مَکا
الذهاب إلى القناة على Telegram
گاهی یک بیت شعر، تمامِ حرفهای نگفتهی ماست... 🥀 📖 شعر | ادبیات فارسی | 🖋️ پناهی برای دلهای اهلِ کلمه
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
6 551
المشتركون
-1924 ساعات
-1797 أيام
-3 00330 أيام
جارٍ تحميل البيانات
القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أكتوبر '26أكتوبر '26
أكتوبر '26
+5
في 1 قنوات
سبتمبر '260
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '26
+9 867
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+3 325
في 33 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+4 733
في 68 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 29 أكتوبر | 0 | |||
| 28 أكتوبر | +5 | |||
| 27 أكتوبر | 0 | |||
| 26 أكتوبر | 0 | |||
| 25 أكتوبر | 0 | |||
| 24 أكتوبر | 0 | |||
| 23 أكتوبر | 0 | |||
| 22 أكتوبر | 0 | |||
| 21 أكتوبر | 0 | |||
| 20 أكتوبر | 0 | |||
| 19 أكتوبر | 0 | |||
| 18 أكتوبر | 0 | |||
| 17 أكتوبر | 0 | |||
| 16 أكتوبر | 0 | |||
| 15 أكتوبر | 0 | |||
| 14 أكتوبر | 0 | |||
| 13 أكتوبر | 0 | |||
| 12 أكتوبر | 0 | |||
| 11 أكتوبر | 0 | |||
| 10 أكتوبر | 0 | |||
| 09 أكتوبر | 0 | |||
| 08 أكتوبر | 0 | |||
| 07 أكتوبر | 0 | |||
| 06 أكتوبر | 0 | |||
| 05 أكتوبر | 0 | |||
| 04 أكتوبر | 0 | |||
| 03 أكتوبر | 0 | |||
| 02 أكتوبر | 0 | |||
| 01 أكتوبر | 0 |
منشورات القناة
هر بار که باران میبارد بدون چتر میرم و زیر اشک های ابر ها اشک میریزم مثل دیوانه ها دستانم را باز میکنم و میچرخم آیا فکر میکنید دیوانه ام ؟ آری دیوانه زیبا ترین مخلوق خدا هستم که خدا او را به من نمیدهد.
| 2 | mahyar_naameh.mp3 | 1 |
| 3 | لا يوجد نص... | 175 |
| 4 | فکت نامحبوب:
آدما بیشتر عاشق افرادی میشن که رسیدن بهشون برای اونا غیر ممکنه.
| 427 |
| 5 | نه راحت از فلک جویم، نه دولت از خدا خواهم
وگر پرسی چه میخواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم.
-رهی معیری. | 503 |
| 6 | وطن لازم نیست حتما سرزمین بزرگی باشد!
گاهی مساحت کوچکی است، در حد فاصل دو شانه | 380 |
| 7 | چهره آرامی داشت چهره ای که پشتش احساسات زیادی در جریان بود حیوانات دوستش داشتند آدم ها با او درد و دل میکردند آدم ها کنارش گریه میکردند اما یک مشکلی وجود داشت او حاضر بود همه چیزش را بدهد تا یک نفر دوستش داشته باشد ولی همان کس تنها کسی بود که دوستش نداشت | 492 |
| 8 | آرزو داشتم کنارت باشم و در یکی از کافه های تهران رو به رویت مینشستم و آنقدر بدون پلک نگاهت میکردم که چشمانم هم رنگ خونم شود بعدش به باغ فردوس میرفتیم و کنارت راه میرفتم و آنقدر یواش راه میرفتم که از تکتک لحظاتم کنار تو نهایت لذت را ببرم در آخر به بام تهران میرفتیم و این شهر بزرگ و بیرحم راه نگاه میکردیم. آیا خواسته زیادی است خدای من ؟ | 566 |
| 9 | من میگویم ادبیات زیباست میپرسی چرا؟
میگویم وقتی عاشقم نامه های شاملو به آیدا را میخوانم
وقتی دلم برای کسی تنگ است اشعار فروغ فرخزاد را میخوانم
وقتی رک ایرانی ام باد میکند شاهنامه میخوانم
وقتی دلم میخواهد خدا را بهتر بشناسم عطار را میخوانم
آیا هنوز باور نکردی زیبا ترین چیز در این دنیا ادبیات است؟
یادداشت های شبانه | 643 |
| 10 | لا يوجد نص... | 629 |
| 11 | من چجوری باید ثابت کنم بهت من مجازی با من حضوری زمین تا آسمون فرق دارم چجوری باید ثابت کنم شاید به اون بدی که تو مجازی هستم تو حضوری نیستم شاید درباره شرایطم یکسری دروغ های کوچکی گفته باشم چرا بهم فرصت ندادی چرا هیچ فرصتی بهم ندادی چرا؟ | 486 |
| 12 | خیلیا ازم پرسیدن شغلت چیه؟!
عزیزم من کشاورزم؛ محبت میکارم تو زمین بقیه تنفر، حسادت، دشمنی برداشت میکنم... | 463 |
| 13 | Remember:
وقتی فهمیدی که اولویتش نیستی، دیگه نجنگ. | 472 |
| 14 | 1:20 | 4 |
| 15 | Ali Zand Vakili - Ghamgintarin Ahang.mp3 | 6 |
| 16 | به نظرم یکی از بزرگترین مشکلاتی که جامعه فعلی داره اینه که خیلی ها به بلوغ جسمی رسیدن اما به بلوغ عقلی نه که این بلوغ عقلی به شاخه های مختلفی تقسیم میشه مثل بلوغ رابطه عاطفی، بلوغ شکست خوردن و حتی بلوغ به جایگاه خوبی رسیدن خیلی آدم بیست سی ساله وجود داره که هنوز به خیلی از این بلوغ ها نرسیدن و سن عقلیشون نصف سن جسمیشون هست.
یادداشت های من | 257 |
| 17 | هیچ وزنه ای سنگین تر از بلند کردن خودت توی مزخرف ترین حالت روحی نیست اما باید ادامه داد با اشک با بغض با روحی نابود شده و قلبی پاره شده با مغری آشفته باید ادامه داد در این جهنم تاریک. | 340 |
| 18 |
«اهلِ همراهی هستی؟ یا پیشاپیش رفتن؟
یا راهِ خود را رفتن؟
باید بدانی که چه میخواهی
و اینکه میخواهی.»
نیچه؛ غروب بتها | 271 |
| 19 | رفتم کتابفروشی، «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد» رو برداشتم و دیدم قیمتش رو زده 670. حقیقتا دیدم زیادی مهم برام نیست ورونیکا بخواد بمیره یا نه. | 278 |
| 20 | جدی سعی کنید خودتون باشید؛ اگه کسی هم خوشش نیومد، به درک. به قول خانم ساگان، اینجا که کارخونهی مجسمهسازی نیست،. | 618 |
