زثولیت
الذهاب إلى القناة على Telegram
He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
171
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
171
Repost from زثولیت
هنگامی که شما از ثمرهٔ خانواده، ثمر میدادید، من در پی آن بودم که از بیادبیشان، ادب بیاموزم. حتی من در خانهای که زاده شده بودم، هر روز غریبانه میمردم؛ فرض میکردم خانهٔ او پناه باشد. من از خانه و خانوادههای خانه دیگر سیرم. خانهٔ درونم کی سامان خواهد گرفت نمیدانم. خانهات خراب زث.
#زث.
171
Repost from زثولیت
میگفت تو هنگامی آمدی که من اسمم را از روی کاغذ میخواندم و هنوز هم نمیدانم روزهایم چطور میگذرد. برایم عجیب بود و با خود میگفتم مگر میشود این چنین هم مغموم شد؟
فعلحال چنان در غم، مغروقم که اگر اسمم را بپرسند نمیدانم چه بگویم و حتی غذایی که دیروز به سختی فرو دادهام را به یاد ندارم و به گمانم یا همه چیز خواب بوده یا اگر نبوده چیزی جز حالهای از ابهام نیست. با این اوصاف به این فکر میکنم این چندماه را چطور دوام آوردم و هنوز هیچچیز نیستم و همه چیز اوست.
#زث.
171
دوباره گفت:
اگر من خدا بودم، از او به تعداد ۳۷۲ نسخه تکثیر میکردم تا در اوقات فراقت از آنها به عنوان زاپاس استفاده کنم. اگر میخواهید بدانید که چرا ۳۷۲ نسخه، باید بگویم که ۳۷۲ روز میشود یک سال و یک هفته.
171
گوشهٔ تختم قایم شدم تا مثلاً زث رو مجبور کنم که بخوابه. توی این حالت زث باهام حرفهای زیادی میزنه. جملاتش آشفتهست ولی این جمله خوب بود:
