رهآورد بهشت
الذهاب إلى القناة على Telegram
"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
339
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+67 أيام
+4530 أيام
أرشيف المشاركات
339
Repost from کنکور فرهنگیان کشور
تعداد برگه های خالی نهایی خیلی زیاد شده 💔
➖➖➖➖➖➖➖➖
در مسیر معلم شدن... 🌱💚
🆔 @MyFarhangian
339
دکتر شفیعی کدکنی:
▪️دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی
جز این چه میتوانم گفت در این راسته بازار مدرکفروشان با ارز شناور. در این سیاهی لشگر انبوه استاد و دانشجو؛ سیاهی لشگری از خیل دانشجویان و استادان، چیزی برابر تمام دانشگاههای فرانسه و آلمان و انگلستان و شاید هم چندین کشور پیشرفته دیگر
و جهل مرکب مدیرانی که این سیاهی لشگر را افتخاری از برای زمانه خویش میدانند کَفاهُم جَهلُهُم.
اگر از همه رشتههای دانش زمان بیخبرم، اما در کار خویش خبرهام و میدانم که محیط دانشگاهی ما در چه سکراتی به سر میبرد.
در هیچ جای جهان کار دانشگاه و تحقیقات دانشگاهی از اینگونه که ما داریم نیست.
در عصر محققانی که اگر از تألیفات خودشان امتحانشان کنند از عهده قرائت متن تحقیقات خویش بر نمیآیند و دولت با سادهلوحی به فهرست انبوه استادان و دانشیارانش مباهات میکند و چندان بیخبر است که این رتبههای کاملا اداری را ملاک پیشرفت علم و تحقيق تلقی میکند چه میتوانم گفت جز اینکه بگویم «دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی»...
بخارا ۱۰۴، ص۹۴
#شفیعی_کدکنی
339
ایشان یکی از شاعران خوب زمان ما هستند که به دلایلی فعلا تنها منبع درآمدشان همین کتابفروشی است
اگر مقدور است حمایت کنید.
339
⭕️آدرس صفحه ایرج کتاب (کتابفروشی استاد ایرج زبردست در پیامرسان بله)
https://ble.ir/irajbookstore
از همهی دوستان خواستارم از کتابفروشی ایشان حمایت کنند و این چند پیام را بازنشر کنند تا دیگر دوستان نیز حمایت کنند 🌺
339
Repost from N/a
اشعار دیگران در ستایش ایرج زبردست
سیمین بهبهانی:
خیام که زد به روی دریا ها خشت
می گفت به گوش مه رخی بر لب کشت:
بعد از من باده نوش، استاد ازل
نام خوش ایرج زبردست نوشت
مفتون امینی:
کردند، ولی چنان که بایست نشد
از آن همه نیست ها یکی هست نشد
گفتند همه شعر و رباعی اما
چون ایرج ما یکی زبردست نشد
بهاءالدین خرمشاهی:
خیام ز پشت پرده سرمست آمد
با کوزهای از ترانه در دست آمد
بگذشت هزاره ای و ما چشم به راه
تا نوبت ''ایرج زبر دست'' آمد
سعید موسوی:
بن بست ترین کوچهی بن بست شویم
در پیش بلندای تو ما پست شویم
عالم همه جا غرق تماشای تو شد
ای کاش که ایرج زبردست شویم
عبدالحسین خادم الحسینی:
مردی که ز دام کهنگی رَست تویی
یکباره کمر به طرح نو بست تویی
کاری ست عجب رباعی خوش گفتن
در قالب این چنین، زبردست تویی
محمد علی بهمنی:
ای در هنر خویش، زبردست ترین
مستان رباعیِ تو سرمست ترین
بی هست ترین هستم و باور دارم
بی هست ترین با تو شود هست ترین
منصور اوجی:
ای آنکه تو ایرجی و سرمست تویی
خیام وشی، طرفه از این دست تویی
در حلقهی ارباب رباعی گویان
دیدیم به حق آنکه زبردست تویی
عبدالمجید زنگویی:
شیراز رسیدم از هوا مست شدم
از نیست به سوی خانه ی هست شدم
سرمست تر از همیشه گشتم وقتی
هم صحبت ایرج زبردست شدم
