Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
إظهار المزيد408
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
عشق میطلبد،ترس احتراز میکند.
از این رو است که انسان نمیتواند دیگری را هم دوست داشته باشد و هم او را محترم شمارد.
زیرا کسی که به دیگری احترام میگذارد به قدرت او اعتراف میکند و این بدان معنی است که از او میترسد.
اما عشق هیچ قدرتی را قبول ندارد،هیچ چیزی را که سبب جدایی،اختلاف،برتر یا فروتر شمرده شدن گردد نمیپذیرد...
از آن جا که عشق احترامی در پی ندارد،مردان بلند پرواز،مخفیانه یا آشکارا،از دوست داشته شدن گریزاناند....
#فریدریش_نیچه
@lightworkers
هر کسی که قدم به زندگی شما میگذارد، یک معلم است...
حتی اگر شما را عصبی کند باز هم درسی به شما آموخته است زیرا محدودیتهای شما را نشانتان داده است.
پس آگاهانه و با آرامش با اطرافيان رفتار كنيد و از تنش و درگيرى و بحث بپرهيزيد...
هرگز فکر نکنید که اگر فلان مرحله زندگی بگذرد، همهچیز درست میشود...
از همه چالشها لذت ببرید؛
هنر زندگی،
دوست داشتن مسیر زندگی است...
خوشبختی در مسیر است،
نه در مقصد!
@lightworkers
این تصاویر ذهن ساخته که به اسم "من" آن را میشناسید واقعی نیستند چون سعی میکنند شما را از همین الان و همین جایی که تنها واقعیت زندگی من و شما هستند به آینده و گذشتهای که وجود ندارند ببرند.
علت اینکه آدمها اینقدر عذاب میکشند و هیچ وقت احساس رضایتمندی و آرامش نمیکنند و دائم بیقرار و مضطرباند چیزی نیست جز دویدن همراه ذهن به سوی آیندهای که نیست....
#اكهارت_تله
@lightworkers
یک روز، یک جایی، ناگهان، این اتفاق برایِ ما میافتد
کتابمان را میبندیم، عینکمان را از چشم بر میداریم
شمارهای را که گرفتهایم قطع میکنیم و گوشی را روی میز میگذاریم، ماشین را کنار جاده پارک میکنیم و دستمان را از رویِ فرمان بر میداریم، اشکهایمان را پاک میکنیم و خودمان را در آینه نگاه میکنیم، همانطور که در خیابان راه میرویم، همانطور که خرید میکنیم، همانطور که دوش میگیریم،
ناگهان میایستیم،
میگذاریم دنیا برای چند لحظه بایستد
و بعد همانطور که دوباره راه میرویم و خرید میکنیم و شماره میگیریم و رانندگی میکنیم و کتاب میخوانیم، از خودمان سوال میکنیم :
واقعا از زندگی چه میخواهم؟
به احتمالِ قوی از آن روز به بعد اجازه نمیدهیم، هیچ کسی، هیچ حرفی، هیچ نگاهی،زندگی را از ما پس بگیرد....
@lightworkers
اگر به عرش روی،اگر بالای عرش روی و اگر زیر هفت طبقه زمین، هیچ سود نباشد،
درِ دل میباید که باز باشد،
جان كندن همهی انبیا و اولیا و اصفیا برای این بود،
این میجستند...
#شمس_تبريزی
@lightworkers
فرافكنىِ نقطه ضعفها چيست؟
فرافكنى نسبت دادنِ غير ارادى رفتار ناآگاهانه خود به ديگران است.
ما نقطه ضعفهای خود را به دیگران نسبت میدهیم و مطالبی را به دیگران میگوییم که در واقع باید به خود بگوییم.
اینکه سایرین و افراد پیرامون ما کمک میکنند احساسات پنهان خودمان را بشناسیم،فرصت فوقالعادهای برای رشد ما است!
و اهمیت جمله “راه خدا از میان خلق خدا میگذرد ” را به شکلی دیگر به ما یادآور میشود.با تعامل با دیگران است که می توانیم به ویژگیهای شخصیتی درونی و عمیقمان پی ببریم!
قدردان دوستان و اطرافیانمان باشیم که در حین تعامل با آنها،میتوانیم به ویژگی های سرکوب شده و دور از دسترس وجودمان،دسترسی داشته باشیم...
