Light Workers🔆
Kanalga Telegram’da o‘tish
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Ko'proq ko'rsatish379
Obunachilar
+324 soatlar
+27 kunlar
+430 kunlar
Postlar arxiv
#بریده_کتاب
رابطه یعنی یکی شدن دو نفر با هم، امّا این فقط یک جنبۀ زندگیست.
جنبۀ دیگر آن، تاکید بر رشد شخصیت فردی است. که برای این منظور، تفاوتهای فردی طرفین باید برای یکدیگر شناسایی و اثبات شود.
نیاز به رشد شخصیت فردی از اعتبار یک رابطه نمیکاهد.
فقط موجودات جدا از هم میتوانند با هم رابطه برقرار کنند.
امّا رابطۀ واقعی فقط در صورتی میسَّر میشود که هر دو طرف تمایل به رشد شخصیتشان داشته باشند.
یار پنهان
#جان_ا_سنفورد
@lightworkers
به آن درختانی بنگر که به پرندگان اجازه میدهند تا بر شاخههایشان بنشینند و سپس پرواز کنند و دور شوند بدون اینکه آنها را دعوت به ماندن یا منع از رفتن کنند.
اگر قلبت چنین باشد آنگاه در نزدیکی «آن راه» خواهی بود.
-گفتاری مشهور در ذن
بگذار تا آنچه میآید، بیاید و آنچه میرود، برود. ببین که چه چیز باقی میماند.
باگوان رامانا ماهارشی
@lightworkers
اثر جدید همایون شجریان بنام سووشون منتشر شد و همایون تقدیم کرده به :
«دلهای سوگواری که عزیز خود را از دست داده اند...»
داغ تو را جنون کنم
دیده ز اشک خون کنم
با تن پاره چون کنم
جانِ پدر کجاستی
@lightwirkers
به آن درختانی بنگر که به پرندگان اجازه میدهند تا بر شاخههایشان بنشینند و سپس پرواز کنند و دور شوند بدون اینکه آنها را دعوت به ماندن یا منع از رفتن کنند.
اگر قلبت چنین باشد آنگاه در نزدیکی «آن راه» خواهی بود.
-گفتاری مشهور در ذن
بگذار تا آنچه میآید، بیاید و آنچه میرود، برود. ببین که چه چیز باقی میماند.
باگوان رامانا ماهارشی
@lightworkers
میدانید چه حسی دارد
که انسان در یک شیشه عطر زندگی کند؟
خانه ما آن شیشه عطر بود.
#نزار_قبانی
تصاویر خانه قبانی در دمشق
@lightworkers
میدانی مالیخولیا چیست؟
آیا تا به حال ماه گرفتگی را دیده ای؟ خب، مثل این است که ماه جلوی دل آدم را میگیرد و دل، دیگر نوری نمیتاباند.
روز روشن، شب میشود.
مالیخولیا آرام و غم انگیز است.
#کریستین_بوبن
@lightwirkers
#بریده_کتاب
هر عملی نیرویی را تولید میکند که به همان شکل به ما باز میگردد.
هرچه بکاریم همان را درو میکنیم.
و هنگامی که اعمالی را انتخاب کنیم که برای دیگران شادمانی و موفقیت میآورد، ثمره «کارما»ی ما شادمانی و موفقیت خواهد بود.
«کارما» هم عمل است و هم نتیجه آن عمل؛
هم علت است و هم معلول؛
زیرا هر عملی نیرویی را تولید میکند که به همان شکل به ما باز میگردد.
#دیپاک_چوپرا
هفت قانون معنوی
@lightworkers
بنشینیم و بیندیشیم
این همه با هم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر ؟
و چه خواهد آمد
بر سر ما با این دلهای پراکنده؟
#هوشنگ_ابتهاج
@lightworkers
با خود پیمان بستهام که شبها هرگز از روی پل نگذرم.
تصور کنید که کسی خودش را در آب بیندازد. یکی از این دو حالت اتفاق می افتد:
یا شما به دنبال او در آب میپرید تا او را بیرون بکشید و در این فصل سرد ممکن است بدترین حالت ممکن برایتان پیش آید !
