کلینیک «پذیرش و تعهد»
الذهاب إلى القناة على Telegram
وب سایت: actmind.ir تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰ موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱ تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
إظهار المزيد1 058
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
درمان پذیرش و تعهد(ACT) و توجه آگاهی برای درد مزمن
لنس مک کران، کوین ای وولز
مترجم: پیمان دوستی
بیشتر از ۳۰ سال قبل، درمان هایی بر پایه شناختی رفتاری یا CBT در طیف وسیعی بر روی درد مزمن انجام شده است. تحقیقات بر روی CBT به طور وسیعی صورت گرفته و امروزه همچنان ادامه دارد. به هر حال، تحقیقات و بررسی ها کاستی هایی در خصوص این روش نشان می دهد. احتیاج برای توسعه به طور واضح به نظر می رسد. روش های روان شناسی تاریخچه طولانی در درمان درد مزمن دارد. سه دهه گذشته مدل CBT به طور گسترده ای استفاده شده است. به نظر می رسد روش های بر پایه CBT اثر بخشی ارزشمندی برای درد مزمن دارند و با روش های معمول پزشکی مقایسه می شوند. با اینکه CBT در خصوص درد مزمن موفق بوده است، اما اثر بخشی آن محدود بوده و نیاز به توسعه یافتن دارد. ممکن است محور سازی زمانی در توسعه CBT برای درد مزمن اتصالی به رویدادها در آیتم های وسیع تری از CBT و درد مزمن باشد. این رویدادهای شامل پدید آمدن کاستی هایی در شواهد موجود، به خصوص در رابطه با فرایند درمان و مخصوصا گسترش در تئوری و روش های طراحی شده با تاکید بر روی فرایند هستند.
واضح است که در میان روش های درمانی توسعه یافته که از فکرهای روزانه برخواسته شده است، روش هنجارکردن رنج های بشر وسعت زیادی یافته است. همچنین بشر درباره افکار عادی، رفتار، تحلیل ها و حل مساله مانند معناها برای حل موفقیت آمیز این رنج ها سوال می پرسد. این روش بازتابی از تاکید بر روش تجربه کردن فراتر از یک آموزش، یک متافور، زبان، استفاده از لفظ ها، تغییر پاسخ ها، نشانه ها و کیفیت در رفتار از یک درمان است. در واقع من اشاره به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) می کنم که ما می توانیم آن را درمان شناختی رفتاری بافتاری یا CCBT بخوانیم.
@actlearning
در این کتاب (درمان پذیرش و تعهد:گسلش شناختی) تعدادی از درمانگران مختلف با سبکهای متفاوت را ملاحظه میکنید. این موضوع با این هدف صورت گرفته است که نشان دهد در این مدل راه های مختلفی متناسب با عملکرد و سبک بالینی شما وجود دارد.
در اهداف آموزشی کتاب قصد دارم تعاملات نسبتا محدودی را که عمدا تکنیکهای خاصی را به تصویر میکشد نشان دهم. پس خوش آمدید، امیدوارم که مفید واقع شود.
در این مجموعه، نگاهی به گسلش شناختی میاندازیم. گسلششناختی یکی از مهمترین مشخصههای ACT است، پس تکنیکهای زیادی برای کمک به فرایند گسلش در ACT وجود دارد. در این کتاب به تعدادی از آنها اشاره میکنم.
@actlearning
برشی از "درمان پذیرش و تعهد:گسلش شناختی"
نویسنده: استیون هیز
ترجمه و تصرف: پیمان دوستی، فاطمه احمدی
توزیع از آذر 1395، انتشارات فراگیر هگمتانه
—---
هیز: خب. بعد چه کاری انجام بدهم؟
سالی: انگشتت را به سمت بینیات هدایت کن.
هیز: خب. چطور آرنجم را خم کنم؟
سالی: علوم اعصاب. مغز به دستانت میگوید این کار را انجام دهد.
هیز: خب. فرض میکنم مغز من میگوید- حالا چطور آن را انجام دهم؟
سالی: نمیدانم.
هیز: فکر میکردم میدانی چطور بینیات را لمس کنی؟
سالی: میدانم چطور بینی خودم را لمس کنم، ظاهرا نمیدانم تو چطور باید بینی خودت را لمس کنی.
هیز: می بینی مشکل اینجاست!
سالی: بله.
