ପ ˙. ꒷ᐯᥲꪀɩᥣᥣɑ ᷒ ᷭᥴһꫀᥴꮶꫀ𝗋ꫀᖱ 𖦹˙—
الذهاب إلى القناة على Telegram
🪷 ๑ ﹕𝖫𝖾𝗍'𝗌 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝖻𝗎𝗇𝗇𝗂𝖾𝗌 ૮ ˙Ⱉ˙ ა! https://t.me/starbunbun Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.
إظهار المزيد186
المشتركون
-224 ساعات
-47 أيام
+130 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+25
في 10 قنوات
يونيو '26
+70
في 5 قنوات
Get PRO
مايو '26
+7
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+25
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+3
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+2
في 4 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+30
في 16 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+514
في 34 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+46
في 8 قنوات
Get PRO
مايو '25
+26
في 13 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+122
في 16 قنوات
Get PRO
مارس '25
+134
في 23 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+178
في 25 قنوات
Get PRO
يناير '25
+212
في 8 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+75
في 8 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+180
في 26 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+98
في 24 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+103
في 30 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+93
في 30 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 29 يوليو | 0 | |||
| 28 يوليو | 0 | |||
| 27 يوليو | 0 | |||
| 26 يوليو | 0 | |||
| 25 يوليو | +1 | |||
| 24 يوليو | 0 | |||
| 23 يوليو | 0 | |||
| 22 يوليو | +1 | |||
| 21 يوليو | +2 | |||
| 20 يوليو | 0 | |||
| 19 يوليو | 0 | |||
| 18 يوليو | +2 | |||
| 17 يوليو | 0 | |||
| 16 يوليو | +1 | |||
| 15 يوليو | 0 | |||
| 14 يوليو | 0 | |||
| 13 يوليو | +3 | |||
| 12 يوليو | +3 | |||
| 11 يوليو | 0 | |||
| 10 يوليو | +1 | |||
| 09 يوليو | +4 | |||
| 08 يوليو | +4 | |||
| 07 يوليو | 0 | |||
| 06 يوليو | +1 | |||
| 05 يوليو | 0 | |||
| 04 يوليو | 0 | |||
| 03 يوليو | 0 | |||
| 02 يوليو | 0 | |||
| 01 يوليو | +2 |
منشورات القناة
| 2 | شاید گذشته هیچوقت از بین نره؛ فقط کمکم جاش از وسط زندگی به گوشه ای تز خاطرهها منتقل میشه | 10 |
| 3 | شاید گذشته هیچوقت از بین نره؛ فقط کمکم جاش از وسط زندگی، به گوشهای از خاطرهها منتقل میشه | 1 |
| 4 | نه، خاطرهی مشخصی نیست. بیشتر یه داستان بود که موقع نوشتن، کمکم شکل گرفت. خوشحالم حس واقعی بهتون منتقل کرده(: | 10 |
| 5 | (: | 10 |
| 6 | ممنونم... خیلی خوشحالم که همین حس بهتون منتقل شده | 10 |
| 7 | sticker.webp | 1 |
| 8 | درد ماست که مارو جلو حل میده ، موندن توی گذشته .. دری که راه آیندهاس رو قفل میکنه و هرچقدر هم بخوای تا زمانی که دلت از تصمیمش برنگرده ، امیدی هم به خوب شدنش نیست | 9 |
| 9 | ولی میزان تسلطت رو متن .. این. یکی از خاطراتته؟ | 9 |
| 10 | منو یاد شعرای رهی انداخت .. مخصوصا
تصنیف ای ساربان | 9 |
| 11 | واقعا به آرامشی که روح این مملکتو برگردونه محتاجیم..
هاح هر لحظه داره بدتر میشه | 8 |
| 12 | چقدر لطیف | 7 |
| 13 | لا يوجد نص... | 8 |
| 14 | اسمشونو که میبینم گریهم میاد | 11 |
| 15 | باورم نمیشه چیکار دارن میکنن(: | 11 |
| 16 | نمیدونم بعد از خوندن این متن و شنیدن اون ترانه، چه حسی داشتید..
اگه چند دقیقه توی دنیای این پست موندید، خیلی دوست دارم بدونم آخرش چی باهاتون موند. یه جمله؟ یه تصویر؟ یا شاید فقط یه حس که نتونستید براش اسمی پیدا کنید.
راستش خوندن نظرهای شما برای من خیلی قشنگه. اگه دوست داشتید، برام بنویسید این پست چه حسی بهتون داد | 13 |
| 17 | لا يوجد نص... | 13 |
| 18 | نامهای که هرگز نرسید..؛
هر عصر برای خودم چای میریختم. همیشه با خودم میگفتم این بار تا آخر گرم میماند، اما مثل روزهای قبل، وقتی دوباره به فنجان نگاه میکردم، بخارش رفته بود. انگار زمان فقط برای همین لحظهها عجله داشت؛ برای سرد شدن چای، برای رنگ باختن گلهای روی میز و برای خاک گرفتن نامهای که هیچوقت جرئت نکردم بفرستم.
بارها پاکتش را باز کردم، چند خط نوشتم، دوباره خط زدم و از اول شروع کردم. هر بار فکر میکردم شاید این آخرین بار باشد، شاید این بار بالاخره به دستت برسد. اما آخرش فقط تا میشد و دوباره همان گوشهی میز برمیگشت؛ جایی که کمکم از خودم بیشتر به آن عادت کرده بودم.
گاهی خیال میکنم اگر سالها بعد، کاملاً اتفاقی، دوباره همدیگر را ببینیم، فقط یک خواهش از تو دارم؛ از گذشته چیزی نپرس. نپرس این سالها چطور گذشت، نپرس چند بار اسمت را نوشتم، نپرس چند بار خواستم فراموشت کنم و نشد. بعضی چیزها را نمیشود با کلمه توضیح داد. سکوت، از هر جوابی صادقتر است.
آخرین باری که نامت را نوشتم، تازه فهمیدم تمام این مدت مشغول نوشتن یک نامهی عاشقانه نبودم. داشتم آرامآرام با تمام روزهایی خداحافظی میکردم که خیال میکردم قرار است کنار هم پیر شویم. شاید برای همین هیچوقت نفرستادمش؛ بعضی نامهها اگر به مقصد برسند، دیگر چیزی از رؤیا باقی نمیماند.
هنوز هم گاهی همان فنجان را پر میکنم، همان گلها را روی میز میگذارم و بیاختیار نگاهم به همان نامه میافتد. نه به این امید که روزی بخوانیش، فقط برای اینکه یادم نرود بعضی آدمها میروند، اما بعضی دوستداشتنها، بیصدا، سالها در همان گوشهی دل میمانند. | 31 |
| 19 | روزی اگر برگشتی⋆˚𝄞₊ | 29 |
| 20 | sticker.webp | 13 |
