ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

ناتموم؛

ناتموم؛

الذهاب إلى القناة على Telegram

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
241
المشتركون
-324 ساعات
-37 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
دلم واسه خوشحال بودنِ از ته دل تنگ شده.

تو بحث تصمیم گیری مهاجرت، بین مگه چقدر زندگی می‌کنیم که از خانواده و وطن دورباشم و هیچوقت نمیخوام همچین زندگی داشته باشم گیر کردم.

دیگه متن نوشتن کفاف نمیده باید احساساتم رو به صورت پادکست بهتون منتقل کنم.

اونقدر زندگیم توی دی‌ماه متوقف شده که وقتی میخوام تاریخ روز رو یه جایی بنویسم یه چند دقیقه فکر میکنم ببینم امروز چه ماهیه، چه سالیه، بعدم که تاریخ رو یادم میاد چند دقیقه در بٌهت به سر میبرم که وای چطور شد خرداد ۴۰۵.

قبلاً توی اولین مکالماتمون از طرف مقابل میپرسیدیم خوبی؟ و طرف با ذوق شروع میکرد به تعریف کردن حالش، الان دیگه حتی رومون نمیشه از کسی بپرسیم چطوری، خوبی؟

احتمالاً هیچ‌چیز به اندازه ناتوانی در پس گرفتن جوانی ناراحتم نمی‌کند!

photo content

فهمیدم؛ احساسی که به کارم دارم به هیچکس و هیچ چیز ندارم. عملاً از جمله آدم‌هایی هستم که بدون کارم احساس هیچی میکنم. فقط زمان‌هایی که کار تخصصی میکنم و این روتین رو دنبال میکنم احساس زنده بودن میکنم. تو این مدت کارای مختلفی انجام دادم و خودم رو با چیزای زیادی سرگرم کردم که اتفاقا سرم هم شلوغ‌تر بود ولی حالم بهتر نبود. خیلی توی آگهی‌های شغلی بالا و پایین میکردم و فکر میکردم برم و یکیش رو انجام بدم صرفاً برای سرگرم بودن و منبع درآمد داشتن ولی راستش قلبم راضی نمیشد و فقط میتونستم ذهنم رو گول بزنم. انگار ترجیح میدادم وضعم همین باشه ولی هرجا و هرکاریم نکنم، یه مهارت یاد بگیرید و براش زمان بذارید، نجات دهنده و حتی در زمان‌هایی که ازش دور باشید بگا دهنده‌س.

Repost from ندانستم
نمی‌دونم. گاهی اون‌قدر نمی‌دونم که تنها راه فهمیدن و رهایی اینه که دستام رو ببرم توی قفسه سینه‌م و از لای گوشت و استخوون و خون، قلبم رو در بیارم و بذارمش روی میز. تا به صورت رو در رو ازش بپرسم دقیقا چی آرومت می‌کنه. دقیقا چی آرومت می‌کنه عزیزم؟ زودتر بگو من خیلی فرصت ندارم، باید برت گردونم دوباره، من خون از دست دادم، با دست‌های بی‌جونم خیلی نمی‌تونم جلوی رود خونی که از شکاف سینه‌م شُرّه کرده رو بگیرم.

دیگه مرز باریکی شکل گرفته و نمیفهمم این کارایی که عقب میندازم یا انجام نمیدم از تنبلیه یا افسردگی.

Repost from دو در یک
چقدر خسته‌م کردی ایران. : AmirArsalan

دیگه آدم روش نمیشه تو اینستا عکس از خودش و زندگیش و هرچی دلش خواست بذاره، تو همون عکس بچه‌های دی‌ماه گیر کردم و خنده داره هرچیزی جز اونا واسم.

حس می‌کنم که روحم، یا حداقل اون بخشی از روحم که از زندگی لذت می‌برد، رو توی دی‌ماه گم کردم. الان وسط روزها گاهی انگار خودم رو از بیرون نگاه می‌کنم و جسمم رو می‌بینم که داره کارهای روزمره‌شو انجام می‌ده؛ بیدار می‌شه، حموم می‌کنه، می‌ره سر کار و می‌خوابه. این چرخه بارها و بارها تکرار می‌شه. همون‌جور که بیرون از جسمم ایستادم، خودم رو می‌بینم که داره کتاب می‌خونه، فیلم می‌بینه، رستوران می‌ره، به یه قله سه‌هزارمتری صعود می‌کنه. اما هیچ‌کدومِ این‌ها دیگه معنایی ندارن. کلمات کتاب انگار دارن بهم پوزخند می‌زنن و فیلم‌ها مثل صورتک‌های متحرکی جلوم می‌رقصن. مزه غذای رستوران توی دهنم تبدیل به خاکستر می‌شه و وقتی هم که روی اون قله بلند ایستادم، احساس پیروزی نمی‌کنم. من باختم. من بهترین بخش وجودم رو توی دی‌ماه گم کردم؛ بخشی که از زندگی، هرچقدر هم بد و سخت، لذت می‌برد و چقدر به داشتن همچین خصوصیتی می‌بالیدم. روحم الان توی یه گور گمنام خوابیده و فکر می‌کنم هیچ‌وقت قرار نیست پیداش کنم.

Repost from Daily Digest
ولی هنوز من مطمئنم؛ اون شب خدا مرده بود…

بین این وصل شدنا من دغدغه اینو دارم یعنی چند نفر بین ما هست که برای همیشه دیگه وصل نمیشن؟ :((((

کاش یکی با کیک شکلاتیِ خیس خوشحالم میکرد.

کاش من؛ همین حالا.
+1
کاش من؛ همین حالا.

همونطور که آدم سالم و آدمی که تایپت باشه کمه، بیزینس‌های سالم که حرفه‌ای هم جلو برن، کمه عزیزان. اینو از منی که با کارفرماهای زیادی صحبت می‌کنم داشته باشید. و واقعاً آدم نمیتونه با بیزینس‌هایی که دوسشون نداره کار کنه😫

Repost from N/a
1_4952139258413450589.m4a3.21 MB

او حتی وقتی همه‌چیز بر سرش ویران شد، دست از استانداردهایش برنداشت؛ شاید او کسی بود که بدونِ داشتن پشتوانه، استانداردهای یک زندگی اشرافی را طلب می‌کرد.