هیز: در واقع افرادی که سکته مغزی و مشکلات این چنینی دارند ذهنشان به اندامهایشان فریاد میزند که کارها انجام شود، اما نمي توانند.
وقتی که ذهنت میگوید "دوست داشتنی نیستی"، میدانی با این فکر چه کار کنی؟
سالی: اوه.
هیز: یا اینکه محبوب، خواستنی و ... نیستی.
سالی: بله، در حال مبارزه با این مسائل هستم.
هیز: دقیقا. میخواهم به گفتههای ذهنت درباره چگونه انجام دادن کارها توجه کنی اما طبق ارزشهایت عمل کنی. مبارزه راه موثری نیست.
@actlearning
برشی از "درمان پذیرش و تعهد: گسلش شناختی"
نویسنده: استیون هیز
ترجمه و تصرف: پیمان دوستی، فاطمه احمدی
توزیع از آذر 1395 توسط انتشارات فراگیر هگمتانه
—------------
سالي: اين يك فكر است، اما من آن را دعوت نکردهام.
هيز: بله، دقيقا. افکار حيلهگر و مكار هستند. اغلب ميخواهند آنها را باور داشته باشي. بعضي از آنها مثل يك ببر هستند كه گوشه اتاق نشستهاند و غذا میخواهند. مشكل اين است كه آنچه آنها ميخورند اعتقاد داشتن یا نداشتن به آنها(افکار) است.
سالي: آنها با این روش قوی و قدرتمند میشوند.
هيز: افکار یا با هم منطبق میشوند يا نمیشوند، در هر حال هنوز آنها را تقویت می کنی(غذا می دهی). ممكن است به این ببر فقط يك همبرگر بدهي، اما روزبهروز بزرگتر و قويتر ميشود و هرقدر که بزرگتر شود بیشتر او را جدي میگیری.
@actlearning
منبع: درمان پذیرش و تعهد: گسلش شناختی
نویسنده: استیون هیز
ترجمه و تصرف: پیمان دوستی، فاطمه احمدی
توزیع از آذرماه 1395 توسط انتشارات فراگیر هگمتانه
—------
هيز: افرادي كه به زبانهاي ديگري صحبت ميكنند میتوانند بگویند كه آهنگ زبان انگليسي شبيه چیست. مثلا براي من اسپانيايي چيزي شبيه به صداي تا تا تا تا عو است(نوعي از آواهايي است كه در زبان اسپانيايي شنيده ميشود). اما نميتواني آنچه را كه به زبان انگلیسی ميگویم تنها به عنوان صدا و آهنگ بشنوی.
كلاير: بله درست است.
هيز: سعي كن همين حالا آنچه ميگويم را به عنوان يك صدا یا آهنگ و نه به عنوان كلمه بشنوي، در اين صورت به طور كامل متوجه حرف من مي شوي. در موسيقي ميتواني صداها را بشنوي، همچنين ميتواني يوناني و چيني را تنها به عنوان صداهايي براي زنگ موبايل، آهنگ يا ريتم بشنوي.
ميخواهم هر كاري كه ميتواني انجام دهي تا آنچه يك كلمه ميگويد را متوجه نشوي(معنی آن را نفهمی) و فقط صداي آن را بشنوي، وقتي موفق به انجام اين كار شدي دست خود را بالا ببر.
كلاير: واقعا نميتوانم.
هيز: نه، نميتواني.
كلاير: من كلمه و معناي آن را یکی ميدانم.
هيز: بله، زيرا ذهن اينگونه است. اما ذهن اصل و بكر (مثل ذهن نوزادان) اينطور نيست. براي مثال: من يک بچهي نه ماهه دارم. بچه شما چند ساله است؟
@actlearning
برشی از کتاب "درمان پذیرش و تعهد: گسلش شناختی"
نویسنده: استیون هیز
ترجمه و تصرف: پیمان دوستی، فاطمه احمدی
توزیع: از آذر ماه 1395 توسط انتشارات فراگیر هگمتانه
—---—
هيز : فرض كن راننده يك اتوبوس هستي، ميتواني با اراده خودت رانندگي كني و هرجا كه ميخواهي بروي. افكارت مانند مسافران هستند. البته آنها دعوت نشدهاند، هميشه هستند. در یک ایستگاه میآیند و در ایستگاه بعدی میروند و این رویه تا همیشه ادامه دارد. متوجه ميشوي؟
كلاير: بله
هيز: اين افراد (افكار و احساسها) متعلق به زندگي تو هستند، هميشه همراهت بوده و هستند اما هدايت زندگي در دستان تو است.
