بدستت بیاورند دوری کن حتی اگر انقدر شیرین حرف بزنند که حس کنی به چیزی جز عشق شان برای زندگی نیازی نداری . این آدمها شبیه یک‌گیاه سمی و زیبا تورا می‌فریبند و مسموم می کنند . زهری زیبا اما کشنده #عادله_زمانی @adelehz

امروز سوار اسنپی شدم که راننده اش داشت یه پادکست خیلی جالب در مورد تاریخ می‌شنید و من رو به اینکه هنوز جامعه چیزهای قشنگی در درونش داره امیدوارتر کرد . @adelehz

Q-rT8ZWQI1M.m4a3.35 MB

sticker.webp0.31 KB

Repost from توییتی
اگر آن سالها بیشتر می‌فهمیدم در راه برگشت از مدرسه، آنقدر تند راه نمی‌رفتم. زیر باران سرد پاییزی خودم را در کوچه‌ها پنهان نمی
اگر آن سالها بیشتر می‌فهمیدم در راه برگشت از مدرسه، آنقدر تند راه نمی‌رفتم. زیر باران سرد پاییزی خودم را در کوچه‌ها پنهان نمیکردم. می‌گذاشتم برگها بروی کیف کودکانه‌ام فرو افتند و خلوتی کوچه‌های سرد مرا نترساند. اگر آن سالها می‌فهمیدم در راه مدرسه، بجای غصه‌ی مشق‌های نانوشته را خوردن، پاییز را نفس میکشیدم . اگر آن سالها اگر آن سالها می‌فهمیدم... 👤عادله زمانی @TweetyChannel | MAhsa