میخواهم زنده بمانم
الذهاب إلى القناة على Telegram
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
358
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
اتفاقا وقتی چیزی اذیتت میکنه باید بگی. باید مرز داشته باشی، بهشون پایبند باشی و اگه کسی_خواسته یا ناخواسته_به مرزت نزدیک شد، باید خط قرمزت رو یادآور بشی. اگه مدام مراعات کنی که شاید کسی ناراحت نشه، این اجازه رو میدی که بقیه بر اساس خواست خودشون برات مرز تعیین کنن و به جای تو تصمیم بگیرن.
Repost from N/a
من هم خیلی چیزها دلم میخواست، دوست داشتم زندگی کردن بهم بچسبه، ولی حالا که نشده و فعلا هم نمیشه و اصلا نمیدونم هیچوقت بشه یا نه، به همین چیزهای کوچیکی که هست و میشه براش ذوق کرد، دل میبندم.
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
نوشته بود: "همه فکر میکنن رابطهی سالم یعنی نبود تنش و چالش، درحالی که رابطهی سالم دقیقا وسط بحران خودش رو نشون میده."
جناب لنگرودی عزیز در پاسخ به این سوالِ شما که: آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟
باید بگم: از ما دیگه گذشته. ما خودمون زَهلَهواداریم.
*زَهلهوادار: (زهله: همون زَهله/زَهره، وادار: نگهدار)شاید بشه گفت یعنی مراقب. کسی که وقتی کنارته دلت قرصه و وقتی میترسی بهش تکیه میکنی. به عنوان مثال جایی هست که میترسی تنهایی بری، اونی که بهش میگی همراهت بیاد که نترسی، میشه زهلهوادارت.
عزیزم، میخواستم چیزی در وصفِ حالم بنویسم اما مغزم یارای آن نداشت واژهها را چنان نظم بدهد که رنجم را بیان کند. پس تنها مینویسم که رنجور و خستهام، و سایهی شب کشدار و قدمهایم از نای حرکت تُهی.
[دستنویسهای من، بامداد سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵]
Repost from N/a
هر آدمی زندانی دریچهایست که جهان را از آن تماشا میکند؛ دریچهای که با فکرها، زخمها، ترسها و امیدهایش ساخته شده. شاید برای همین است که هیچوقت نمیتوانیم دقیقا بفهمیم آدم روبهرویمان چه چیزی را زندگی میکند؛ چون هیچکس دنیا را از چشم دیگری نمیبیند.
بالاخره آدم باید زندگیش رو بکنه. من نمیدونم آدمهای دیگه چطوری به زندگی عادیشون برمیگردن، غذا میخورن، میخوابن. حالا ممکنه اونا برگشتنشون به زندگی عادی بیشتر از من طول بکشه. هرچی نباشه، آدم جوری ساخته شده که بتونه زندگی کنه و به زندگی ادامه بده.
[بادام؛ ون پیونگ سون]
رابطهای که مدام نیازه خودتو یادآوری کنی و یه تنه بار همه چیزو به دوش بکشی، واسه خودت جدی و بزرگش نکن. تهش اونی که رنج میکشه و آسیب میبینه خودتی.
آدمهایی که همراهِ ما پا به اون بخش های تاریکِ وجودمون میذارن که خودمون به تنهایی جرات رفتن به سمتشون رو نداریم، عزیزترین و باارزش ترین داراییهای ما توی زندگی هستن.
Repost from N/a
نام عطر: Herbal Smoothi
عطار: Lisa Andrék
گروه بویایی: معطر سبز / گیاهی خنک
نتهای اصلی: خیار ترد، ریحان، چوب سدر و درخت سرو.
عطر Herbal Smoothie از برند تجسم هنرمندانه و بویایی از تعادل بین طبیعت بکر، سلامتی مدرن و آرامش درونه. داستان این عطر از ایده گرایش انسان امروز به بازگشت به ریشهها و پناه بردن به آغوش آرامبخش طبیعت الهام گرفته شده؛ روایتی از یه صبحگاه خنک و مهآلود در باغی پر از گیاهان دارویی و معطر که توش، هیاهوی جهان مدرن متوقف میشه و جای خودش رو به لحظهای از صلح مطلق و خودمراقبتی میده. مفهوم اصلی این رایحه پیرامون ایده "تغذیه روح و ذهن" میچرخه، درست مثل یه اسموتی سبز و مقوی که بدن رو احیا میکنه، این عطر هم با آکوردهای گیاهی، سبز و شاداب خودش تلاش میکنه تا حس تازگی، طراوت و سرزندگی رو به روان انسان تزریق کنه. در نتهای آغازین این اثر، طراوت تند و تیز برگهای له شده، نعناع و ترکیبات سبز به چشم میخوره که بلافاصله حس بیدار شدن حواس و تنفس در هوای پاک کوهستان رو تداعی میکنه. در ادامه و با گذشت زمان، این هجوم اولیه جای خودش رو به قلبی ملایمتر و عمیقتر از بابونه، چای سبز و تهمایههای گلی و میوهای بسیار کمرنگ میده که حس نوشیدن یه اکسیر سلامتی آرامشبخش رو در ذهن بازسازی میکنه.
Repost from رها میانِ زمان
اتفاقاً با من کمی سرد باشید، کمی تعارف رو نگه دارید، هر چیزی رو به شوخی نگیرید، کلماتتون رو با دقت انتخاب کنید، بدونید کجا باید نزدیک شید و کجا فاصله بگیرید.
اینکه حد و مرزها رو بشناسید، بیشتر از هر صمیمیتی خوشحالم میکنه.
جملهها و رفتارهایی که "تو" رو از بقیه سوا میکنن و توی یه جایگاه ویژه قرار میدن، عجیب دل آدمو گرم میکنن.
مثلا تا دیدم یادِ تو افتادم.
واسه تو گرفتم.
فقط با تو دوست دارم فلان جا برم.
تو بودی جواب دادم.
فقط به تو میتونم بگم و ...