نميگويم كه آنها را دوست داشته باشي اما ميتواني آنها را بشنوي. گاهي اين افراد (افكارتان) حرفهاي جالبي ميزنند و ممكن است اطلاعات مفيدي در اختيارت قرار دهند. اما سوال اين است اين زندگي چه كسي است؟
کلاير: فقط بايد رانندگي كنم و اجازه دهم آنها در اتوبوس بمانند و سر جايشان بنشينند؟
هيز: نه! در اين صورت ما شبيه كسي هستيم كه منتظر است درب اتوبوس باز شود و مسافران زودتر پياده شوند. موضوع پيچيدهتر است. شباهتي كه وجود دارد اين است كه، وقتي ذهن ما چيزي ميگويد، آن را به صورت عيني به ما نشان نميدهد بلكه تصوير يا صداي آن را در ذهن نشان ميدهد. يعني از طريق افكار به آن نگاه ميكنيم .
كلاير: بله، همينطور است.
هيز: يك حباب بزرگ رنگي بالاي سر خودت تصور كن، اين حباب سفت و محكم است و رنگ غليظي دارد. فرض كن داخل حباب شدي و آن را مانند يك لباس پوشيدهاي. اين حباب همان افكار، احساسها، خاطرات و حسهاي بدني هستند. اما چرا بايد اجازه دهي كه اين حباب تو را به هر جهت كه ميخواهد ببرد؟! روي اتوبوس به اندازه كافي جا براي اين حباب وجود دارد. هدايت گر(راننده) تو هستي. عادلانه است كه هدايت زندگيات را به دست افكار و احساسها بسپاري؟! احساس مي كني كنترل زندگيات را در دست داري؟
کلاير: نه اين احساس را ندارم.
@actlearning
درمان پذیرش و تعهد (ACT) به عنوان مدل یکپارچه تغییر رفتار
استیون هیز، ژاکلین پیسترلو، مایکل لوین
مترجم: پیمان دوستی
مقاله حاضر به طور خلاصه مفروضات، مدل، تکنیک ها، شواهد و تعهدات اجتماعی از درمان پذیرش و تعهد(ACT) را بیان می کند. ACT بر روی شش فرایند (پذیرش، گسلش، خود، حالا، ارزش ها و اقدام) تمرکز می کند که به طور کلی یک هدف (انعطاف پذیری روان شناختی) را ایجاد می کند. مدل ACT نتایج مثبتی از تغییر رفتار در طیف بزرگی از مشکلات را نشان داده است. شواهد فرایندها و نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری روان شناختی ACT مدل یکپارچه تغییر رفتار و رشد شخصی است که متناسب با مفروضات اصلی روان شناسی و مشاوره می باشد.
@actlearning
سهم من در ايجاد اين آشفته بازار چقدر است؟
قبل از اينكه بخواهم بگويم چه چيز مرا وادار به نوشتن اين متن كرد مي خواهم نكته اي را يادآور شوم: اگر مي خواهيد تغييري در دنيا اتفاق بيافتد، تغيير را از خودتان شروع كنيد.
ما به جاي تمركز بر متغيرهايي كه در كنترل مستقيم ما نيستند(مانند سيستم آموزشي، جامعه و ...) مي توانيم بر متغيرهايي كه تحت كنترل مستقيم خودمان هستند(مانند دانش اندوزي، توليد و گسترش علم، اصالت مقالات و پايان نامه ها و ...) تمركز كنيم.
خبري امروز در كانال استاد بزرگوار دكتر درتاج مطالعه كردم مبني بر اين موضوع:
"ايران، بعد از چين رتبه دوم را در خصوص از اعتبار ساقط شدن مقالات پژوهشي به علت سرقت ادبي در دنيا دارد"
همانطور كه در ابتداي بحث عرض كردم، سهم سيستم اموزشي، جامعه و ... قابل انكار نيست.
