ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

𝖫𝖺𝗌𝗍 𝖳𝗐𝗂𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍 جونگ دانک فور ...اور(rest)◞𝆊𖥧

𝖫𝖺𝗌𝗍 𝖳𝗐𝗂𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍 جونگ دانک فور ...اور(rest)◞𝆊𖥧

الذهاب إلى القناة على Telegram

⸽◞𝆊࣬ 𝖲̷𝗈𝗆𝖾𝗐̷𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗂̷𝗇 𝗍̷𝗁𝖾 𝖽̷𝖺𝗋𝗄, 𝗁̷𝗈𝗆𝖾 𝗂̷𝗌 𝗌̷𝗍𝗂𝗅𝗅 𝗌𝗎̷𝗇𝗋𝗂𝗌𝖾⸽ @Gmmtv12bot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
239
المشتركون
+624 ساعات
+337 أيام
+5730 أيام
أرشيف المشاركات
اگه اونا رو با ورژن جدیدشون بیشتر دوست داشته باشن چی...

تصور اینکه اگه یه روز تو این دنیا جز من دیگه کسی یادشون نیاشه چی....

همه خیلی راحت کنار اومدن باهاش و خیلیم راحت خداحافظی و تشکر کردن

منی که به عشق اعتقادی ندارم(برای خودم فقط*)

یک حس پوچی و یک حس سنگینی حس میکنم که اصلا قابل توصیف شدن نیست واقعا انگار تا یه جایی رفته باشیم و از همون نقطه سقوط کرده باشیم . حتی نمی‌دونم چطور بیان کنم چه حسی دارم در حالی که با اولین نگاه به جونگ دانک به کلمه ی عشق میرسیدم

اسم اکتبر میاد روح ازتنم از اول جدا میشه......

البته میکردم دردش کمتر بود

انگار با ده تا ماشین تصادف کردم....

احساس بی خانمان شده ها رو دارم.....

متاسفم اما بنده نمی‌پذیرم......

الان دارید بهم میگید 20اکتبر شده و واقعا حونگ دانک و ائو بوم نداریم...

زمان ایستاد؛ نگاهی خیره به فروریختنِ خانه‌ای که تنها مأوای آوارگی‌هایم در این ظلماتِ ناتمام بود. خانه‌ای بناشده از خاطراتی که زمانی تنها درخششِ جهانم بودند و حالا، در کالبدی تهی از معنا، یکی پس از دیگری فرومی‌ریختند. به یک‌باره، همه‌چیز آوار شد. خورشید بر فراز آسمان فرمانروایی می‌کرد، اما آسمان تاریک‌تر از هر شب بود. خورشید هنوز می‌درخشید، جهان انگار هنوز ادامه داشت، اما همه‌چیز در آخرین گرگ‌ومیشِ دردهای خویش محو می‌شد. آسمانی که دیگر آبی نبود؛ ابری که دیگر نمی‌بارید؛ و خانه‌ای که دیگر چیزی جز ویرانه‌هایش از آن باقی نمانده بود. آری، جهانی در میان جراحتی آکنده از درد ویران شده بود؛ جهانی که روزگاری پناهِ خویش را در خاطراتش می‌جست و حالا حتی از ویرانه‌های آن نیز گریزی نداشت. و در میان این همه ویرانی، انگار تنها چیزی که پایانی نداشت، درد بود.