خانه کتاب کالاگان
الذهاب إلى القناة على Telegram
نشانی: بندر انزلی- خیابان سیمتری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحهای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعهها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 127
المشتركون
+724 ساعات
+317 أيام
+21130 أيام
أرشيف المشاركات
2 141
«هر روز، فرصتی برای آموختن است.»
English:
Every day is an opportunity to learn.
🦢 نکته:
در انگلیسی، opportunity به معنای «فرصت» است و پس از آن معمولاً از ساختار to + verb استفاده میشود. بنابراین an opportunity to learn طبیعیترین معادل برای «فرصتی برای آموختن» است.
Français:
Chaque jour est une occasion d’apprendre.
🦢 نکته:
در فرانسوی، occasion و opportunité هر دو به معنای «فرصت» هستند؛ همچنین پس از آن از ساختار de + مصدر استفاده میشود: occasion d’apprendre.
[ کلمهی «اوکازیون» در مکالمات روزمرهی فارسی از همینجا میآید]
العربية:
كلُّ يومٍ فرصةٌ للتعلُّم.
🦢 نکته:
در عربی، فرصة به معنای «فرصت» و التعلُّم به معنای «یادگیری» است. ساختار فرصةٌ لـ… رایجترین شیوه برای بیان «فرصتی برای…» در زبان عربی است
2 141
«هر انتخابی، بهایی دارد.»
English:
Every choice has a price.
🦢 نکته:
در انگلیسی، choice به معنای «انتخاب» و price به معنای «بها» یا «هزینه» است. در این جمله، price الزاماً به معنای پول نیست، بلکه به پیامد یا هزینهای اشاره دارد که هر انتخاب با خود به همراه میآورد.
Français:
Chaque choix a un prix.
🦢 نکته:
در فرانسوی، prix هم به معنای «قیمت» و هم «بها» یا «هزینه» است. در این جمله، un prix معنایی استعاری دارد و به پیامد یا هزینهٔ هر انتخاب اشاره میکند، نه صرفاً ارزش مالی آن.
العربية:
لكلِّ اختيارٍ ثمنٌ.
🦢 نکته:
در عربی، ثمن به معنای «بها» یا «قیمت» است و میتواند هم معنای واقعی و هم معنای استعاری داشته باشد. استفاده از ساختار لكلِّ… («برای هر…») یکی از رایجترین و طبیعیترین شیوهها برای بیان مفهوم «هر …» در زبان عربی است.
2 141
Le temps qui change les êtres ne modifie pas l’image que nous avons gardée d’eux. Rien n’est plus douloureux que cette opposition entre l’altération des êtres et la fixité du souvenir…
زمان، آدمها را دگرگون میکند، اما تصویری را که از آنان در خاطر نگه داشتهایم، تغییر نمیدهد. هیچ چیز دردناکتر از این تضاد بین دگرگونیِ آدمها و ثباتِ خاطره نیست…
زمان بازیافته [جلد پایانی مجموعهی در جستجوی زمان از دست رفته] - مارسل پروست
2 141
«آدمی به امید زنده است.»
English:
Human beings live by hope.
🦢 نکته:
در انگلیسی کلاسیک، Man به معنای «نوع بشر» به کار میرفت؛ اما در انگلیسی امروز، برای پرهیز از ابهام با واژهٔ man (مرد)، معمولاً از human beings استفاده میشود.
Français:
L’être humain vit d’espoir.
🦢 نکته:
در فرانسوی، برای بیان «به امید زندگی کردن» معمولاً از ساختار vivre de استفاده میشود. بنابراین vit d’espoir طبیعیترین و دقیقترین معادل برای «به امید زنده است» است. ترجمهٔ تحتاللفظی با حروف اضافهٔ دیگر، مانند avec یا par، هرچند ممکن است قابل فهم باشد، اما در این معنا کاربرد رایج و متداول ندارد.