اما بياييد كمي تمركزمان را به درون برگردانيم، ((من چه سهمي در ايجاد اين شرايط دارم؟))
چند ساعت در هفته را صرف دانش اندوزي مي كنم؟
چند درصد از منابع مقالات يا رساله هاي ما سرقت ادبي ندارد؟
چه ميزان از مقالات و پايان نامه هاي من نوعي واقعا اصالت دارند؟
چقدر با پايان نامه هايي مواجه شده ايد كه خود دانشجو چيزي حتي درباره موضوع پايان نامه اش هم نمي داند، چه برسد به اجراي واقعي آن؟
تقصير را گردن انقلاب هم نياندازيد، تا تقاضايي نباشد، عرضه اي هم نيست.
تصور كنيد براي ورود به رشته روان شناسي ازمون هاي سلامت روان گذاشته شود، به قول همكاري عزيز مي توانم انقلاب را با افرادي كاغذ در دست تصور كنم كه فرياد مي زنند نحوه پاسخ گويي به سوالات ازمون هاي رواني
پيمان دوستي
١٣ ابان ١٣٩٥
برشی از کتاب درمان پذیرش و تعهد: گسلش شناختی
نویسنده: استیون هیز
ترجمه: پیمان دوستی، فاطمه احمدی
توزیع از اواخر آبان توسط انتشارات فراگیر
—---
در طول جلسات، درمانگر مسیر ACT را به سوی تمرینهای تجربی هدایت میکند. این تمرینها تکنیکهایی برای عدم مبارزه با افکار و احساسات منفی میباشند. همچنین تمرینهای زبانی برای کمک به قطع ارتباط درمانجویان با محتوای افکارشان وجود دارد. تجربه های خیالی مانند تجسم کردن درمانجویان در مراسم خاکسپاریشان، دیدن خودشان در موقعیتی که خیلی جوانتر یا پیرتر هستند و ... از دیگر تمرینهایی میباشد که توسط درمانگر هدایت میشود. بخش دیگری از تمرینها با هدف کمک به مراجعان برای درونی کردن قسمتهای این مدل و روشن کردن اهداف و ارزشهایشان صورت میگیرد.
@actlearning
مترجم: پیمان دوستی
برای دهه ها پژوهشگران حوزه روان شناسی برای گسترش علم و مداخلات برای افرادی که می خواستند بر بیماری روانی غلبه کنند کار کردند. در نتیجه، بسیاری از مردم موفقیت قابل توجهی در پرداختن و مدیریت بسیاری از نگرانی ها کسب کردند و رفاه بیشتری را تجربه کردند. با این حال هنوز هم جلوگیری از برگشت مجدد به عنوان مشکل بالقوه کسانی است که به دنبال دست یابی به سلامت روان می باشند. اخیرا درمان جدیدی به نام ACT با امید افزایش اثربخشی درمان های روانی در طولانی مدت توسعه یافته است.
درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر پایه نظریه چهارچوب ارتباطی(RFT)، یعنی مکتبی که تحقیقات آن بر مبنای زبان و شناخت است پایه ریزی شده است. RFT بیان می کند که مهارت های منطقی ذهن انسان برای حل مسائل ممکن است در غلبه بر دردهای روانی بی تاثیر باشد. بر اساس این فرض، درمان پذیرش و تعهد گسترش پیدا کرد. هدف این گسترش آموزش به مردم بود که اگرچه تجربه درد روانی طبیعی است، اما می توانیم یاد بگیریم که با تغییر روش فکر کردن به دردها سالم زندگی کنیم.
در اواخر دهه 1990، چند دفترچه راهنما استفاده از ACT برای انواع مختلف اختلالات روانی منتشر شد. درمان استفاده شده در این دفترچه ها مورد تحقیق تجربی و حمایت از ACT برای سو مصرف مواد، سایکوز، اضطراب، افسردگی، درد مزمن و اختلالات خوردن قرار گرفت.
تئوری ACT احساسات ناخواسته و نشانه ها را مشکل تعریف نمی کند، در عوض به افراد کمک می کند تا یک زندگی غنی و پویا را تجربه کنند. این غنی بودن به وسعت طیف تجارب انسانی و درد به ناچار برخی از موقعیت ها می باشد.
پذیرش بدون قضاوت و بدون تلاش برای تغییر افکاری که می آیند مهارتی است که از طریق تمرین های توجه آگاهی در داخل یا بیرون جلسات حاصل می شود. درمان پذیرش و تعهد تلاش مستقیمی برای توقف افکار و احساسات ناخواسته نمی کند (بر خلاف درمان سناختی و رفتاری سنتی CBT) در عوض افراد را تشویق می کند یک رابطه جدید و شفقت بار با تجاربشان برقرار سازند. این تغییر می تواند مردم را از مشکلات تلاش برای کنترل تجارب خود آزاد کند و به آنها کمک کند مطابق با ارزش هایشان عمل کنند.
