دومآن.
الذهاب إلى القناة على Telegram
داروساز/ از من، رو به هرکسی که میخواند.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
264
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-2330 أيام
أرشيف المشاركات
264
و مپوشان چهره با دستان خون آلود.
میشناسدت به صد نقش و نشان مردم.
میدرخشد زیر برق چکمههای تو
لکههای خون دامنگیر.
و به کوه و دشت پیچیدست
نام ننگین تو با هر مردهبادِ خلقِ کیفرخواه.
264
از اینجا خواهم رفت و فرقی نمیکند فانوسی داشته باشم یا نه. کسی که میگریزد از گم شدن نمیترسد.
264
یکجا ماندن، خستهام میکند. تمام مدت، گوشهای از ذهنم مشغول شمردنِ فاصلهی من تا رفتن است.
264
وقتی وارد اجتماع میشوم،
احساس سقوط اخلاقی به من دست میدهد.
حسی مثل گشتن دنبال عشق در فاحشهخانه.
