ar
Feedback
گل‌سیب

گل‌سیب

الذهاب إلى القناة على Telegram

گاهی او شعر می‌گوید و گاهی شعر او را.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
439
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+87 أيام
+7530 أيام
أرشيف المشاركات
«من از دیدارِ تو با عده‌ای کفتار، می‌ترسم از آن وقتِ وداعِ شوم و نکبت‌بار، می‌ترسم تو گفتی عاشقم هستی و خواهی‌ماند، اما من از این بازیِ نحسِ کشتنِ دلدار، می‌ترسم هزاران دم زمستان را پرستیدم ولی امروز من از بوسیدنِ لب‌های سردِ یار می‌ترسم به پایان می‌رسد این قصه‌ی تکرار، اما من از این پایان اگر اسمت رَوَد بر دار، می‌ترسم تو آن آوازِ آزادی به چنگت نغمه‌ی شادی من از خاموشیِ زین نغمه‌های تار می‌ترسم تو دستت بوی میهن، خاکِ تو از تربتِ ایران من از نابودی ایران و از آوار می‌ترسم» -از بنده.

تو آتش باش و برپا شو به سر تا پای شعر من.

Babak Radmanesh - Nazanin-E Maryam.mp33.76 MB

چه به اوجم برسانی، چه به خاكم بكشانی نه من آنم كه برنجم، نه تو آنی كه برانی

I don’t like the part of moving on I hate to say goodbye

Repost from N/a
Isak Danielson – Remember To Remember Me.mp36.94 MB

من تو رو در اولین نسیمِ خنکی که در بهار به صورتم خورد دیدم، وقتی که صدای موج‌های دریا آروم‌آروم به روحم دست کشیدن، وقتی پرنده‌ای بی‌هراس کنارم اومد و چند لحظه موند، وقتی یه پروانه روی موهام نشست، وقتی نزدیک بود ماشین بهم بزنه اما نزد، اون لحظه‌هایی که قلبم از ترس می‌ایستاد و بعد دوباره شروع به تپیدن می‌کرد، وقتی بعد از کلی صبر اون اتفاق خوبه بالأخره رخ داد، وقتی بهبودِ حیوون خونگیم از یه مریضیِ سخت و یه شرایط ناامید کننده رو دیدم، من تورو هربار که کسی برام کیک تولد گرفت دیدم، من تورو توی لبخندِ پیرمرد های مهربون دیدم، هرچند بین خودمون بمونه که تو انقدر قوی و حامی بودی که اصلاً شبیه پیرمردها نبودی. در مجموع عزیزِ من، من حضورِ تورو به هزار شکلِ کوچک و نامرئی می‌بینم. یک‌بار احساس کردم ازم ناامیدی و سریع خودت رو رسوندی و توی خواب گفتی که نیستی، من هزاربار بابت امید و دعاهات قدردانم. حضورِ تو همیشگیه با وجود این‌که جای خالیت در این دنیا هیچوقت پر نمی‌شه، این‌که به‌جای نشستن روی مبل، رفتی و نشستی توی قلبِ یه قاب عکس کنارِ مبل، حسرت میاره. هرچند این حسرت برای ماست، نه برای تو، چون ایمان دارم دنیای تو، دنیای قشنگ‌تریه و می‌دونم که تو و تمام مادربزرگ و پدربزرگ‌هایی که پیشِ توئن، دعاهاشون کنار ماست. تو دوباره بهم یادآوری کردی که روزی هممون می‌ريم، و در این رفتن هیچ‌چیز به‌جز خاطرات خوب با خودمون نمی‌بریم. پس دعا کنید تا ما بتونیم قبل از تبدیل شدن حضورِ آدما به قاب عکس، قدرشون رو بدونیم، عشق بورزیم و عشق بگیریم تا زمانی که رفتیم، خاطره‌های خوبی برای بردن و یادگاری گذاشتن داشته باشیم.

photo content
+1

تا زمانی که بچه‌های کوچک انقدر دوستم دارن و میان بغلم می‌مونن، بزرگسال‌ها می‌تونن دوستم نداشته باشن، چندان مهم نیست.

Repost from N/a
photo content

بعد از شما دیگه هرگز زندگی نزدیک واژه‌ای شبیه به شگفت‌انگیز هم نشد رها جان.

تو ای امید و آرزوی خفته در خاک.

محبت کنیم اما نه برای محبت گرفتن، برای این بکنیم که به‌نظرمون طرف مقابل لایق محبته. اعتماد کنیم اما نه برای جلب اعتماد، برای این بکنیم که طرف مقابل، قابل اعتماده. دوست داشته باشیم اما نه برای دوست داشته شدن، برای این دوست داشته باشیم که کسی یا چیزی رو دوست داشتنی دیدیم. و.. چیزی که بهش تازگی‌ها معتقدم اینه که احساسات باج نیستن که به این عنوان ازشون استفاده بشه، حواسمون باشه احساسات رو نه باج بدیم، نه باج بگیریم.

هممون گاهی راهمون رو گم می‌کنیم، مهم اینه قبل از محو شدن کاملِ راه برگشت، بتونیم دوباره پیداش کنیم.

Hayedeh Gole Sangam.mp35.35 MB

آدم‌هایی که مشورت می‌گیرن، به نظر من خیلی عاقل‌تر از آدم‌هایِ خودرأی هستن. هر چقدر هم که اون آدمِ خودرأی به هوش و ذکاوتِ خودش اطمینان داشته باشه.

99a0c7cc5898cdf272bee3334cffbb7e38453569-144p.mp39.59 KB

عاشق این سکانس از فیلم "جهان با من برقص" هستم، عاشق.

«عشق از عاقل طلب کردن ندارد بهره‌ای خوش به شورِ شیوه‌ی شیداییِ دیوانگان تابِ رقصیدن ندارد هرکه شد پروانه‌ای شعله‌ از عشق است و سوزش از قوی‌دلدادگان هرکه را بیچاره شد در پی نیامد چاره‌ای او ببیند محشری در معشرِ بیچارگان» -از بنده. مَعشَر: محفل، مجلس، گروه، انجمن.

سال‌ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی می‌کند