@actlearning
🎺درمان پذیرش و تعهد برای سایکوسیس
✍جولیان پانکی، استیون هیز
مترجم: پیمان دوستی
—-------------
با وجود درمان های دارویی مختلف برای افرادی که از نشانه های مثبت جنون رنج می برند، اغلب نشانه ها حتی زمانی که مصرف دارویی ادامه دارد رخ می دهند. روش های روان درمانی سنتی مانند خانواده درمانی و درمان شناختی رفتاری با هدف کاهش نشانه ها صورت می گیرد، اما اغلب مداخلات طولانی و مشکل است. مقاله حاضر استدلال می کند که هدف مستقیم برای کاهش نشانه های جنون می تواند اثرات متناقضی ایجاد کند و به جای آن، برای اهمیت پذیرش، گسلش شناختی، و عمل به ارزش ها به عنوان روش مقابله استدلال می کند. ACT یک درمان بافتاری است که هدف آن برقراری ارتباط فرد با علائم به جای کاهش آنها است. مداخلات ACT بر تمایل فرد برای داشتن نشانه ها و نه عمل کردن طبق آنها، گسلش از درگیری شناختی، پذیرش علائم، و کاهش تلاش برای کنترل و اجتناب از رویدادهای شخصی تمرکز دارد. همچنین ACT بر رفتارهای مثبت قابل تغییر مرتبط با اهداف ارزشمند تمرکز می کند. تحقیقات در زمینه درمان پذیرش و تعهد برای اختلالات سایکوتیک محدود اما نتایج آن امیدوار کننده است.
@actlearning
🎺کاربرد درمان پذیرش و تعهد در توهمات شنوایی
✍کارلوس ویگا-مارتینز، مارینو پرز آلوارز، خوزه. گارسیا منتس
مترجم: پیمان دوستی
—---------—
درمان پذیرش و تعهد (ACT) نسل جدیدی از رفتار درمانی است که پس از دریافت حمایت های تجربی ای در خصوص انواع اختلالات یک درمان جدید امیدوار کننده برای اختلالات سایکوسیس را نیز ارائه می دهد. برخلاف درمان های سنتی مانند درمان با استفاده از داروهای ضد جنون و درمان های شناختی رفتاری که هر دو بر کاهش علائم تمرکز می کنند، ACT پذیرش فعال و به طور همزمان دست یابی به اهدافی ارزشمند برای زندگی فرد به رغم وجود نشانه های توهمات شنوایی را پیشنهاد می دهد. مطالعه موردی بر روی مردی 30 ساله با تشخیص اسکیزوفرنی، منطق و اثربخشی ACT و همچنین کاربرد آن را به عنوان بخشی از فعالیت های روزمره یک روان شناس بالینی در یک مرکز عمومی مراقبت از سلامت روان نشان می دهد.
@actlearning
برشی از کتاب "مبارزه بی پایان"
((کاربرد درمان پذیرش و تعهد در اختلالات اضطرابی))
نویسنده: پیمان دوستی
انتشارات فراگیر
سفارش تلفنی: (021)- 44065970
—----------------
ذهن مانند ماهی گیری است که به طور مداوم طعمههایی برای ما پرتاب میکند. ما نیز مانند ماهی به طعمهها میچسبیم، آنها را واقعیت مطلق فرض میکنیم و اسیر ذهن میشویم. حال سعی کنیم هر بار که طعمهای از طرف ذهنمان پرتاب میشود را ببینیم و با خود بگوییم، "آها من میدانم این طعمه است، قبلا هم برای من طعمه انداخته است" و بدون آنکه درگیر طعمه شویم به مسیر خود ادامه دهیم. البته همه ما گاهی اسیر این طعمهها میشویم. پس جدول زیر را طی هفته آینده تکمیل کنید.
@actlearning
سانتگ: بیا به روش دیگری عمل کنیم. تا به حال سینما رفتی؟
امیلی: بله. قطعا
سانتگ: میدانی وقتی به فیلم تماشا میکنی چه اتفاقی میافتد. وقتی که بازیگر گریه میکند تو هم گریه میکنی، زمانی که بازیگر میخندد میخندی، وقتی چیزی یکباره بر روی صفحه ظاهر میشود و شوکه میشوی، آه میگویی؟ این تجربهها را داشتهای؟
امیلی: بله، بله
سانتگ: زمانی که خیلی خودت را درگیر فیلم کردی؟
امیلی: ممم، بله.