یا او را به حال خود رها میکنید...
ولی شیرجههای نرفته ،
گاهی اوقات کوفتگی های عجیبی به جا میگذارد.
#آلبر_کامو
@lightworkers
معرفت حقیقی اذعان به نادانی است
بیماری اصلی مسلمدانستنِ دانایی است
برای بهبودی ابتد باید از تمایلِ بیمارگونِ ذهن
به انباشتنِ دانش آگاه شد
انسان روشن ضمیر خود طبیب خود است
او خویشتن را از تصورِ دانستن پالوده است
از اینرو در تمامیت و یکپارچه است
معروف است که سقراط میگفت: «میدانم که نمیدانم» و این جملهی او با نگرش لائو تزو کامل میشود: نمیدانم که میدانم!
سقراط به ما میگوید که اگر به عظمتِ جهان نظر کنیم به ناچیزی دانش خود اعتراف خواهیم کرد و این اوجِ خردمندی است. اذعان به این که همواره در مقابل جزئی از دانشِ من، انبوهی لایتناهی از ندانستهها قرار دارد. اگر مردمان این سخن وی را بالواقع درک کنند دیگر دچار جزماندیشی نمیشوند و تصور نمیکنند که حقیقت تنها نزد آنهاست و بس؛ و یا شاید هم هنر نزد آنهاست و بس! به این ترتیب با کوچکترین چالشی از طرف دیگران برنمیآشوبند و درصدد انکار آنها برنمیآیند. رواداری که بیش از هر چیز دیگری نیازمندیِ جامعهی امروز است با این نگرش سقراط ممکن میشود.
اما از سوی دیگر لائو تزو اشاره به لایهی ژرفتری از مسئله میکند. او میگوید تلاش برای دانستن بیهوده است یا در واقع حتی رادیکالتر بیاناش میکند: بیماری است. نه تنها من نمیدانم بلکه غیرممکن است که هرگز بدانم. در جهاننگری تائویستی حقیقت دو جلوه دارد: آشکارشده و پوشیده. چینی جهانِ جلوهها یا کثرت موجودات و پدیدهها را «ده هزار چیز» مینامد که من آنرا عالم هزارگان ترجمه میکنم. با این وجود حقیقتِ در پسِ همهی این جلوههای بهظاهر متمایز یکی است.
عقل عرفی میکوشد با شناختن جزءبهجزء این اشیاء و دستهبندیکردن آنها به معرفت دست یابد ولی هیچ پایانی برای این کار قابل تصور نیست. در مقابلِ این نگرش اتمیستی و تقلیلگرا (که رویکرد علمی رایج هم هست) رویکرد گشتالت و کلنگری هم در معرفت وجود دارد که ادعا میکند یک مجموعه چیزی بیشتر از صِرفِ جمعِ جبری اجزاء آن است. پس حتی اگر عقل عرفی به فرض محال میتوانست تمام اجزاء را جداگانه بشناسد باز هم قادر به فهم مجموعه نمیشد.
اینجاست که لائو تزو از دروننگری سخن میگوید. او روشی را برای مراقبه پیشنهاد میکند که به واسطهی آن دیده از برون یعنی عالمِ هزارگان برداریم و به مرکز بنگریم به همان حقیقتِ پوشیده در پسِ همهی جلوهها که «من» هم یکی از آنها است. در نتیجه اگر از تلاش برای شناختن تمایزات دست برداریم که ما را به سمت کثرت بیشتر میبرد و ذهنمان را پراکندهتر میکند قادر میشویم تا بهسمت وحدت بازگردیم. لائو تزو به این ترتیب میگوید:
تائو مسیر بازگشت است
با فراگیری زبان و قوتگرفتن عقلعرفی انسان به سمت درک تمایزات حرکت میکند و برای شناختن حقیقت باید این فرایند را معکوس کرد و به حالت یکپارچگی اولیه با هستی بازگشت. در اسطورهشناسی غرب این دو فرایند لوگوس و اروس نام دارد. لوگوس یا کلام و عقل، کارکرد تمیز دادن دارد و اروس یا عشق عنصر پیوند دهنده است.یونگ معتقد است نیمه اول زندگی و فرایند جامعهپذیری وظیفهای برونگرایانه است که در مسیر آن باید لوگوس را حاکم کرد و نیمه دوم زندگی و فرایند فردیت ارزشگزاری فرد بایستی متحول شود و بر درونگرایی سرمایهگذاری کند. چراکه اروس یا به قول مولوی «وصل» ما را فرامیخواند:
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
با این دکترین همهی ما حقیقت را میدانیم و به تعبیر دیگر همهی ما با حقیقت یکپارچهایم اما به واسطهی سرگردانی در جلوهها حیران شدهایم و نمیدانیم که میدانیم....
