Cerulean ✨
الذهاب إلى القناة على Telegram
Tiny discoveries, quiet days, and the journey to becoming a doctor 🩵🌷☕️🫧📖
إظهار المزيد381
المشتركون
+624 ساعات
+117 أيام
+4330 أيام
أرشيف المشاركات
381
باید بگم که
رابطه من با درسام مثل یه فرد با پارتنر توکسیکه که هر بلایی سرش میاره باز میمونه به امید اینکه بلخره یه روزی درست شه این وضع 🤕🤧
گمونم دچار سندرم استکهلم شدم 😆
381
یاد یه خاطره از زمان کارشناسیم افتادم گفتم بیام تعریف کنم براتون.
سال ۹۹ مرداد ماه بود که برای تکمیل آمار زایمان شیفت شب بودم بیمارستان.
یه نیو اومد لیبر و کاراشو کردیم و من زایمانشو گرفتم. هی بهش میگفتم مامان جان این کارو بکن مامان جان اون کارو بکن. رفتم پروندش رو چک کردم و دیدم که ۱۵ سالشه و یه ترک خوردم 😂 اونموقع خودم ۲۲ سالم بود.
بعد درداش که زیاد شد هی شوهرش رو به نیکی یاد میکرد 👀 (الفاظی که به کار میبرد قابل پخش نیست 😶🌫)
بعد پرسیدم چرا اینقد ناراحتی و کاشف به عمل اومد زایمان دومشه و زایمان اولشم تقریبا ۱۸ ماه قبل بوده 🫠
خلاصه که متعجب به کارم ادامه دادم و داشتم فک میکردم در حالی که من در ۲۲ سالگی فکر درس و کتاب و هایلایتر و اینامم ایشون در این سن بچه دومش اول ابتداییه و چقد دنیای آدما متفاوته 🫧
پن۱ : نیو منظورم مراجع جدید بخش بود
پن۲ : به بلوک زایمان میگن لیبر
پن۳ : من هنوزم تو همون وضعم و الان دیگه دوستای خودمم سر زندگیشونن و بچه دارن 😂
پن۴ : اینکه کِی قراره دچار دغدغههای جدید و متفاوت بشم و کل زندگیم درس و کار نباشه رو هم خدا میدونه 😅
381
Repost from مثلاً روانشناسم!
برای کنکور ارشد در حدی خوندم که میفهمم گزینه یک و دو غلطه. ولی در حدی نخوندم که بفهمم بین سه و چهار کدوم درسته.
-Hossein
381
اینقد این مدت جمعه داشتم دیگه یادم نمیاد امروز چندمین روز غیر جمعهایه که حس جمعه داره🫠
381
حوصلم سر رفته و رفتم کانالای دیگه رو همههه رو چک کردم👀
خوشگلاشو فرستادم اینجا شمام ببینین
اونی هم که شنبه امتحان داره هیچی نخونده عمه عزیزمه ✋🏻🚶🏻♀
381
Repost from جایی برای ما🌱
الان امدم ریکاوری اتاق عمل نوزاد هامو معاینه کنم یکی از مامان ها رو دیدم خیلی کوچولو بود گفتم متولد چندی !؟ گفت: ۹۰ :)
اینو داشتم تحلیل میکردم توی ذهنم که گفت بچه دوممه :)))))
381
Repost from زرافهها نمیخوابند.
از «مردهغم» خوشم نمیاد!
مثل «مرده درد» میمونه!
یه دردی که واقعا نمیشه بهش گفت «درد».
نمیشه براش کار خاصی کرد. هر کسی ازت میپرسه نمیتونی یه شرححال دقیق از دردت بهش بدی!
نمیتونی دقیق بگی کجا، به چه علت، چه مدلی درد میکنه؟!
«مرده غم» هم همینطوره!
اسمش ساختهی ذهن خودمه.
من دچار «مردهغم»ام…
دلم نمیخواد روزای زندگیم رو برای مردهغم از دست بدم.
شب دو سه بار برای بدحالیِ مریضم بیدار شدم و تا CCU رفتم. صبح اما وقتی بیدار شدم که برم سر ویزیت با خودم گفتم رها کن. رها کردم.
نگفتم «کمکم کن» که میدونم اشتباه کردم. که میدونم خوبه آدم کمک بخواد از آدمای دور و برش.
ولی نگفتم.
انقدر سر ویزیت چرت و پرت گفتم و خندیدم که خودمم باورم شد خوشحالم.
از «مرده غم» بیزارم!
از «مرده درد» بیزارم!
از «مرده عشق»
از «مرده محبت» هم!
381
Repost from 𝑨 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒎𝒆
قسمت رفلکس های نخاعی
فیزیولوژی اعصاب اینجوریه که
میفهمم چی میگه ولی دو دقیقه بعد دیگه نمیفهمم یه ساعته روی مبحث یک صفحه ام😀
