ar
Feedback
Alien.‌‌

Alien.‌‌

الذهاب إلى القناة على Telegram

من نمی‌دانم‌ گناه چیست. آنها فقط به من فهمانده بودند که من مقصرم. _ @Russian1999bot wlw ✄🏳️‍🌈 http://t.me/safeCht_bot?start=5gDvaN

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
366
المشتركون
-324 ساعات
+107 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
مثل همیشه نوشته‌های کامو انقدر فوق‌العاده هست که فکر می‌کنی درحال خوندن تکه‌ای از یک کتاب معروفی.

صدای حرکت دادن اولین مهره در گوشم می‌پیچد. هنوز دستم زیر چانه‌ام است، صدای ته سیگار را از دهانم می‌شنوم. بوی گوشت چشمانم را لمس می‌کند، چشمانم سنگین می‌شود، زیر پایم خالی می‌شود.
احساس سرما می‌کنم، چشمانم‌ باز می‌شود. زمین به شکل مربعی به قسمت های سیاه و سفید تقسیم شده. روبه‌رویم ارتشی بی چهره با لباس های سفید قرار دارند. ناقوس به صدا درمی‌آید. کسی ناخواسته یک قدم جلوتر فرستاده می‌شود. صورت بی اجزایش هنوز به پشت خیره‌ است. نیرویی مرا به جلو می‌راند، او باز هم جلوتر می‌آید؛ صورتش مثل یک شمع دارد از ترس آب می‌شود. پشت سرش کسی با صدای عرفانی می‌گوید: «شهر این فداکاری‌ِ شما را فراموش نمی‌کند.» بازهم به جلو کشیده می‌شوم، به بی‌چهره‌ برخورد می‌کنم، با صدای گوش خراشی زمین می‌خورد. احساس قدرت می‌کنم و از اینکه احساس قدرت دارم شرمسارم. صدای تشویق از پشت سرم می‌آید. من از خانه خیلی دورم. لباسم هم‌رنگ آنهاست، آنان هستند خانه‌ی من. کسی هست پشت من، قدرتش بیش از من است. من ایستاده نگاه‌شان می‌کنم، چند نفر باهم درگیرند، ما داریم پیروز می‌شویم، پس چرا هنوز از ما دارند می‌میرند؟ زمین دارد خالی می‌شود، از خون آنان جایی سرخ رنگ نشده. من در زمین دشمن چه می‌کنم؟ چرا به آخر خط رسیده‌ام؟ ناگهان احساس قدرت می‌کنم، لباس هایم زینت داده شده، می‌توانم به هرجایی حرکت کنم. کسی که تاج روی سرش دارد با لبخندی حساب شده نگاهم می‌کند. هنوز دشمن روی زمین است، باید کنارشان بزنم. با چند حرکت دشمن را از روی زمین حذف می‌کنم. هم‌رنگ هایم تک‌ به تک روی زمین میفتند، اما ما پیروز شدیم؛ می‌خواهم قدمی جلو بروم، اما ناخودآگاه از حرکت می‌ایستم. به سمت میز کشیده می‌شوم، ما می‌خواستیم دشمن را شکست دهیم، حالا چرا با دشمن سر یک میز نشسته‌ایم؟ دو شاه می‌خندد و می‌گویند: «همیشه گول می‌خوردند.» سربازی نیم جان با لب های ترک خورده می‌گوید: «ما یک جان داشتیم و آن را داده‌ایم، پس چرا هنوز پیروز نشدیم؟» لیوان هایمان به هم می‌خورند، خون از لب هایمان چکه می‌کند. کسی دستش را به صفحهٔ شطرنج می‌زند، صدایش به گوشم می‌رسد.‌ «نکند مات چشمانم شدی؟ مهره‌ای حرکت بده دیگر.»

Young men standing on the top of their own graves, Wondering when Jesus comes, are they gonna be saved?

Soldier Side System Of A Down.m4a3.40 MB

-stay with me. -where else would i go?

همه دارن عاشق کامو می‌شن چون می‌بینن کاموی عاشق چه متن‌هایی برای جانانش‌ می‌نویسه‌ و چقدر واقعا عاشقه‌

هر خانواده‌ی تعصبی‌ای یدونه من نیاز داره تا یادشون بیاره همیشه انسان از یک الگو پیروی نمی‌کنه.

photo content
+1

Impose Bad Omens.m4a4.69 MB

Oh, the skies, tumbling from your eyes.
Oh, the skies, tumbling from your eyes.

Repost from N/a
محتویات داخل کیفم هیچ‌گاه‌ متشکل از ابزار عادی و متداول نبوده؛ بیشتر گویی دفن‌گاه خاطره‌ست.

داستانِ من و جسمِ انسان‌، هیچوقت پایان نمیابه.

Rip off the pieces that you don't need, Make me whatever you want me to be.

SEDUCTIVE Ari Abdul.m4a2.84 MB

photo content
+1

Exploring Yourself With a Knife.mp318.18 MB

photo content
+4

Sleeping Beauty Syndrome April Rain.m4a4.68 MB

تو اگر کافر، و بوسیدنت گناه؛ من گناهکارترینم. پشیمان نمی‌شوم، توبه نمی‌کنم. تو اگر با ایمان و دین‌دار، دین و ایمان من تویی. می‌پرستمت، گناه نمی‌کنم.

Repost from شامِ آخر
شاهکار ترین چیزارو می‌نویسه بعد میگه من استعداد نویسندگیم رفته عزیزم تو قلم برداری یه خط بنویسی قشنگترین نوشته ی زندگی من رو مینویسی