از این به بعد،به جای فرار و انکار سایهها (ناآگاهیهایمان)،آنها را ببینیم و بپذیریم که بخشی از وجود بینهایت و همه جانبه ما هستند،با شناخت آنها ( آگاه شدن به آنها )،حوزه امکان و آگاهیهای خودمان را برای رشد همه جانبه گسترش می دهیم.
از تاباندن نور به سایهها،و آگاه شدن به آنچه نمیدانیم، لذت ببریم ...
برای تمرین همین الان لحظهای صبر کنید و ببینید چه چیزی در اطرافیان شما باعث ناراحتی یا خشم شما میشود ؟ کدام خصوصیت در دوستان و همکاران شما است که از آن کلافه میشوید و فکر میکنید خودتان آنرا ندارید؟
#فرافکنی
@lightworkers
#بریده_کتاب
اگر چیز بهتری ندارید که عرضه کنید، هیچگاه هیچ چیز را دور نریزید.
مواظب عریان کردن حقیقت برای بیماری باشید که نمیتواند سردی واقعیت را تحمل کند، و خودتان را به خاطر جنگیدن با خرافات عوام از بین نبرید : شما حریف آن نیستید.
گرایش به خرافات بسیار قوی است، ریشه هایش بسیار عمیق و استحکامات فرهنگیاش خیلی قدرتمند است.
با وجود این من بیایمان نیستم، دعای من برای رستگاریِ مادر مقدس همان وردی است که سقراط حکیم میگفت : «زندگی بدون تجربه کردن ارزش زیستن ندارد»
#اروین_د_یالوم
دژخیم عشق
@lightworkers
ما آدمیان نقطه ضعف بسیار شناخته شدهای داریم که وقتی چیزی را از دست میدهیم،
به گونهای اغراق آمیز عزیزش می داریم و چشم پوشی از آن را غیر ممکن می دانیم !
#هرمان_هسه
@lightworkers
من فکر میکنم که برای زنده بودن،
آدم باید حداقل یک بار نگاه کرده باشد، حداقل یک بار به او عشق ورزیده باشد، حداقل یک بار از خود بیخود شده باشد...
و بعد از آن،وقتی آن چیز به شما داده شده باشد، دیگر میتوانید تنها باشید، تنهایی هم بد نیست.
حتی اگر هیچکس اغوایتان نکند،
حتی اگر هیچکس به شما عشق نورزد،
حتی اگر دیگر هیچکس به شما نگاه نکند، آن چیزی که داده شده است واقعاً داده شده است،
یک بار برای همیشه بوده است....
در چنین لحظهای است که میتوانید چونان پرستویی که به سوی آسمان به پرواز در میآید، به سوی تنهایی بروید....
#کریستین_بوبن
@lightworkers
وقتی مقابلِ یک آینه میایستید و تصویرِ خود را درآن میبینید میدانید که این تصویر با توجه به آنچه به آینه تابیده
میشود شکل می گیرد...
وقتی به هریک از بخشهای زندگیِ خود توجه میکنید متوجه میشوید که نگرش ها و باورهای شما به شما منعکس می شوند ،
شما دنیا را نه به آن شکلی که هست بلکه به آن شکلی که شما هستید و
میخواهید تماشا میکنید آنچه در درون هستید مشخص میکند که در بیرون از شما چه میگذرد....
#برايان_تريسى
@lightworkers
دوستی هیچ کس صافی نگردد
تا دوستی از کدورت نگاه دارد....
و این چنین دوست خالص کجا یابم؟
دوستیهای این روزگار چون بازرگانی شده است؛
آن وقت بر دوستی شوند که حاجتی پدید آید و مراعات این دوست فرو گذارند، چون بینیازی پدید آید....
#شهابالدين_سهروردی
@lightworkers
شنیدهام یک جایی هست
جایی دور
که هر وقت از فراموشیِ خوابها دلات گرفت
میتوانی تمامِ ترانههای دختران میْخوش را
به یاد آوری
میتوانی بیاشارهٔ اسمی
بروی به باران بگویی
دوستت میدارم
یک پیاله آب خُنک میخواهم
برای زائران خسته میخواهم...
دیگر بس است غمِ بیبامدادِ نان وُ
هلاهلِ دلهره
دیگر بس است این همه
بی راهْ رفتنِ من و بی چرا آمدن آدمی....
من چمدانم را برداشته
دارم میروم...
تمام واژهها را برای باد باقی گذاشتهام
تمامِ بارانها را به همان پیالهٔ شکسته بخشیدهام
داراییِ بیپایان این همه علاقه نیز.