محمد رفیع طاهری گله داری:
خیام که خیمه های حکمت می دوخت
عقل، آیت عشق را از او می آموخت
فرمود که بعدِ من، زبردست بزرگ
با ذوق خود این چراغ خواهد افروخت
منبع:
(مجله ی دو زبانهی الف، شماره ی 25، آمریکا_ مهر ماه ۱۳۹۵/ ویژه رباعیات ایرج زبردست)
#از_خواندنی_ها
#شعر_معاصر
339
Repost from N/a
این گفتههای سیمین بهبهانی در مورد ایرج زبردست، علاوه بر آنکه ستایش اوست میتواند کلاس آموزشی کوتاهی برای شاعران رباعیسرا باشد:
چه بهتر که نامت را جامهٔ حضورت کنم و کردم. نخستین بار که یک رباعی از تو خواندم حس کردم سیبی خوش رنگ و بو را آزمودهام که عطری دیگرگون دارد. چند گاهی که گذشت، بیشترِ شعرهایت را که در قالب رباعی سروده بودی به وسیلهتلفن، یا حضوری، برایم خواندی. امروز تو را در شیوهدلخواهت بسیار بسیار موفق میبینم. رباعی قالبی دارد، با وزنی نرم و انعطافپذیر که تغییر رکنهای آن را، نظر به هجاهای آخر مصراعها (خواه کوتاه یا کشیده) بیست و چهار گونه شمار کردهاند. البته، این تغییرات آن قدر دلپذیر و نرمند که گوش در وهله اول متوجه آنها نمیشود، اما از ملال یکسانی نواخت (ریتم) میکاهد. از همین رو، یک نمودار وزنی تقریبی برای آن مشخص کردهاند که همان جمله (لا حول و لا قوّه الا به الله) است. واین خوداشارتی است بر شگفتی از این تنوع. اما شرط پسند و پذیرش این گونه شعر داشتن پیام و درون مایهای والا در ظرفیتی چنین کوچک است. نکتهدیگر آن که چهارمین مصراع رباعی باید گویای آن پیام و درون مایه باشد و طبیعی است که الهام آن مصراع نیز پیش از سه مصراع دیگر آشکار میشود. بی سوادی ات را رها کن. این جاست که شاعر باید، برای تلقین بهتر الهام خود، سه مصراع دیگر را بپردازد یا بهتر بگویم بیافریند. چنین است که، برای نمونه رباعیهای اندک خیام با دیوانهای بزرگان شعر، همارج میشود. ایرج زبردست عزیز، به تو تبریک میگویم که توانستهای یک تنه نفسی تازه در این قالب کهن بدمی و همزمان نظر تحسین حیرت و قبول اهل شعر را متوجه سرودههای خود کنی و هنوز این آغاز راه است. گامهای بعدی تو را برای پیمودن این راه دشوار پرتوانتر میخواهم. فراموش نکن که مصراع چهارم عروسی است که تاج و تور و جامهای برازنده اندام خود میخواهد و تو تا اینجا توانستهای این عروس را به آنچه شایسته اوست خرسند کنی و بیارایی. جوانهٔ نو بر درخت کهن، ادامه زندگی است
مجلهٔ نافه، شمارهٔ ۲، تیرماه ۱۳۸۹
#از_خواندنی_ها
#شعر_معاصر
339
Repost from N/a
چند رباعیِ بسیار خواندنی از ایرج زبردست
یک)
در حجمِ سیاهِ باورم میگردم
همراهِ منِ دربدرم میگردم
سرگشتگیام چه بر سرم آورده ست؟
سر بر تن و دنبالِ سرم میگردم
دو)
در سوگِ احمد شاملو:
شب، حادثه را اشارتی مبهم کرد
از قاعدۀ جهان، زمان را کم کرد
ای باورِ بی کرانه، ای قویِ سپید!
پروازِ تو پشتِ آسمان را خَم کرد
سه)
تب ، یک تبِ ناگهان شکستم میداد
چون شمع، سری شعله پَرستم میداد
میسوختم آن چنان که آتش تا صبح
فریاد زنان، آب به دستم میداد
چهار)
خورشید، نشانی ز چراغم نگرفت
باران، خبری از دلِ داغم نگرفت
عمری به دلم وعدۀ رفتن دادم
افسوس که مرگ هم سراغم نگرفت
پنج)
دل، این دلِ پُر حسرت و غم هدیه به تو
شمع و شب و دفتر و قلم هدیه به تو
میخواستم از دردِ جدایی بنوی...
