ar
Feedback
تاکستان انگور

تاکستان انگور

الذهاب إلى القناة على Telegram

نیلوفری که تاکستان شد!

إظهار المزيد
إيران139 943الفئة غير محددة
326
المشتركون
+224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+3930 أيام
أرشيف المشاركات
من آنلاین‌تر از آن هستم جان #خاهر خود. زیاد زحمت می‌کشی؛ ولی می‌بینم که عقده‌گک ات هیچ خالی نمی‌شود #مصورخان! 💔😂 #موقت

گفت:
شیرینی قند برای روزهای تلخ است و زیادش هم دل آدم را می‌زند. رزمایم! قشنگیِ تمام روزم! تو در سفره‌ی دلم "نمک" هستی. چاشنیِ تمام زنده‌گانی‌ام.

Repost from بهشت✨🌱
🤍🎨
🤍🎨

رفته‌ای، اما خیالی نیست زیرا باز هم من تو را یک روز خواهم دید! دنیا کوچک است هیمه

Repost from N/a
شعر: بهرام هیمه صدا: ساحل

♡....mp32.11 MB

صافی آب مرا یاد تو انداخت، رفیق! #سهراب_سپهری
صافی آب مرا یاد تو انداخت، رفیق! #سهراب_سپهری

photo content

زنده‌گی موسیقی گنجشک‌هاست؛ زنده‌گی باغ تماشای خداست... زنده‌گی یعنی همین! پروازها، صبح ها، لبخندها، آوازها... #سهراب_سپهری
زنده‌گی موسیقی گنجشک‌هاست؛ زنده‌گی باغ تماشای خداست... زنده‌گی یعنی همین! پروازها، صبح ها، لبخندها، آوازها... #سهراب_سپهری

اگنی باید نامه‌های بلندی را که در آن یک دخترِ خراسان پرستیده شده است، این‌جا پست کرده بگویم: "این‌گونه!" ولی بماند.. 🌚

ما که نتوانستیم، شما بنویسید عزیزان!

Repost from بهشت✨🌱
دیروز آخرین روز فراخوان ما در ارتباط با شماره‌ی دوم مجله‌ی گندمین برای جمع‌آواری روایت‌ «تاثیرات و‌دگرگونی‌های دو دوره حاکمیت طالبان بر روی زندگی زنان افغانستان» بود. تا کنون بیشتر از چهل روایت به دست ما رسیده است. ما این فراخوان را برای سه روز دیگر تمدید کردیم. دختران عزیزی که تصمیم به نوشتن روایت‌شان دارند، می‌توانند در این سه روز روایت‌های خود را بنویسند و برای ما بفرستند. عزیزانم بنویسید تا این روایت‌ها ثبت شوند.🤍✨

شبانگاهان که مَه می رقصد آرام میان آسمان گنگ و خاموش تو در خوابی و من مست هوسها تن مهتاب را گیرم در آغوش #فروغ_جان
شبانگاهان که مَه می رقصد آرام میان آسمان گنگ و خاموش تو در خوابی و من مست هوسها تن مهتاب را گیرم در آغوش #فروغ_جان

در این فکرم من و دانم که هرگز مرا یارای رفتن زین قفس نیست اگر هم مرد زندانبان بخواهد دگر از بهر پروازم نفس نیست #فروغ_جان
در این فکرم من و دانم که هرگز مرا یارای رفتن زین قفس نیست اگر هم مرد زندانبان بخواهد دگر از بهر پروازم نفس نیست #فروغ_جان

چند تا آرزوی سخت محال چند امیدِ رو‌ به مرگ و زوال تحت نام امید چند خیال از جهان مانع فرار من است #عبدالله_عزیزی
چند تا آرزوی سخت محال چند امیدِ رو‌ به مرگ و زوال تحت نام امید چند خیال از جهان مانع فرار من است #عبدالله_عزیزی

نمی‌دانم چه ربطی دارد؛ ولی این..🖤

شب عجیب و سنگینی هست! وزنه‌یی سنگینی روی سینه‌ام احساس می‌کنم و شبیه شب‌های سالِ پار می‌سوزم. یکی مادرش مُرد و دیگری برای دومین‌بار مادر خود را از دست داد. دیگری برای نمی‌دانم چندمین‌بار ناامید شد و به خط پایان می‌اندیشد و دیگری.. هفته‌ها می‌شد که حس می‌کردم خوب نیست و امشب اعتراف کرد این حس درست است و یکی هم دست شعر را فشرد. پیش از آن هم حس عجیبی روی سینه‌ام سنگینی می‌کرد و نمی‌دانم چیست. یک‌طوری که گویی، بخشی از وجودم در جای دور از من، شکسته! قامتش خمیده! سقوط کرده و نمی‌دانم‌.. نمی‌دانم هیچی نمی‌دانم؛ ولی امیدوارم خیر باشد!

🖤

Aap_Ki_Nazron_Ne_Samjha_Live_at_Berklee_Berklee_Indian_Ensem.m4a8.51 MB

بله، نمی‌توانم!
بله، نمی‌توانم!