ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

بوسه ی شعر

بوسه ی شعر

الذهاب إلى القناة على Telegram

به قشنگی شعر و بوسه و لمیدن در آغوش موسیقی. @ali_soroushh

إظهار المزيد
963
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
غروب بود؛ روز آرام‌آرام داشت از پشت کوه‌ها کنار می‌رفت و من، پشت چراغ قرمز، برای چند ثانیه از تمام شتابِ دنیا جا ماندم. ماه آن‌سوی شیشه می‌درخشید؛ آرام، دور و غریب، و عجیب بود که در آن سکوت کوتاه، همه‌چیز مرا به یاد نبودنِ کسی انداخت. انگار آن ماه، آن غروب، آن چند ثانیه مکث، همگی چیزی را آهسته در گوشم زمزمه می‌کردند: بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شود. شاید بعضی لحظه‌ها برای رسیدن نیستند؛ برای ایستادن‌اند، برای نگاه کردن، برای لمس کردنِ جای خالیِ کسی که نیست و با این‌همه، حضورش از هر چیزی در آن لحظه پررنگ‌تر است. چراغ سبز شد؛ ماشین‌ها به راه افتادند و شهر دوباره عجله‌اش را از سر گرفت. اما من چند ثانیه بیشتر ماندم؛ انگار دلم نمی‌خواست آن لحظه را پشت سر بگذارم. بعضی زیبایی‌ها را نمی‌شود با خود برد؛ فقط باید چند لحظه در آن‌ها ماند، نفس کشید و گذاشت آرام در جانت بنشینند. شاید زندگی همین مکث‌های کوچک باشد؛ همین ایستادن‌های ناگهانی میان رفتن‌ها، همین ماهی که از پشت شیشه می‌درخشد و بی‌آنکه چیزی بگوید، یادت می‌اندازد که آدم می‌تواند بی‌همگان به سر کند، اما گاهی نبودنِ یک نفر، تمام جهان را از معنای خودش خالی می‌کند. #علی_سروش

عزیزِ نادیده‌ی من! دنیا مطلقا سیاه و مطلقا سفید نیست! آدم‌ها مطلقا خوب و مطلقا بد نیستند! در هرکدام از ما آنقدر بدی هست که کاملا خوب نباشیم و همچنین در هرکدام از ما آنقدر خوبی هست که مطلقا بد نباشیم. در جهان آنقدر امید هست که ناامید نباشیم و آنقدر ناکامی، که تمام طول زیستنمان به شادی و عیش و نوش نگذرد! عزیزِ نادیده‌ی من! بعد از این، هر غروب که دلت گرفت و اندوه جهان روی سرت آوار شد، به طلوع هم فکر کن، خزان را که دیدی، به بهار هم فکر کن. و از آدم‌ها که به تو رنجی و اندوهی رسید و به بد بودنشان که فکر کردی؛ به این هم فکر کن که همان آدم‌ها جایی و برای کسی، آدمِ خوبِ داستان‌اند. نه همیشه ناامید و نه همیشه امیدوار باش؛ چرا که هر شرایط و هر موقعیتی، احساسات متفاوتی را ایجاب می‌کند و همه چیز نسبی‌ست، حتی خوب یا بد بودنِ آدم‌ها و حتی سیاه یا سفید بودنِ جهان... روی هیچ‌چیز و هیچ‌کس نمی‌توان مطلقا حساب کرد، اما تو زندگی کن و فراموش نکن که تو باید بتوانی از میان اینهمه انسان، روی خودت حساب کنی... #نرگس_صرافیان_طوفان @bosaesher 🍂

اینجوری آهنگ بشنویم 🍂
اینجوری آهنگ بشنویم 🍂

- براش گفتم: ‏نحوه‌ی رفتارش با تو، خیلی مهم تر از احساسیه که بهت داره.

- یه جا نوشته بود: هر آدمی توی این دنیا یه نفر رو داره که همیشه مال دلشه نه مال زندگیش

آهستگی.mp376.27 MB

ما عجله می‌کنیم؛ برای رسیدن، برای موفق شدن، برای فردا… آن‌قدر عجله می‌کنیم که یک روز به خودمان می‌آییم و می‌بینیم زندگی‌مان تمام شده، بی‌آنکه واقعاً زندگی‌اش کرده باشیم. چند لحظه از عمرت را به یاد بیاور که واقعاً «آنجا» بودی؛ نه در گوشی، نه در گذشته، نه در آینده… فقط همان‌جا، در همان لحظه. شاید مسئله این نیست که زمان تند می‌گذرد؛ شاید مسئله این است که ما دیگر بلد نیستیم در لحظه بمانیم. در اپیزود جدید «ماه» از همین حرف می‌زنیم؛ از زمان، از آهستگی، از ترسِ تمام شدن و از چیزی که شاید سال‌هاست بی‌آنکه بفهمیم، از دست می‌دهیم: خودِ زندگی. 🎧 «پیش از آن‌که لحظه تمام شود» آهستگی، هنرِ لمس کردنِ زندگی. گاهی لازم نیست بیشتر زندگی کنیم؛ فقط باید برای چند لحظه، واقعاً زندگی کنیم. #علی_سروش

زندگی نمایشی است که هیچ تمرینی برای آن وجود ندارد! پس آواز بخوان، اشک بریز، بخند... و با تمام وجود زندگی کن؛ قبل از آنکه پرده ها فرود آیند ، و نمایش تو بدون هیچ تشویقی به پایان برسد ...! #چارلی_چاپلین

‏فکر میکنم یکی از بهترین حس های دنیا اینه که یک نفر خیلی واضح بهت نشون بده که چقدر براش مهمی.

