ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

مشاور کنکور|پرتو

مشاور کنکور|پرتو

الذهاب إلى القناة على Telegram

پرتو کنکور💡 رزرو مشاوره:👇👇 @Moshavere_partoo ربات ناشناس 👇👇 @Nashenas_partoobot هر موفقیتی با یک پرتو امید آغاز می‌شود. اینجا کنار هم، قدم‌به‌قدم تا دانشگاه رؤیاهایت پیش می‌ریم. 🌱📖

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
7 147
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-1 4287 أيام
-3 21830 أيام
أرشيف المشاركات
معرفت و ذاتش از خیلی ها بیشتره 😊
معرفت و ذاتش از خیلی ها بیشتره 😊

#تکست
#تکست

اون شبی که فکرشو می‌کنی این دیگه با همه فرق داره تا صبح می‌شینید با همدیگه درد دل... فقط خواستم بگم نه تنها که فرق داره و کاری باهات می‌کنه که دیگه به آدم قبلی برنگردی

#تکست
#تکست

عاشق کافه هایی ام که همچنین وایبی میدن☕
عاشق کافه هایی ام که همچنین وایبی میدن☕

قرن ها بعد اگر قبرِ مرا نبش کنند کفنی نیست، تنی نیست، ولی بوی تو هست‌ هادی_معراجی‌
#شعر

#تکست
#تکست

واو... شماهم نوازنده سنتوری؟🥹

اشتیاقی نیست در خلقی که بی جان می‌شود عشق، در این سرزمین قربانی نان می‌شود..! #شعر
اشتیاقی نیست در خلقی که بی جان می‌شود عشق، در این سرزمین قربانی نان می‌شود..!
#شعر

وقتی حالت بده چیکار می‌کنی... +من

#شعر
#شعر

#تکست
#تکست

شب...! برا چی بیداری؟؟ t.me/HidenChat_Bot?start=8149200151 به چی فکر میکنی

رسالة صوتية00:23

داستایوفسکی عزیزم میگه: آدم‌ها سخنان زیبایی راجع‌به شما دارند منتها اول باید بمیرید.
#تکست

از اینکه داره زندگیم دوباره نظم میگیره خوشحالم دارم و دوباره به خود سابقم بر میگردم ولی مطمئنم ایندفعه دیگه اتفاقی مانند جنگ رخ بده خیلی سخت خیلی سخت میتونم بر گردم به خودم در حال حاضر حس یک پیروزی بزرگ. و دارم در یک نبرد بزرگ آره در نبرد با خود خسته و نا امیدم بالاخره پیروز شدم و برگشتم.
#تکست

406_114480517977872.mp310.44 MB

از منی که بیشتر از شما شاید زخم خوردم. اونی باهات حال کنه ، خودش بهت توجه میکنه ، تو شرایطی قرارت نمیده که فکر کنی مزاحمی و ... هزار تا فکر . دم دستی نباش . خیلیا برای اینکه فقط حوصلشون سر می‌ره میان و خاطره میسازن. ولی دریغ از حرفای ناگفته....

عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند؛ هردو از احساس نفرت پر شدند... دل به چشمان کسی، وابسته بود؛ عقل، از این بچه بازی خسته بود.. حرف حق با عقل بود اما چه سود؛ پیش دل حقانیت مطرح نبود... دل به فکر چشم مشکی فام بود:) عقل آگاه از خیال خام بود؛ عقل با او منطقی رفتار کرد.. هرچه دل اصرار، عقل انکار کرد! کشمکش ها بینشان شد بیشتر؛ اختلافی بیشتر، از پیشتر.. عاقبت عقل از سر عاشق پرید؛ بعد از آن چشمان مشکی را ندید.. تا به خود آمد بیابانگرد بود؛ خنده بر لب از غم این درد بود :)

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهء من   آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابي ست هوا؟  يا گرفته است هنوز ؟ من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است   آفتابي به سرم نيست  از بهاران خبرم نيست  آنچه مي بينم ديوار است آه اين سخت سياه  آن چنان نزديك است  كه چو بر مي كشم از سينه نفس  نفسم را بر مي گرداند ره چنان بسته كه پرواز نگه  در همين يك قدمي مي ماند  كورسويي ز چراغي رنجور  قصه پرداز شب ظلماني ست نفسم مي گيرد   كه هوا هم اينجا زنداني ست  هر چه با من اينجاست   رنگ رخ باخته است آفتابي هرگز  گوشه چشمي هم بر فراموشي اين دخمه نينداخته است  اندر اين گوشه خاموش فراموش شده كز دم سردش هر شمعي خاموش شده  یاد رنگيني در خاطرمن گريه مي انگيزد  ارغوانم آنجاست  ارغوانم تنهاست  ارغوانم دارد مي گريد چون دل من كه چنين خون ‌آلود  هر دم از ديده فرو مي ريزد ارغوان   اين چه راز ي است كه هر بار بهار با عزاي دل ما مي آيد ؟   كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است  وين چنين بر جگر سوختگان   داغ بر داغ مي افزايد ؟ ارغوان پنجه خونين زمين  دامن صبح بگير  وز سواران خرامنده خورشيد بپرس  كي بر اين درد غم مي گذرند ؟  ارغوان خوشه خون   بامدادان كه كبوترها  بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند  جان گل رنگ مرا بر سر دست بگير به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب كه هم پروازان  نگران غم هم پروازند ارغوان بيرق گلگون بهار  تو برافراشته باش شعر خونبار مني  ياد رنگين رفيقانم را  بر زبان داشته باش   تو بخوان نغمه ناخوانده من ارغوان شاخه همخون جدا مانده من #هوشنگ_ابتهاج