ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

خانوم شیرین

خانوم شیرین

الذهاب إلى القناة على Telegram

گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
398
المشتركون
+124 ساعات
-47 أيام
+2630 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+1

چنان بی تاب تحسین تو هستم بعد هر شعرم که دختر بچه ای مشتاق لبخند پدر باشد به‌به...

غزل گفتم، مبادا یک نفر هم بی خبر باشد که خواهان تو باید بی گمان مرد خطر باشد ببین نام تو را در شعر هایم منتشر کردم نباید تا ابد احساس، مفقودالاثر باشد! نه تنها بار غم را دوست دارم، شانه ی من هم دلش می خواهد آن “بامی که برفش بیشتر…” باشد نمی خواهم که عشق از ریشه هایم دست بردارد چه عیبی تک درختی از رفیقان تبر باشد؟ چنان بی تاب تحسین تو هستم بعد هر شعرم که دختربچه ای مشتاق لبخند پدر باشد!
حسین دهلوی

photo content
+1

چشم تو شهر فرنگی ست که دیدن دارد دیدمت خوب ، دلم حس پریدن دارد حرف ها می زند از دور نگاهت با من برق چشمان تو الحق که شنیدن دارد ! قاف امیدی و پاهای من دیوانه در رسیدن به شما عزم دویدن دارد
حسین دهلوی

رفیق اگه امروز تولدته تولدت مبارک🩵

photo content
+1

قدم‌به‌قدم، به یاد چشمانت تمامِ شهر را گشتم؛ جز خیالت، هیچ‌کس... هیچ‌کس در این شهر دستانم را نگرفت.
شیرین

photo content
+1

سبزِ آبیِ کبودِ من، چشم‌ های تو معنای تمام جمله‌های ناتمامی‌ست که عاشقان جهان دستپاچه در لحظه‌ی دیدار فراموشی گرفتند و از گفتار بازماندند.
عباس معروفی

photo content
+1

نه زمین‌ شناسم نه آسمان‌ پرداز. گرفتارم، گرفتارِ چشم‌های تو. یک نگاه به زمین، یک نگاه به زمان، زندگی من از همین گرفتاری شروع می‌شود…
عباس معروفی

photo content
+1

مگر نمی‌گويند که هر آدمی يکبار عاشق می‌شود؟ پس چرا هر صبح که چشم‌هات را باز می‌کنی دل می‌بازم باز؟ چرا هربار که از کنارم می‌گذری نفست می‌کشم باز؟
عباس معروفی

photo content
+1

از دلتنگیت کجا فرار کنم؟ معمار هیجان کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم ؟ کجا بایستم که راه رفتنت را ببینم ؟ کجا بخوابم که صدای نفس‌هات بیاید؟ کجا بچرخم که در آغوش تو پیدا شوم؟ کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوی؟ کجایی ؟ کجایی که هیچ چیزی قشنگ‌تر از تماشای تو نیست؟ کجا بمیرم که با بوسه‌های تو چشم باز کنم؟ کجایی؟؟
عباس معروفی

مي شود وقتي از كنارم مي گذري موهايم را به هم بريزي بعد مرتب شان كني؟ خب بوسم هم بكن...!!!
عباس معروفی
پ.ن: چرا بوس نمیکرده بنده خدا رو خبب😭😂

photo content
+1

اگر صبح زودتر از من بيدار شدی بوسم کن اما اگر من زودتر بيدار شدم بر سينه‌ ات منتظر همان بوسه می‌ميرم
عباس معروفی

گر تو نباشی یارِ من، گشت خراب کارِ من مونسِ و غم‌گسارِ من، بی‌تو به سر نمی‌شود بی‌تو نه زندگی خوشم، بی‌تو نه مردگی خوشم سَر ز غمِ تو چون کِشم؟ بی‌تو به سر نمی‌شود...