العربية:
يعيش الإنسانُ بالأمل.
🦢 نکته:
در عربی، الإنسان به معنای «نوع بشر» است و رایجترین معادل برای آن به شمار میرود. حرف اضافهٔ بِـ در بالأمل معنای «به امید» یا «با امید» را میرساند؛ بنابراین يعيش الإنسان بالأمل نزدیکترین معادل به جملهٔ فارسی «آدمی به امید زنده است» است.
2 141
یک جهان | چند زبان
از امروز، پنجرهای تازه در کالاگان باز میکنیم.
در «یک جهان، چند زبان» هر روز یک جملهی کوتاه فارسی را کنار ترجمهی آن به زبانهای دیگر میخوانیم؛ همراه با معنی و ترجمهی واژههای کلیدی.
سفری کوتاه میان زبانها؛ با این امید که هر واژه، پلی باشد برای نزدیکتر شدن به جهان!
2 141
خفتهها! زنگ چیز خوبی نیست
شیشهها! سنگ چیز خوبی نیست
وصلهها را به من بچسبانید
به شما انگ چیز خوبی نیست
کری از پیش یک سهتار گذشت
گفت: آهنگ چیز خوبی نیست
های! عاشق نشو نمیداني
که دلِ تنگ چیز خوبی نیست
گفته بودی که جنگ یعنی چه؟
پسرم! جنگ چیز خوبی نیست
شعر: امیرحسین اللهیاری
خوانش: میلاد کیمرام
2 141
کتابخوان | سوگل خلیق
در خوانش کتاب صوتی، تنها داشتن صدای خوب کافی نیست. کتابخوان باید بتواند بدون آنکه چیزی به متن اضافه یا از آن کم کند، احساس، ریتم و شخصیت روایت را به گوش مخاطب منتقل کند؛ مهارتی که حاصل شناخت متن، تسلط بر بیان و تجربهی اجراست.
سوگل خلیق از جمله کتابخوانهایی است که آثار صوتی متعددی را با همین رویکرد اجرا کرده است. مجموعهای از کتابهای صوتی با صدای او در فیدیبو در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
https://fidibo.com/contributors/49696-سوگل-خلیق
ویدئو مربوط به پشت صحنهی ضبط کتاب صوتی مثل همهی عصرهاست.
2 141
شما کتاب هدیه دهید؛ کالاگان آن را به دست خوانندهای میرساند که شاید دسترسی کمتری به کتاب داشته باشد؛
در بیمارستانها، خانههای سالمندان، مراکز نگهداری کودکان، مدارس روستاها، زندانها، پادگانها، میان دریانوردان و هر جای دیگری که کتاب، بیش از همیشه میتواند امیدآفرین باشد.
2 141
قصهی یک کتابفروشی | بارتز بوکس
گاهی یک کتابفروشی با اعتمادی که به آدمها دارد مشهور میشود، نه با قفسههایش.
در سال ۱۹۶۴، ریچارد بارتینزدیل در شهر اوهای (یکی از شهرهای ونتورا در ایالت کالیفرنیا، غرب امریکا) کتابفروشی کوچکی را افتتاح کرد که امروز آن را با نام Bart’s Books میشناسند؛ بزرگترین کتابفروشی روباز جهان.
اما چیزی که بارتز بوکس را به شهرت رساند، فقط دیوارهای بدون سقفش نبود. وقتی کتابفروشی تعطیل میشد، بخشی از قفسهها همچنان از کوچه قابل دسترسی بودند. اگر رهگذری نیمهشب کتابی را میخواست، کافی بود آن را بردارد و بهایش را داخل یک جعبه فلزی بیندازد.
نه صندوقداری در کار بود، نه دوربینی و نه کسی که مراقب باشد.
فقط اعتماد.
و بارتز بوکس به یکی از نمادهای شهر اوهای تبدیل شد؛ جایی که هنوز هم به آدمها یادآوری میکند بعضی چیزها، اگر با اعتماد شروع شوند، میتوانند سالها دوام آورند.
