نَهانْخانهیِ دل..
Открыть в Telegram
غمَش در نَهانْخانهیِ دل نشیند!
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
214
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
-230 дней
Архив постов
او غریب است!
و آی شما که هوایِ یار را
نفس میکشید؛
نزدیكِ ضریح...
«یاجدّاه» اگر شنیدید
از روی رجاء..
دست بر سینه بگذارید و...
به جایِ همهی آدمهای غریب و دلتنگ...
آمدنش را بخواهید!
#به_قلم_غریب
اگر در حوالیِ یار نفس میکشید
به نیّتِ آنها که در خیالِ یار
نمیتوانند نفس بکشند؛ بشنوید.
وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
وَ أَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ!
وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ
لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ
وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ
#اربعین
#قرار
حالا تنها مُشتی خاك..
فاصله انداخته میاِن من و تو ..
چادرم را که یادت هست؟!
آغشته به خونِ پاک کرده از...
تنِ غرقِ خونِ خاکیت!
تو را میانِ چادرم
به آغوش کشیده بودم..
حالا میانِ خاك به بغل میگیرمت..
خاك سرد است
برای من اما خاك...
داغ به دلم گذاشت برادر!
داغی که سرد نمیشود
داغی که حرارتش هزاران سال بعد هم
آتش به پا میکند میانِ قلبِ آنها ...
که دوستت دارند !..
پ.ن :
خاتون به آرام و قرارش رسید ..
و این تصویر برای همیشه
در دلِ تاریخ ثبت شد
تصویر حَرَمی دلتنگ !
#به_قلم_غریب
#حکایت_فراق
#خیال
خیال، مثلِ مرگ است؛
از واقعیتِ زندگی نجاتت میدهد
خیال، محال نیست؛
آن است و اتفاق میافتد
فراق زده هم باشی اگر؛
راهی جُز خیال و خاطره نمیماند برایت!
من...
خاطرههایم هم که تارِ تار...
شاهراهِ خیالَم هم راستش را بخواهی
دیگر نفس ندارد تا به تو برسد!
من...
به غم دوری از امامِ زمانم
دوری از کربلا هم اضافه شده...
من...
حکایتِ فراق نوشتنم...
تمامی ندارد انگار؛
از سمتِ تو اما...
هرچه هست؛ آغوش است حسین!
من مُحتاجم به تو...
کارم از خاطره و خواب و خیال گذشته
خودت را میخواهم.
خودِ خودت.
نوشتهاند «او» ...
صدایش شبیه تو و...
به لطافتِ نسیم است؛
من...
صدایم در نمیآید؛ طاقتم طاق شده
بگو صدایم بزند!
بگو اینجا کسی نشسته
که راهها به اندازهیِ خستگیش
طولانی شدند؛
بگو اینجا کسی نشسته
که بیخیالَش شدند آدمها و..
میخواهد بیخیالِ همه
تو را داشته باشد!
بگو نشد...
نشد اربعین برسد و...
آمدنت را بخواهد!
تو اما بخواه..
بخواه که برسی از راه
بخواه که برسد به تو.
#به_قلم_غریب غریب.
پ.ن؛
به غم دوری از امام زمان
دوری از کربلا اضافه شده
تو که از حالِ ما خبر داری
به خدا ! نوکرت کلافه شده.
#پادکست شماره ۶ : خیال!
تاریخ : شبِ اربعین
صفرالمظفر ۱۴۴۷
زمان : وقتِ هر دلتنگی
مکان : دور از کربلاء !
احوال:
لطفاً چشمهایتان را ببندید
و بیخیالِ همه...
دست به دامنِ خیال شوید!
اگر در همان #آن و حوالی دستتان
به خنکایِ فلزِ ضریح رسید...
برای آرامش قلب صاحبعزا دعا کنید ..
و از یار... آمدنش را بخواهید ..
#به_قلم_غریب
برای #غریب کربلاء.
پ.ن؛
با هندزفری بشنوید.
آسیدحسینآقا میفرمود؛
«فقط امام زمان علیهالسلام!
بقیه هیچ...»
پ.ن؛
شادیِ روح پیرغلام اباعبدالله
مرحوم آسیدحسینآقا عرب
بفرمایید یاحسینمظلوم