سانتگ: خب. تجربه این را داشتی که جلوی صحنه فیلم یا تلویزیون نشسته باشی و فقط فیلم تماشا کنی؟
امیلی: یعنی درگیر فیلم نشده باشم؟
سانتگ: به اطراف اتاق نگاه کن و بگو، اوه آدمهای دیگری هم هستند، مبلمان و پنجره هم وجود دارند، یا در سینما آدمهایی هستند که فیلم را تماشا میکنند. خب. تفاوت را متوجه میشوی؟
زمانی که داستان زندگیات را برای من تعریف می کنی داستان از این موضوع نشأت میگیرد که من باید شاد باشم، من باید شادتر باشم، شبیه فیلمی است که گرفتارش شدهای، به نظر میرسد در آن گیر کردهای و با آن یکی شدهای.
امیلی: هممم، نمیدانم. مطمئنم، آنچه میخواهم باشد نیست.
—------
بررشی از کتاب درمان پذیرش و تعهد: گسلش شناختی
نویسنده: استیون هیز
مترجمان: پیمان دوستی، فاطمه احمدی
توزیع از آبان 1395 توسط انتشارات فراگیر هگمتانه
@actlearning
اغلب فراموش میکنیم که ما درست مثل آسمانی هستیم که به طور مداوم شرایط آب و هوایی مختلف را تجربه می کند. تجربههای پریشان ساز بخشی از تجربه انسان بودن است، زمانی که ما به طور مداوم در تلاش برای فرار از این تجارب هستیم و تمرکز خود را برای رهایی از آنها میگذاریم، وقت و انرژی زیادی صرف میکنیم و با کمال ناباوری متوجه می شویم که این تجارب بازهم در کنار ما هستند و تنها یادگاری ما در این "مبارزه بی پایان"، از دست دادن موقعیتهایی از زندگی است که به جای تمرکز بر آنها به مبارزه ای بیفایده با افکار و احساسات ناخوشایندمان گذراندهایم.
-----------
برشي از كتاب "مبارزه بي پايان"
نويسنده: پيمان دوستي
توزيع از آبان ماه ١٣٩٥ توسط انتشارات فراگير هگمتانه
@actlearning
بررشی از کتاب "مبارزه بی پایان"
نویسنده: پیمان دوستی
توزیع از آبان ماه 1395 توسط انتشارات فراگیر هگمتانه
—------
علی: اما من باید آرام باشم. با این اضطراب نمی توانم فعالیت هایم را انجام دهم.
پیمان: این یک درخواست کاملا طبیعی است، اما متوجه "باید" در جمله ات هستی؟ بگذار سوالی بپرسم، وقتی آنقدر اصرار داری که "باید آرام باشم"، چه اتفاقی برای اضطرابت می افتد؟
علی: بدتر می شود.
پیمان: پس مسأله این است؛ ذهن تو مدام فیلم هایی پخش می کند: "باید آرام باشم" یا چیزی شبیه این، درست است؟ چه مدت است که ذهنت این فیلمها را پخش می کند؟
علی: از وقتی وارد دبیرستان شدم.
پیمان: پس احتمالاً به سرعت این فیلمها را رها نمیکنی، نه؟
علی: نه چون درست است. باید آرام باشم.
پیمان: خوب، میلیونها نفر با تو موافق هستند؛ اما تأثیری بر اضطراب آنها ندارد. سؤال این است؟ آیا گیر کردن در این "باید" کمککننده است؟ آیا زمانی که به ذهنت اجازه می دهی رفتارت را به تو دیکته کند کمک کننده است؟
علی: نه.
پیمان: ببین میتوانی وقتی آن فیلم پخش می شود برایش نامی بگذاری و رهایش کنی؟
علی: فکر کنم بله.
پیمان: یک سؤال ساده، آیا این یک فیلم است که تو علی رغم درست بودنش، تمایل داری رهایش کنی؟
علی: دوست دارم بگویم بله اما احساس می کنم نمی توانم.
