میخواهم زنده بمانم
الذهاب إلى القناة على Telegram
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
355
المشتركون
-324 ساعات
-37 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
مگان دیواین توی کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست میگه:
"مهم نیست چند رنگین کمان و پروانه به گفتمانمان اضافه کنیم، بعضی از داستانها سرانجام ندارند. "
هرچند نصفه نیمه و پرابهام، چیزی که تموم شده، تموم شده. پس چه بهتره که اون اتفاق رو که حالا شده یه خاطره، همونجا و همونطور که هست بپذیریم و بذاریم باشه و به زندگیمون ادامه بدیم.
ای سراپا نقش نومیدی
ای سراسر بیوفایی
حیف از آن احساسِ پاکِ من
با تو حیف از آشنایی
در نامههای آخرش. نه از خودش مینوشت، نه از جنگ، نه از انسانها. از بوی خاک مینوشت، از درختی که معجزه آسا بین سنگرهای دشمن بر جای مانده بود. دربارهی یک برگ مینوشت، تکبرگی که به شاخه وصل بود. هر وقت که باد تندی میوزید، برای برگ بیمناک میشد و صبح که آن را بر شاخه میدید خوشحال میشد. گویا الاغ هم داشتند.چه عرعری میکردند. نمیدانست که تقلید آن صدای عرعر احمقانه میتواند اینقدر تکاندهنده باشد. نمیدانست بارانهای صبحگاهی، توده ابرهای از هم گسستهء شامگاهی، چه غمانگیزند. به این مطالب و هزاران چیز دیگر پی برد و قهرمانانه مُرد. هرگز زنی را نبوسیده بود.
[قطره اشکی در اقیانوس؛ مانس اشپربر؛ روشنک داریوش]
Repost from N/a
مگر من از وطنم چه میخواستم
به غیر از تکهای نان
گوشهای امن
جیبی با حرمت
بارانی از عشق
پنجرهای باز
که آزادی و عشق به من دهد
من چه میخواستم
در این حد، که به من نداد؟
- شیر کو بیکس
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
"حواسم بهت هست" فقط یک جمله نیست؛ بلکه یکسری سلسله رفتارهای ریز و درشتِ پُر از جزئیاته.
در زندگی بعدیام محال است "من" باشم.
خفته در پای تپهای دور، گلی وحشی خواهم بود.
-مجله پینار
آدم بدونِ غم نمیشه...
[بداههای برایِ خودِ دیشبم،
با همراهیِ بادِ عزیز،
جمعه شب ۸ خرداد ۱۴۰۵]
در این میانه که مرگ جهانم را درنوردیده است،
میخواهم زنده بمانم.
همچون خیالِ جوانهی شکستهای مدفون در زیرِ خاکستر مرگ، که به نور میاندیشد.
_دستنویس های من