شنیدهام یک جایی هست
حدسِ هوایِ رفتناش آسان است
تو هم بیا....
#سیدعلی_صالحی
@lightworkers
«من درون» زمانی که از دیگری چیزی میخواهد، به گونهای نقش بازی میکند تا معمولا «نیاز خود» را، خواه نیاز مادی باشد و خواه نیاز به قدرت، برتری، خاص بودن یا گونهای خرسندی، چه جسمی و چه روانی برآورده سازد....
در حالت عادی مردم به هیچ رو نسبت به نقشهایی که بازی میکنند، هوشیار نیستند.
این نقشها از این قرار هستند.
برخی از نقشها ظریف و زیرکانه و بعضی دیگر به گونهای بارز آشکارند،ولی نه برای کسی که آن نقش را بازی میکند.
برخی از نقشها فقط برای به دست آوردن توجه دیگران طراحی شدهاند.
«من درون» به دنبال جلب توجه دیگران و در هر صورت در پی شکلی از نیروی روانی است.
«من درون» نمیداند که سرچشمه همه نیروها در درون شماست،از این رو آن را در بیرون جست و جو میکند.
آن توجهی که «من درون» به دنبالش می گردد،توجه بیشکل که حضور میباشد نیست، بلکه شکلی از توجه مانند شناخت، ستایش، تحسین یا صرفا مطرح بودن است تا موجودیتش پذيرفته شود.
آدم کمرویی که از توجه دیگران می ترسد،از «من درون» آزاد نیست، بلکه «من درون» او دودل است؛ هم توجه می خواهد و هم از توجه دیگران میترسد. ترس آدم کم رو از این است که مبادا توجه،به حالتی از انتقاد یا تأیید نشدن تبدیل گردد، یعنی آنچه که میتواند حس اعتماد به نفس او را بالا ببرد،موجب از بین رفتن آن شود.به همین دلیل ترس او، از نیازش به توجه بیشتر است.کمرو بودن انسانها اغلب با تصور کلی آنها که منفیگرایی بر آن چیرگی دارد، همراه است؛ باور بیکفایت بودن.
هر گونه تصویر خیالی از خود به خود را این گونه یا آن گونه دیدن - «من درون» است؛ خواه مثبت، یعنی به شکل «من بهترین هستم» باشد، خواه منفی، یعنی به صورت «من خوب نیستم»، در پس هر تصویر مثبت از خود، ترس از به اندازه کافی خوب نبودن نهفته است.
در آن سوی هر تصویر منفی از خود نیز اشتیاقی پنهان برای بیشتر یا بهتر بودن از دیگران وجود دارد.در پس احساس اعتماد من درون»، نیاز مداوم به برتر بودن و ترسی ناآگاهانه از خود کم بینی نهفته است.از سوی دیگر، «من درون» به علت خجالتی بودن و بیکفایتیای که از احساس حقارت خود میکند،اشتیاق پنهان و نیرومندی به برتری دارد.
بسیاری از مردم میان احساس برتری و احساس خود کمبینی در نوسان هستند که تثبیت این حالت هم به شرایط یا کسانی که با آنها ارتباط دارند،وابسته است.آنچه باید بدانید و در خود مشاهده کنید، این است : هر گاه نسبت به کسی احساس خود کم بینی یا برتری دارید، آن «من درون» شماست که این احساس را به شما القا میکند....
#اکهارت_تله
@lightworkers
عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت.
مردی که آنجا بود عابد را شناخت، به نانوا گفت این مرد را میشناسی؟
گفت:نه.
مردگفت: فلان عابد بود....
نانوا گفت:من از مریدان اویم،
دوید دنبالش و گفت میخواهم شاگرد شما باشم، عابد قبول نکرد...
نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام میدهم، عابد قبول کرد...
وقتی همه شام خوردند، نانوا گفت: سرورم دوزخ یعنی چه؟
عابد پاسخ داد : "دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی....
@lightworkers
راستی،همچون عصای موسی است؛
آن كژیها همچون سِحر است....
چون راستی بيايد، همه را بخورد.
اگر بدی كردهای، با خود كردهای،
جفای تو به وی، كجا رسد!؟
#مولانای_جان
@lightworkers
هر اعتیادی ناشی از این است که فرد از رویایی با درد و گذر از آن امتناع میکند .
