ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

نَهان‌ْخانه‌یِ دل..

نَهان‌ْخانه‌یِ دل..

الذهاب إلى القناة على Telegram

غم‌َ‌ش در نَهان‌ْخانه‌یِ دل نشیند!

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
214
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
او غریب است! و آی شما که هوایِ یار را نفس می‌کشید؛ نزدیكِ ضریح... «یاجدّاه» اگر شنیدید از روی رجاء.. دست بر سینه بگذارید و... به جایِ همه‌ی آدم‌های غریب و دلتنگ... آمدن‌ش را بخواهید! #به_قلم_غریب

اگر در حوالیِ یار نفس می‌کشید به نیّتِ آن‌ها که در خیالِ یار نمی‌توانند نفس بکشند؛ بشنوید.

يا صاحب الزّمان أبد والله ما ننسىٰ حسيناه.

ما مُحتاجِ توئیم! -معنی

وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ!

فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ يااباعبدالله !

‏وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ

فریادِ واحُسینا پر شد در آن حوالی... طفلان به گریه گفتند؛ «جایِ رقیّة خالی!»

#اربعین #قرار حالا تنها مُشتی خاك.. فاصله انداخته میاِن من و تو .. چادرم را که یادت هست؟! آغشته به خونِ پاک کرده از... تنِ غرقِ خونِ خاکی‌ت! تو را میانِ چادرم به آغوش کشیده بودم.. حالا میانِ خاك به بغل می‌گیرمت.. خاك سرد است برای من اما خاك... داغ به دلم گذاشت برادر! داغی که سرد نمی‌شود داغی که حرارتش هزاران سال بعد هم آتش به پا می‌کند میانِ قلبِ آن‌ها ... که دوستت دارند !.. پ.ن : خاتون به آرام و قرارش رسید .. و این تصویر برای همیشه در دلِ تاریخ ثبت شد تصویر حَرَمی دلتنگ ! #به_قلم_غریب

رسالة صوتية00:21

#حکایت_فراق #خیال خیال، مثلِ مرگ است؛ از واقعیتِ زندگی نجاتت می‌دهد خیال، محال نیست؛ آن است و اتفاق می‌افتد فراق زده هم باشی اگر؛ راهی جُز خیال و خاطره نمی‌ماند برایت! من... خاطره‌هایم هم که تارِ تار... شاهراهِ خیال‌َم هم راستش را بخواهی دیگر نفس ندارد تا به تو برسد! من... به غم دوری از امامِ زمانم دوری از کربلا هم اضافه شده... من... حکایتِ فراق نوشتن‌م... تمامی ندارد انگار؛ از سمتِ تو اما... هرچه هست؛ آغوش است حسین! من مُحتاجم به تو... کارم از خاطره و خواب و خیال گذشته خودت را می‌خواهم.‌‌ خودِ خودت. نوشته‌اند «او» ... صدایش شبیه تو و... به لطافتِ نسیم است؛ من... صدایم در نمی‌آید؛ طاقتم طاق شده بگو صدایم بزند! بگو اینجا کسی نشسته که راه‌ها به اندازه‌یِ خستگی‌ش طولانی شدند؛ بگو اینجا کسی نشسته که بی‌خیال‌َش شدند آدم‌ها و.. می‌خواهد بی‌خیالِ همه تو را داشته باشد! بگو نشد... نشد اربعین برسد و... آمدنت را بخواهد! تو اما بخواه..‌ بخواه که برسی از راه بخواه که برسد به تو. #به_قلم_غریب غریب. پ.ن؛ به غم دوری از امام زمان دوری از کربلا اضافه شده تو که از حالِ ما خبر داری به خدا ! نوکرت کلافه شده.

لعنت به وضعِ دور زِ دلدار زیستن.

می‌خوام بیام پیش‌‌ت! سلامِ از تو خونه یعنی چی؟!..

#پادکست شماره ۶ : خیال! تاریخ : شبِ اربعین صفرالمظفر ۱۴۴۷ زمان : وقتِ هر دلتنگی مکان : دور از کربلاء ! احوال: لطفاً چشم‌های‌تان را ببندید و بی‌خیالِ همه... دست به دامنِ خیال شوید! اگر در همان #آن و حوالی دست‌تان به خنکایِ فلزِ ضریح رسید... برای آرامش قلب صاحب‌عزا دعا کنید .. و از یار... آمدنش را بخواهید .. #به_قلم_غریب برای #غریب کربلاء. پ.ن؛ با هندزفری بشنوید.

ای كه دستت میرسد بر زُلفِ یار در حضورش نامِ ما را هم بیار ..

-امشب؟! +تمومِ دارایی‌م خیال کردنـ‌مه!

قلبم اینجاست .. تمام ضربان‌ش آنجا !

-کیف احوال؟! -دیگران روی تو می‌دیدند و ... من می‌سوختم !

آسیدحسین‌‌آقا می‌فرمود؛ «فقط امام زمان علیه‌السلام! بقیه هیچ...» پ.ن؛ شادیِ روح پیرغلام اباعبدالله مرحوم آسیدحسین‌آقا عرب بفرمایید یاحسین‌مظلوم