2 141
کتابخوان | هوتن شکیبا
یک کتاب صوتی حرفهای، حاصل همکاری گوینده، کارگردان/ ناظر ضبط، صدابردار و تدوینگر است. گوینده (کتابخوان) پیش از ضبط، متن را بهدقت میشناسد و روی تلفظ، مکث، لحن و ریتم روایت مسلط میشود.
به همین دلیل، تفاوت یک کتاب صوتی حرفهای با خوانشهای غیرتخصصی فقط در کیفیت صدا نیست؛ یک تلفظ اشتباه، تأکید نامناسب یا لحن نادرست میتواند معنای جمله، فضای داستان و حتی برداشت مخاطب از کتاب را تغییر دهد.
گاهی یک خوانش خوب، پُلی است میان نویسنده و شنونده؛ و یک خوانش ضعیف، مانعی برای رسیدن صدای واقعی نویسنده به مخاطب.
هوتن شکیبا یکی از این گویندگان حرفهای کتاب صوتی است که اجرای آثار متعددی را بر عهده داشته و مجموعهای از کتابهای صوتی او در فیدیبو در دسترس علاقهمندان است.
https://fidibo.com/contributors/48762-هوتن-شکیبا
ویدئو مربوط به پشت صحنهی ضبط کتاب صوتی تُتها در رادیو گوشه است.
2 141
معرفی نویسنده | نادر ابراهیمی
۱۳۱۵–۱۳۸۷. نویسنده، فیلمساز، روزنامهنگار و از پرکارترین چهرههای ادبیات معاصر ایران بود. او بیش از صد اثر در حوزههای رمان، داستان کوتاه، ادبیات کودک و نوجوان، سفرنامه، زندگینامه و جستار نوشت. از مشهورترین آثارش میتوان به آتش بدون دود، یک عاشقانه آرام، بار دیگر شهری که دوست میداشتم، چهل نامهٔ کوتاه به همسرم، ابن مشغله، ابوالمشاغل و مردی در تبعید ابدی اشاره کرد. نثر شاعرانه، نگاه انسانی و تأکید بر عشق، تعهد و امید، از ویژگیهای شاخص آثار اوست.
از متن کتاب چهل نامهی کوتاه به همسرم:
عظیمترین دروازههای اَبرشهرهای جهان را میتوان بست؛ اما دهانِ حقیر آن موجودی را که نتوانسته نیروهایش را در راستای تولیدِ مفید یا در خدمت به ملت، میهن، فرهنگ جامعه، و آرمان به کار گیرد، حتی برای لحظهیی نمیتوان بست. آیا میدانی با سازِ همگان رقصیدن، و آنگونه پایکوبیدن و گُل افشاندن که همگان را خوشآید و تحسین همگان را بر انگیزد، از ما چهچیز خواهد ساخت؟ عمیقاً یک دلقک؛ یک دلقکِ درباریِ دردمندِ دل آزرده، که بر دارِ رفتارِ خویشتن آونگ است- تا آخرین لحظههای حیات.
2 141
در نقاشى، لحظهاى هست
كه نقاش مىداند دیگر
تابلويش تمام شده.
چرايش را نمىداند.
فقط به ناتوانى ناگهانىاش
در ايجاد هرگونه تغيير
در تابلو اعتراف مىكند.
تابلو و نقاش، وقتى از هم جدا مىشوند كه ديگر به هم كمكى نمىكنند؛ وقتى كه تابلو ديگر نمىتواند چیزی به نقاش
ببخشد و نقاش ديگر نمىتواند
چيزى به تابلو اضافه كند.