پیمان: تجربیات 10 سال اخیر را در نظر بگیر، تو درگیر یک فیلم شده بودی- آیا برای تو بهبود عملکرد در فعالیت های اجتماعی را به ارمغان آورده است؟
علی: نه
پیمان: آیا اضطراب تو در طولانی مدت از بین رفته است؟
علی: نه
پیمان: پس چسبیدن به این فیلم برای تو کمککننده است؟
علی: حدس میزنم خیر، اما سخت است همینطوری آن را رها کنم.
پیمان: قطعاً. این کار سخت است. سوال این است که آیا ارزش تلاش کردن را دارد؟
https://telegram.me/actlearning
هویج دوست دارید؟ من خیلی دوست دارم؛ اما من الاغ نیستم. الاغها هویج دوست دارند. پس اگر یک الاغ دارید و میخواهید بار سنگینی را برای شما جابهجا کند، یک راه ساده این است که یک هویج را در مقابلاش آویزان کنید. راه دیگر این است که او را با چوب بزنید. هر دو روش باعث حرکت الاغ میشوند- اما به مرور زمان اگر همیشه از چماق استفاده کنید، الاغ شما به یک دیو خشمگین و ناراحت تبدیل میشود. در مقابل اگر با هویج الاغتان را برانگیزانید، شما یک همراه سالم و شاد خواهید داشت.
در بحث انگیزش انسانها آنقدرها هم با الاغها متفاوت نیستند. آیا تابهحال یک مربی، معلم، مشاور، یا پدر و مادری داشتهاید که به کارهای درست شما توجه کند و درباره پیشرفتهایتان نظر بدهد و شما را برای پیشرفتهایتان تشویق کند؟ آیا تابهحال کسی را داشتهاید که فقط بر اشتباههایتان توجه کند؟ چطور اینها را مقایسه میکنید؟ متأسفانه، برای انگیزه دادن به همسرمان از چماق به جای هویج استفاده میکنیم. چماق مدلهای بسیار متفاوتی دارد: قضاوت، انتقاد، سرزنش، فریاد، تهدید، نادیده گرفتن. هیچکدام از اینها کارآمد نیستند؛ ممکن است در کوتاهمدت اثر کنند، اما در بلندمدت رابطة شما را بهتر نمیکنند.
—---—
بررشی از کتاب درمان پذیرش و تعهد با عشق
نویسنده: راس هریس
مترجمان: پیمان دوستی، سیده سپیده هدایتی همدانی، دکتر حسین محققی
سفارش تلفنی از سراسر ایران: 021-44065970
—------
https://telegram.me/actlearning
بررشی از کتاب "مبارزه بی پایان"
نویسنده: پیمان دوستی
توزیع از آبان ماه 1395 توسط انتشارات فراگیر هگمتانه
—-------------------------
سعی کنید برای رفتارهایتان نام یک حیوان انتخاب کنید. توجه داشته باشید که منظورم احساسات و افکار نیست، بلکه از رفتارهای عینی و قابل مشاهده صحبت می کنم. رفتارهایی که شما را به سمت ارزش هایتان هدایت می کند را با نام حیوان محبوبتان و رفتارهایی که شما را از ارزش هایتان دور می کند با نام حیوانی که کمتر دوست دارید بنامید. بر روی کاغذ رفتارهای مختلف و نام های آنها را بنویسید. حال می خواهم در جلوی نام هر حیوان در مورد اینکه چه پیامدی برای شما دارد بیشتر توضیح دهید. زمانی که رفتار خاصی را انجام می دهید، توجه داشته باشید که کدام یک از حیوانات در حال حاضر با شما هستند، آیا این همان همسفری است که می خواهید با شما باشد؟ برای مثال در دوران کارشناسی ارشدم، بعد از یک کنفرانس وحشت ناک از تمام موقعیت های مشابه فرار می کردم. من نام این رفتار را "سوسک سیاه" گذاشتم. رفتار متضاد آن را نیز "شیر ژیان" نام گذاری کردم. بعد از این نام گذاری، زمانی که در موقعیت مشابه قرار می گرفتم از خودم می پرسیدم که الان می خواهم کدام همسفر را با خودم به همراه داشته باشم، "سوسک سیاه" یا "شیر ژیان"؟ سپس بدون مبارزه با هم اتاقی های خود (اضطراب، ترس، خشم و ...) بر زمان حال تمرکز می کردم.
https://telegram.me/actlearning