این نامهٔ ناتمام هم هدیه به تو
-ایرج زبردست-
#از_خواندنی_ها
#شعر_معاصر
339
استاد استادان، دکتر محمدرضا #شفیعی_کدکنی❤️✨️🌸
شعر در تصویر:
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
#حافظ
#شعر
339
این روتین و روتین مثنوی رو فراموش نکردم...
فقط چندروزیه به دلیل یک کسالتی یکم سرحال نیستم
این چند روز گوشی و کتاب و همه چیز رو کنار گذاشتم
انشاءالله هم این و هم مثنوی رو ادامه میدم...
339
Repost from مجمع پریشانی
بلاگرهایی که فاز کتاب خواندن برمیدارند!
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
339
Repost from شُلَیْل
و حالااااااا
دومین مرکز
خانهی ای بی
واقعا پیشرفت و آگاهی بیشتر در مورد بیماریها و بیماران و حمایت از اونها رو میشه در مورد این بیماری دید.
تا چندین سال پیش کمتر کسانی بودند که میدونستند ای بی یا بیماری پوست پروانهای چی هست و اصلا چنین اسمی به گوششون نخورده بود اما حالا داره اقدامهای موثری انجام میشه، مثل این مرکز✨
بیماری ای بی یا پوست پروانهای یک نوع بیماری ژنتیکی پوستی هست. این بیماری به خاطر نقض در تولید پروتئین اتفاق میفته و کوچکترین تماس با پوست باعث زخم و تاول میشه:(
بیماران ای بی بسیار آسیب پذیر هستند و هزینه درمانشون هم کم نیست اما خبر خوب اینکه میشه در کمک بهشون سهیم شد.😃🤍
سایت خانه ای بی:
https://ebhome.ngo/support
339
Repost from نگارخانه ادبیات 🌄
❗️از اونجایی که دوستان خیلی حرفه ای بودن تو این مسئله، نکاتی رو گوشزد کردن و ما یه «نسخه پرو» از معشوق رو توی کانال قرار میدیم😌
یه سری چیزا اضافه شده و البته در جریانید که همه چیز اغراق شده است تا بیشتر تو ذهنتون بمونه...
هشتگ #معشوق رو فراموش نکنید تا کم کم، تک تک به این معیار ها بپردازیم...
....
@NegarKhane_adabiat
339
Repost from نگارخانه ادبیات 🌄
🔺معیار های زیبایی شناختی معشوق!
با دقت به شاهد مثال های ادبیات فارسی، میتونیم معیار های زیبایی شناختی ای رو از تصویر معشوق رویایی شاعر ها به دست بیاریم و به نظرم بامزه باشه، مخصوصا وقتی با معیار های امروز خودمون مقایسه اش کنیم...😄
#معشوق
....
@NegarKhane_adabiat
339
هزاران شب است امتحان می شوم ؛ جوابی به این امتحانم دهید
قفس جای من نیست ، باور کنید ! رهایم کنید ، آسمانم دهید
من از سادگی هام خط خورده ام ... ببین گاو پیشانی ام تیره شد
بهاران و سرسبزی اش پیشکش ؛ به من گوشه ای از خزانم دهید
اناری ترک خورده در چشم من ؛ جهان پیش چشمم شده رنگ خون
ولی بغض بسته گلوی مرا ؛ بـرای سرودن دهانم دهید
مترسک ترین مرد جالیزی ام ! درون سرم کاه و رویش کلاه
ولی مشت پر دارم از سنگ و آه ؛ کلاغان ده را نشانم دهید !
کلاغان بی چشم و رو قصدشان در آوردن چشم و چال من است
بله ... چشم ! توی هدف می زنم ؛ فقط چند ساعت امانم دهید
برادر ترین ناتنی های من ! تن ِ مرده ام نوش جان شما
ولی بی پدر ها به دست ِ پدر دو تکه از این استخوانم دهید
به شب شک ندارم ، پر از رفتنم ... شتر بر در خانه خوابیده است
شدم شربت سینه ای سوخته ... فقط قبل مصرف تکانم دهید !
#امید_صباغ_نو
#شعر
#ارسالی_دوستان
339
Repost from N/a
«وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ»