ترجمه و تشریح:
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
چرا افراد پرکار شادترند؟
مغز انسان از بطالت خوشش نمیآید به همین خاطر هروقت مشغله کاری شما بیشتر است، مغز برای قدردانی از کارهایی که انجام میدهید، دوپامین یا هورمون شادی ترشح میکند
+ اندروفین و دوپامین محرک خلقت است، برای تسلیم ناپذیری و استقامت
@lightworkers
ویژگی های شخصیت احساساتی
شخصیت احساساتی اهداف بلند بالایی را برای خود در نظر میگیرد اما اهدافش معمولاً در همان مرحله الهام باقی میماند.
زیرا نسبت به انجام امور و عملیاتی کردن افکار خود دچار تعلل میشود.
تیپ احساساتی گرایش به اندیشیدن و درونگرایی دارد. غالبا از خود ناراضی است. شخصیت احساساتی به دلیل درونگرا بودن به خجالتی بودن معروف میشود.
تیپ احساساتی آسیب پذیر است. دوست دارد در گذشته به سر برد. به سختی با دیگران ارتباط برقرار میکند، و به آسانی دچار مردم گریزی میشود. ارزش حاکم بر این گروه، خلوص و صمیمیت است.
احساسی ها از نوعی میل ذاتی برای درک دیگران و شناسایی عواطف و احساسات آنها برخوردارند.
این نکته بسیار مهم است که احساسی ها بدلیل توجه بیشتر به عواطف و احساسات انسان ها دوست دارند که مهربانی و توجه بیشتری را نیز دریافت کنند. احساسی ها میل شدیدی به دوست داشته شدن دارند. از این جهت، اغلب برای جلب رضایت دیگران به کارهای زیادی دست می زنند.
از چیزهای ساده مانند مهربانی و کمک به دیگران گرفته تا گرایش های گاهی ناسالم اما رایج به سهیم کردن خود در مشکلات و مسایل دیگران. این احساسی ها هستند که نقش شخصیت های حامی را در هر سازمان، شرکت و یا جامعه ای به عهده دارند.
منبع: تست شخصیت گاستون برژه و تست مایر-بریگز
@lightworkers
هیچ بندی محکمتر از توهم نیست
هیچ قدرتی عظیمتر از خودشناسی نیست
هیچ دوستی بهتر از دانایی نیست
و هیچ دشمنی زشتتر از منیت نیست
#گراند_سامهیتا
@lightworkers
همانطور كه داشتن یک پیانو، شما را به يک پیانیست قابل تبديل نمیکند،
خواندن هزاران جمله خوب هم، شما را به یک انسان موفق تبديل نمیکند،
زمان اندک است!
عمل کن…
@lightworkers
والدین «زیادی فداکار»، بچه های بی عرضه بار می آورند؛
"مامان کفشات رو پات میکنه عزیزم."
"بیا خوشگلم، بذار دکمه هاتو ببندم."
"برای انجام تکالیفت کمک نمی خوای؟"
برداشت کودکان از این جملات اینه که:
"به مامان احتیاج داری. خودت نمی تونی از عهده کارهایت برآیی"
#فرزندپروری
@lightworkers
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