عزیزِ جانم! دنیا همیشه همانی نمی‌شود که ما می‌خواهیم، اما همه‌چیز هم باخته و تمام‌شده نیست. زندگی دقیقن همین معجونِ عجیبی‌ست از شب‌های بی‌خوابی و صبح‌های پر از امید، از رفتن‌های تلخ و آمدن‌های دلچسب. هیچ‌کس در این قصه، فرشته‌ی بی‌عیب یا آدم‌بزرگِ خبیث نیست. ما همه آدم‌هایی هستیم که لابلای رنج‌هایمان بزرگ می‌شویم، گاهی ناخواسته اشتباه می‌کنیم، دل می‌شکنیم و جایی دیگر، برای کسی تمامِ دنیا می‌شویم. اگر روزی از بی‌مهری یا خشمِ کسی دلت گرفت، یادِ تمامِ خوبی‌های همان آدم بیفت؛ یادِ اینکه هیچ قلبی تماماً از سنگ نیست و هیچ نوری هم تا ابد روشن نمی‌ماند. غروب‌ها که دلتنگی خفتت را می‌گیرد و خیابان‌ها بوی تنهایی می‌دهند، به فردا فکر کن. به کافه‌های پر از خنده، به بهاری که پشتِ همین برگ‌ریزانِ پاییزی کمین کرده، و به دست‌هایی که هنوز برای گرفتن‌شان وقت داری. زندگی همین بالا و پایین شدن‌هاست؛ نه به خوشی‌هایش غره شو و نه زیرِ بارِ غصه‌هایش کمر خم کن. اما تهِ تمامِ این حرف‌ها، وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شوند و تو می‌مانی و خلوتِ خودت، یک چیز را فراموش نکن: دنیا شلوغ است، آدم‌ها می‌آیند، می‌مانند، یا راهشان را می‌گیرند و می‌روند. تهِ قصه، این تویی که باید رفیقِ شفیقِ خودت باشی، دستِ خودت را بگیری و محکم بگوئی «نگران نباش، من هستم». #علی_سروش

نامه ای برای خودِ عزیزمان

«آدم‌ها می‌آیند، تکه‌ای از تو را برمی‌دارند و می‌روند.» - ارنست همینگوی
«آدم‌ها می‌آیند، تکه‌ای از تو را برمی‌دارند و می‌روند.» - ارنست همینگوی

بهش گفتم ازت میخوام هیچوقت دروغ نگی… گفت: من همین الانم واسه اینکه این وقت شب پیش تو باشم دروغ گفتم! همونایی که از بچگی بهم گفتن دروغ نگو، یه کاری کردن؛ واسه داشتن یه چیزایی که حق طبیعی هر آدم زنده‌ایه دروغ بگم. اونا منو مخفی کار بارآوردن چون نمی‌خواستن با این واقعیت رو به رو بشن که منم آدمم. منم دلم میخواد تجربه کنم، اشتباه کنم، زندگی کنم… میخوای دروغ نشنوی ازم؟ رفیقم باش. امن باش، بذار خودم باشم. بذار این عادتِ مزخرفِ مخفی کاری کردن از مغزم بیفته. 📕 دُختر نیستی که بفهمی ✍🏻 #علی_سلطانی

خداحافظی ها را شروع کنیم

پناهگاهِ ابدی جایی بین ترقوه تا گردن کسیه که دوستش داری :) 💙
پناهگاهِ ابدی جایی بین ترقوه تا گردن کسیه که دوستش داری :) 💙

چه فایده که شب بشود و ما کسی را نداشته‌باشیم تا برایش از رنجِ روزی که پشت‌سر گذاشته‌ایم حرف بزنیم، از جزئیاتِ فکرهایی که داریم و کارهایی که پیش می‌بریم و آدم‌هایی که می‌بینیم و هیجانات و احساساتی که تجربه می‌کنیم. جهان به چه دردی می‌خورد وقتی کسی در آن حضور ندارد تا برایش واژه به واژه و احساس به احساس اهمیت داشته‌باشی؟؟! جهان به چه دردی می‌خورد وقتی نتوانی از روزت، از روزگارت و از چیزهایی که آزارت داده یا خوشحالت می‌کند، با کسی و برای کسی حرف بزنی...؟ #نرگس_صرافیان_طوفان

اما ای کاش تسکینی برای بی‌قراری شب‌هامان داشتیم چیزی شبیه به آغوش .. - حسین عربی

.‏ چیزی که برای تو نباشه اینقدر نااُمیدت می‌کنه تا بالاخره بفهمی برای تو نیست.