ㅤ𝘖𝘤𝘵𝘰𝘣𝘦𝘳 𝘴𝘬𝘺
الذهاب إلى القناة على Telegram
348
المشتركون
+124 ساعات
-77 أيام
+1430 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from ྀ⃝ ๋ྀ 𝙎𝐞𝐥𝐞𝐧𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐞
2:11 🍪🧋
Целуйся правильно, разгорайся пламенем, будто это мания Нечем остановить, да, так чтобы заставила Чувствовал, как плавило даже с лицом каменным Мысленно остуди сто дней и ночей
Repost from ྀ⃝ ๋ྀ 𝙎𝐞𝐥𝐞𝐧𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐞
پاکسازی‼️
اگر اینجا رو چک و پروموت میکنید این پیام رو فوروارد کنید + ID
من فولدرم رو بر اساس فور هاتون اپدیت میکنم .
از چنل های روح لفت میدم
چنل های جدید ببینم جوین میشم
جوین باشید چک میشه ستاره ها ✨
Repost from ପ ˙. ꒷ᐯᥲꪀɩᥣᥣɑ ᷒ ᷭᥴһꫀᥴꮶꫀ𝗋ꫀᖱ 𖦹˙—
"کاغذی برای فصلِ نرسیدن"
همیشه فکر میکردم اگر یک روز بخواهم تو را فراموش کنم، باید از جایی شروع کنم که هیچ خاطرهای از تو ندارد. برای همین آن عصر، تمام راه را تا آن طرف شهر رفتم. جایی که هیچوقت با هم نرفته بودیم، هیچ کافهای اسم تو را به یادم نمیآورد و هیچ کوچهای مرا پرت نمیکرد وسط یکی از حرفهای نصفهنیمهمان. اما هرچه بیشتر راه میرفتم، بیشتر میفهمیدم که مشکل از شهر نیست. تو همهجا بودی. در آهنگی که از پنجرهی یک مغازه میآمد، در بوی بارانِ روی آسفالت، حتی در بچهی کوچکی که از کنارم رد شد و موهایش را درست مثل تو پشت گوشش زد. آخرش خسته شدم و روی نیمکتی نشستم. از جیبم همان کاغذ کوچکی را بیرون آوردم که سه شب بود همراه خودم میبردم. بالایش نوشته بودم: «چیزهایی که میخواستم به تو بگویم.» پایینش اما هیچ چیز نبود. سه شب بود میخواستم بنویسم، و هر بار فقط اسم تو گوشهی صفحه میآمد و بعد، کاغذ را میبستم. این بار هم چیزی ننوشتم. فقط کاغذ را تا کردم و گذاشتم لای کتابی که همیشه دوست داشتی. قرار بود فردا کتاب را به تو بدهم و بگویم اتفاقی پیدایش کردم. شاید میفهمیدی. شاید هم نه. ولی من دوست داشتم برای یک بار هم که شده، دوست داشتنت را به جای حرف زدن، به شکل یک راز کوچک قایم کنم. بعضی آدمها را نمیشود فراموش کرد. فقط میشود دوست داشتنشان را جایی گذاشت که هر وقت دلمان برایشان تنگ شد، دوباره پیدایش کنیم.