كريستين بوبن | غير منتظره
2 141
قصهی یک ترانه | «سپاس از زندگی»
«سپاس از زندگی» را ویولتا پارا، شاعر و آهنگساز شیلیایی، در سال ۱۹۶۶ نوشت. کمتر از یک سال بعد، او در ۴۹سالگی به زندگی خود پایان داد. همین سرنوشت باعث شده است که برخی منتقدان و دوستداران موسیقی، این ترانه را نامهای برای خداحافظی با زندگی یا واپسین وداع او بدانند؛ هرچند هیچ سند معتبری وجود ندارد که نشان دهد ویولتا پارا هنگام نوشتن این اثر چنین نیتی داشته است.
شهرت جهانی این ترانه، بیش از هر چیز، مدیون اجرای مرسدس سوسا، خوانندهی بزرگ آرژانتینی است؛ اجرایی که «سپاس از زندگی» را از آمریکای لاتین به گوش میلیونها نفر در سراسر جهان رساند.
شاید راز ماندگاری این ترانه در همین تضاد نهفته باشد؛ اینکه شاعری که از دیدن، شنیدن، دوست داشتن و زیستن سپاس میگوید، سرانجام راه دیگری را برای پایان زندگی خود برمیگزیند. تضادی که هنوز، پس از نزدیک به شصت سال، این ترانه را به یکی از تأثیرگذارترین آثار موسیقی جهان تبدیل کرده است.
2 141
قصهی یک کتابفروشی | لیولاریا للو
سال ۱۹۰۶، در شهر پورتوی پرتغال، کتابفروشی Livraria Lello افتتاح شد؛ ساختمانی با پلکان چوبی سرخرنگ، شیشههای رنگی و سقفی که بیشتر به یک کلیسا یا قصر شباهت دارد تا یک کتابفروشی.
سالها بعد، شایعهای فراگیر شد که جی. کی. رولینگ هنگام زندگی در پورتو، از این کتابفروشی برای طراحی هاگوارتز الهام گرفته است.
رولینگ بعدها گفت این روایت اغراقآمیز است و هرگز مشتری دائمی آنجا نبوده است. با این حال، شایعه آنقدر مشهور شد که امروز هزاران نفر فقط برای دیدن همان پلکان وارد کتابفروشی میشوند.
گاهی یک داستان، حتی اگر واقعی هم نباشد، میتواند سرنوشت یک مکان را تغییر دهد.
موسیقی ویدئو: Porto Sentido» Rui Veloso
2 141
معرفی کتاب | خوابنامه
[نمایشنامه]
گاهی خوابها فقط تصویرهایی پراکنده از ذهن نیستند؛ میتوانند راهی باشند برای بازخوانی خاطره، تاریخ و آنچه در لایههای پنهان زندگی باقی مانده است.
«خوابنامه» نمایشنامهای از محمد چرمشیر است؛ اثری که تاریخ، ادبیات و سینما را در بستری از خواب و خیال به هم پیوند میزند. این نمایشنامه مخاطب را به فضای تهران قدیم میبرد؛ جایی که مرز میان واقعیت و رؤیا آرامآرام محو میشود و گذشته، همچون خوابی دور، دوباره جان میگیرد.
چرمشیر در این اثر، به جای روایت یک داستان خطی، با زبان و ساختاری شاعرانه، مخاطب را به سفری در حافظه و تاریخ میبرد؛ سفری که در آن خواب تبدیل به ابزاری برای دیدن چیزهایی میشود که در بیداری شاید فراموش شدهاند.
«خوابنامه» برای علاقهمندان به تئاتر و نمایشنامههایی است که بیش از آنکه فقط قصه تعریف کنند، فضایی برای فکر کردن و خیالپردازی میسازند.
این نمایشنامه را نشر نی منتشر کرده است.
2 141
+3
قصهی یک کتابفروشی | آکوا آلتا
در ونیز، شهری که هر از گاهی آب به خیابانهایش هجوم میآورد، یک کتابفروشی هست که با سیل نجنگیده؛ با آن کنار آمده است.
