ar
Feedback
زرافه‌ها نمی‌خوابند.

زرافه‌ها نمی‌خوابند.

الذهاب إلى القناة على Telegram

نوشته‌بود: زرافه‌ها کم‌ترین خواب رو بین پستانداران دارن. حدود ۳۰ دقیقه در ۲۴ ساعت! شاید من یه زرافه‌م! ۲۳ ساعت و ۳۰ دقیقه بیدار، برای فکر کردن به اون رویایی که تو ۳۰ دقیقه دیدم! سوالای پزشکی‌تونو تو این سایت بپرسید: https://pezeshk.io/

إظهار المزيد
4 346
المشتركون
+1424 ساعات
+787 أيام
+35930 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+325
في 27 قنوات
يونيو '26
+250
في 20 قنوات
Get PRO
مايو '26
+26
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+14
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '26
+11
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+258
في 26 قنوات
Get PRO
يناير '26
+333
في 30 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+197
في 29 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+324
في 38 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+240
في 32 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+201
في 35 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+757
في 63 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+252
في 27 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+538
في 85 قنوات
Get PRO
مايو '25
+327
في 37 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+318
في 30 قنوات
Get PRO
مارس '25
+372
في 28 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+199
في 23 قنوات
Get PRO
يناير '25
+224
في 30 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+349
في 32 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+232
في 26 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+335
في 29 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+137
في 30 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+751
في 21 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
14 يوليو+4
13 يوليو+16
12 يوليو+25
11 يوليو+20
10 يوليو+4
09 يوليو+5
08 يوليو+2
07 يوليو+38
06 يوليو+47
05 يوليو+4
04 يوليو+18
03 يوليو+27
02 يوليو+48
01 يوليو+67
منشورات القناة
2
من هیچ وقت به این دقت نکرده بودم که شاید یه توانایی و استعدادی در نوشتن داشته باشم، در چیدن کلمه ها کنار هم، در توصیف کردن، در روایت کردن ... من اولین بخش اینترنی ام (۱۸ ماه آخر پزشکی) و اولین کشیک هام با بخش روانپزشکی شروع شد. یه شب که کشیک بودم، داستان و روایت یکی از بیمارهای بخش روان به نظرم خیلی جالب اومد. من شروع کردم به روایت یه داستان راجع به اون بیمار و همه ی اون نوشته ها رو استوری کردم. یکی از همکلاسی هام در پاسخ به استوری های اون شبم یه جمله نوشت: چقدر خوب مینویسی! همین! یه جمله ی ساده و پر از مهر که دقیقا نشون دهنده ی توجه و اهمیت دادن  یه آدم به من بود. من این "چقدر خوب مینویسی" رو تا به امروز رها نکردم، بابتش تمرین کردم، نوشتم، نوشتم، خیلی نوشتم...! یک روز دیگه، وقتی تو بیمارستان میچرخیدم و کارهای بیمارها رو انجام میدادم، یکی از پرستارهای داخل بخش رو دیدم که استثناعا اون روز خط چشم آبی کشیده بود! بهش گفتم و از زیبایی خط چشم اش تعریف کردم و اون دختر، هنوز که هنوز عه، جمله ی "خط چشم آبی ات چقدر قشنگه" رو رها