هر اعتیادی با درد آغاز میشود و با درد پایان میگیرد...
به هر مادهای که معتاد باشید ، خواه الکل ، خواه غذا ، خواه مخدر قانونی ، یا یک فرد شما در عمل از چیزی یا شخصی استفاده میکنید تا درد خود را بپوشانید...
برای همین است که پس از گذشت سرخوشی نخستین ،
این همه درد و غم در روابط نزدیک به چشم میخورد...
روابط ، مولد درد و غم نیستند ،
بلکه آنها درد و اندوهی را که در درون شما خانه دارد ،
آشکار میکنند...
هر اعتیادی همین کار را میکند...
هر اعتیادی به مرحلهای میرسد که دیگر برای شما چارهساز نیست و آنگاه درد را بسیار شدیدتر از پیش حس خواهید کرد...
این یکی از دلایلی است که بیشتر مردم همواره تلاش میکنند تا از لحظه حاضر بگریزند و در پی نوعی رهایی در آینده باشند...
اگر آنها توجه خود را به حال معطوف کنند،اول از همه با درد خود رو برو می شوند و در واقع از همین میترسند.
ای کاش آنها میدانستند که در حال ، دسترسی به نیروی حضور که گذشته و درد همراه آن را از بین میبرد،چه ساده است...
درحال ، حقیقتی نهفته است که توهم را میزداید...
ای کاش آنها میدانستند چه اندازه به حقیقت و خدا نزدیک هستند...
اجتناب از رابطه ناموفق طی سالها بیشتر میتواند شما را به بیداری برساند،تا سه سال زندگی در یک جزیره متروک یا گوشه نشینی در اتاق...
اما اگر بتوانید حضور متمرکز را به تنهایی خود وارد کنید ، آن نیز برای شما مفید خواهد بود....
#اکهارت_توله
@lightworkers
لازمه رسیدن به حقیقت، سرگشتگی و حیرانی است.....
کسی که فکر میکند همه چیز برایش روشن است نمیتواند به دانشی رو بیاورد.
اما وقتی میفهمد دستش خالیست، دچار سرگشتگی میشود....
شگرد سقراط در رسالههای افلاطون این است که ابتدا ظرف وجود مخاطب را از توهم دانستگی خالی میکند ، تشکیک و تردید ایجاد میکند تا برای جا دادن حقیقتی که قرار است کشف شود، فضا گشایی کند.
وقتی فرد تصور میکند که همه چیز روشن و واضح است،قدمی برای اتفاق جدید بر نمیدارد.
اتفاق جدید زمانی میافتد که انسان نسبت به داشتهها و دانستگیهایش شک کند.بعد از آن است که میپرسد :
پس حقیقت چیست!؟
@lightworkers
دیدی وقتی یه کشتی در حالِ غرق شدنه سرنشیناش میان و هر چیز اضافه و سنگینی که هست رو میندازن توی دریا تا جلوی غرق شدن رو بگیرن؟
دیدی یه بالون اگه بخواد بیشتر اوج بگیره باید کیسههای شنی که اطرافش وصل شدن رو بندازه دور؟
میدونی یعنی چی؟
بهش دقت کردی؟
چیزای به درد نخور و سنگین رو نذار روی شونهات....
با خودت اینور اونور نبرشون...
اینجوری غرق نمیشی....
اینجوری اوج میگیری....
@lightworkers
پدر و مادر باشید نه بادیگارد
اجازه استقلال و تجربه به فرزندتان دهید.
ما نمی گوییم که فرزندتان را بدون نظارت رها کنید و اجازه دهید هر کاری دوست دارد انجام دهد، نه، شما باید با نظارت غیر مستقیم به فرزند خود اجازه دهید گاهی خود در کارهایش تصمیم بگیرد، تجربه کند و شکست بخورد ، نباید همیشه نقش فرشته نجات را برای او بازی کنید.
تحقیقات بلندمدت روی مادران ۱۸ تا ۴۹ساله نشان میدهد، درصد زیادی از این زنان به افسردگی دچار میشوند.
تقریبا یكچهارم مادران بهشدت از وظیفه نگهداری از فرزندان خسته میشوند و این طور تصور میكنند كه آنها نمیتوانند مادر خوبی باشند.
استرس و نگرانی از خصوصیات اصلی مادران محافظ است، زیرا آنها همیشه باید خود را جای فرزندشان بگذارند و همه مسئولیتهای او را انجام دهند.
@lighworkers