صاحب کتابفروشی Libreria Acqua Alta بهجای قفسههای معمولی، هزاران کتاب را داخل قایقهای گوندولا، وانهای قدیمی و حتی قایقهای پارویی میگذارد تا اگر آب بالا آمد، کتابها آسیب نبینند.
در حیاط پشتی هم پلکانی از کتابهای فرسوده ساختهاند که به کانال آب میرسد؛ کتابهایی که دیگر قابل فروش نبودند، اما دور هم ریخته نشدند.
در این کتابفروشی، حتی سیل هم بخشی از داستان است.
2 141
معرفی کتاب | یتیم عهد عتیق [نمایشنامه]
اگر به نمایشنامههایی علاقه دارید که مرز میان واقعیت، اسطوره و نماد را درهم میشکنند، «یتیم عهد عتیق» میتواند تجربهای متفاوت برایتان باشد.
این اثر تازهی فرهاد ناظرزاده کرمانی با عنوان فرعی «رنجنامهای شگفتکارانه در سه پرده» منتشر شده است. داستان در ظاهر در مهمانخانهی خانهای اعیانی میگذرد، اما با ورود شخصیتی رازآلود به نام «عتیق» ــ پیرمردی که گویی از دلِ عهد عتیق برخاسته است ــ فضای نمایش از واقعیت فاصله میگیرد و به جهانی تمثیلی، اسطورهای و فلسفی قدم میگذارد.
ناظرزاده کرمانی، که سالها از چهرههای تأثیرگذار آموزش و پژوهش تئاتر در ایران بوده، در این نمایشنامه نیز توجه ویژهای به زبان، فرم و امکانهای اجرایی متن دارد. «یتیم عهد عتیق» صرفاً برای خواندن نوشته نشده؛ متنی است که از همان سطرهای نخست، صحنه و بازیگر را در ذهن مخاطب زنده میکند. این نمایشنامه بیش از آنکه روایتی خطی باشد، دعوتی است به تأمل دربارهی قدرت، رنج، هویت و نسبت انسان امروز با اسطورهها؛ نمایشی که مخاطب را به خواندنی آرام و چندباره فرامیخواند.
این کتاب را نشر نی منتشر کرده است.
2 141
دختران شهر
به روستا فکر می کنند
دختران روستا
در آرزوی شهر می میرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک
می میرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچ کس به خانه اش نمی رسد
«گروس عبدالملکیان»
2 141
قصهی یک موزیکویدئو | وقتی کتاب، داستانِ صاحبش را مینویسد
در موزیکویدئوی Bachelorette از بیورک، زنی در دل طبیعت کتابی با عنوان «داستان من» پیدا میکند. او متوجه میشود کتاب، اتفاقات زندگی خودش را روایت کرده است؛ از کودکی تا روزی که کتاب را پیدا میکند. زن این کتاب را نزد یک ناشر میبرد، کتاب منتشر میشود و به موفقیتی بزرگ میرسد. اما وقتی داستان زندگی او تبدیل به نمایش میشود، مرز میان واقعیت و خیال، زندگی و اجرا، کمکم از بین میرود.
این ویدئو به کارگردانی میشل گوندری، شبیه یک رمان تصویری ساخته شده است؛ با دکورهای تئاتری تو در تو، صحنههایی که در دل صحنههای دیگر تکرار میشوند، تغییر اندازهی فضاها و بازی با مفهوم کتابی که خودش تبدیل به خالق داستان میشود.
«Bachelorette»
یک ماجرای واقعی نیست؛ قصهای سوررئال دربارهی قدرت روایت است؛ دربارهی کتابهایی که فقط داستانی دربارهی ما نمیگویند، بلکه گاهی ما را وادار میکنند داستان خودمان را دوباره بخوانیم.
شاید هر کتابفروشی جایی باشد برای پیدا کردن چنین کتابهایی؛ کتابهایی که منتظرند زندگی کسی را تغییر دهند.