نکرده! هر روزی که از خودش تو بیمارستان استوری میذاره، خط چشم آبی اش هم باهاشه! من این عادت اهمیت دادن و توجه کردن به آدم ها و ابراز کردنش رو انقدر دوست دارم و میپسندم که بیشتر از اون چیزی که توقع دارم از آدم های اطرافم ببینمش، دلم میخواد خودم انجامش بدم و میدم. و این بزرگترین چیزی عه در من که شاید برای همیشه تحسین اش کنم و دوستش دارم! این اهمیت دادن، این توجه کردن، این تعریف کردن از چیزهایی که واقعا تعریفی ان، این خساست به خرج ندادن در تعریف کردن از آدم ها... انقدری مهم و شگفت انگیز عه که میتونه روزِ کسالت بار و ناامیدکننده ی یه آدم رو قشنگتر کنه، میتونه استعداد نهفته ی آدم ها رو شکوفا کنه، میتونه به آدم ها اعتماد به نفس بده، بهشون امید بده، بهشون لبخندهای گنده یِ به پهنای صورت بده، میتونه عشق بده، انگیزه بده، میتونه خیلی کارها بکنه! پس این رو از من، با کمتر از نیم قرن تجربه و سن بپذیرید که اهمیت دادن و توجه کردن به آدم های اطرافتون میتونه خیلی خیلی زیبا باشه!
377
3
https://t.me/lemootalkh/43374 من خیلی دوست داشتم به این سوال جواب بدم. ولی در حال حاضر نمیدونم. حس می‌کنم چیزای خوبمو از دست دادم. شاید اگر قبل‌تر بود، اینکه دنیا رو متفاوت از بقیه می‌دیدم و نگاهم به دنیا متفاوت بود رو میگفتم.
553
4
می‌خوام شام بپزم و همزمان دنبال کتاب صوتی جدید توی طاقچه می‌کردم که حین آشپزی گوش بدم. اولین کتابی که چشمم می‌خوره اینه : قاش
می‌خوام شام بپزم و همزمان دنبال کتاب صوتی جدید توی طاقچه می‌کردم که حین آشپزی گوش بدم. اولین کتابی که چشمم می‌خوره اینه : قاشنگال! یه کتاب کوتاه ۵ دقیقه‌ای برای گروه کودکان. پخشش می‌کنم. قاشنگال! نه قاشقه نه چنگال! خودش نمیدونه چیه؟ برای خودش نمیدونه چکاره‌ست؟ ولی برای بقیه میشه یه وسیله‌ی کاربردی! چقدر شبیه ما! #کتاب_صوتی #قاشنگال
708
5
روز خوبی داشتم
1 016
6
حس می‌کنم اونطور که باید نمی‌تونم در مورد دیروز حرف بزنم.
1 053
7
امروز ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ کشیک ۲۱۸ رزیدنتی کشیک ۹۶ قلب پریسا مریضای جدیدمون دید و order گذاشت. ارغوان سال بالام re order مشاوره‌هام‌ انجام داد. و من احتمالا منتظر بودم سرم خلوت بشه و اشک شوق بریزم از محبتشون💕🥹
1 046
8
پریسا میگه باقلوا و چایی نمیخواد میگه بستنی بده تو ‌عروسیت چشم. بستنی میدیم با چایی. (ببخشید چایی رو نمیشه حذف کرد)
1 361
9
نه بچه‌ها دود مود خبری نیست قلیون ملیون و سیگار میگار و مشروپ پشروب نداریم با همون چایی و باقلوا عشق کنید
1 469
10
همه‌تون عروسیم دعوتید درجریانید که؟
1 459
11
درحالیکه نشستیم دور هم و داریم چایی و باقلوا میخوریم، آقامون معین میخونه: تو‌ مکه‌ی عشقیو من…. آخ آخ چه کیفی بده
1 455
12
https://www.instagram.com/reel/DanrRbnIS-m/?igsh=MXh6bGoxMGphYTc4dw==
1 455
13
یادش بخیر یه زمانی براتون نظرسنجی میذاشتم که شام عروسی چی باشه🤣
1 389
14
چایی هم میدم
1 365
15
اصلا حالا که اینطور شد ریمیکس آهنگ‌های غمگینم رو‌میذارم اشکتون دربیاد تو عروسیم
1 360
16
به کسی ربطی نداره
1 379
17
قصه‌ی وصال علوی هم صد بار براتون میذارم
1 320
18
با موسیقی عشوه‌ی بیژن مرتضوی
1 296
19
به نظر من تا زمانیکه نتونی شلنگ آب رو بگیری روی گاز، گاز تمیز نمیشه. این از من حالا برید پادکست گوش بدید
1 276
20
پس ریمیکس آهنگای عروسیش رو‌ گوش بدید حالا که پادکست‌ها رو‌گوش نمیدید
1 251