ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

الذهاب إلى القناة على Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

إظهار المزيد
إيران145 420الفئة غير محددة
273
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
سرگذشت دل من زندگی نامهٔ انسان است که لبش دوخته‌اند زنده‌اش سوخته‌اند و به دارش زده‌اند ... #هوشنگ_ابتهاج

Repost from حسیبا
یه شاهکار دیگه مخصوص عمو ترامپ‌شون🤌🏻

و چگونه شد از سروش و علی‌محمد دستغیب و سعید حجاریان ۷۸ و ۸۸ یا حتی روشنفکرانی نظیر عباس عباس معروفی و جواد طباطبایی رسیدیم به شاهین نجفی و علی کریمی و اسپرمِ شاه فراری ایران که همسرش را به این و آن اجاره میدهد حتی زیبا کلام هم سگش شرف دارد به این جماعت! واقعا چگونه شد؟ از حجم این بلاهت و سطحی زدگی و رسانه‌ زدگی خون هم گریه کنیم کم است...

یادم نیست سالها پیش در کدام مجله خواندم که یکی از مشاهیر دوم خردادی داشته در حرم امام رضا راه می‌رفته. بعد صدای روضه‌ی کسی را
یادم نیست سالها پیش در کدام مجله خواندم که یکی از مشاهیر دوم خردادی داشته در حرم امام رضا راه می‌رفته. بعد صدای روضه‌ی کسی را می‌شنود. رد صدا را می‌گیرد و انکشف صاحب صدا دکتر سروش معروف است. گاهی آدم در یک قرن دلش به نجوا می‌شکند و در قرنی بعد همان دل شکسته به دادش می‌رسد. حزب‌اللهی‌ها بسیار فرق دارند با پهلوی‌ها. پهلوی‌ها تا گذشته‌ی آدم را زیر و رو نکنند، دگماتیسم‌شان آرام نمی‌شود ولی حزب‌اللهی‌ها به سهولت سروش را دوباره پذیرفته‌اند. اخلاق جماعت حزب‌اللهی مثل امام‌شان حضرت حسین بن علی است. اگر از آدمی آزادگی می‌بینی، ازش دفاع کن. سروش برای من همان شبهایی است که سی‌دی‌هایش را می‌گذاشتم تا او قصه‌های مولوی را بشکافد و از آن قصه‌ها به امام محمد غزالی برسد. بعدها فهمیدم حاج‌حسین شریعتمداری کیهان هم بسیار ورود دارد در مثنوی و در دلم گفتم کاش یک بار این دو عنصر آلوده به سیاست، بی‌خیال همه چی، فقط درباره‌ی ملای رومی حرف بزنند و ما هم‌وطن‌های مثنوی کیف کنیم. من از اصالت سروش می‌دانم مواضع اخیرش را و آخ که دنیا چه جای قشنگی است برای زندگی. در خواب هم نمی‌دیدم در مدح سروش متن بنویسم... #حسین_قدیانی

پیام جالبی که امشب دریافت کردم! سالهاست نظام جمهوری اسلامی به واسطه افراد متعصب ظلم دیده اند که تعدادشان کم نیست... فردی که در سهمیه نداشت از دانشگاه بازماند و فردی که به ناحق از مأمور نیروی انتظامی کتک خورد یا فرد دیگری از یک بسیجی دروغ و شیادی دید... یا حتی آن دختری که باتوم گشت ارشاد را خورده بود حال از من میپرسید آیا به درستی راهی که می‌رویم یقین دارم؟ برای من راه سید علی خامنه‌‌ای ، راه قاسم سلیمانی و مصطفی چمران و مرتضی آوینی است... من حاضرم حتی با خامنه‌ای راه را کج بروم راه راست با خامنه‌ای تهش می‌شود مصطفی چمران، راه کج تهش می‌شود آن مذهبی که هزار پستو پیدا می‌کند تا روزه‌اش را بخورد... هیچگاه ته راه خامنه‌ای به حسین‌کُشی و طرفداری یزید و آتش زدن مسجد نمی‌رسد! دروغ چرا... در دفاع مردد هم میشوم... وقتی که با مسئولین بی‌ریشه سروکله میزنم بیشتر هم مردد میشوم... اما به یک چیز یقین مسلم دارم و مردد نمیشوم که راه سلطنت‌طلب غلط است راه توهین به پرچمی که صد هزاران شهید داده داغ چمران و باکری و همت بر گُرده مادرانشان نشانده حق نیست داغ بازگشت هزاران شهید گمنام درد کمی نیست... و یقین دارم راه التماس به کودک خورها و پدوفیل های جزیره اپستین راه ذلت است، راه سیاه بدبختی است... آن هم التماس برای تجاوز به کشورت! یا آخر فکر کن به آریو برزن زمانه ات بگویی کُتلِت هر چند تحت ظلم موبدان زرتشتی زمانه‌ات باشی... و مخاطب محترم ناشناسم... در لحظه آخر تو باز خواهی گشت هرچند چهره ما برای تو زشت باشد هرچند در کوی ما اذیت و آزار دیده باشی... تاریخ همان خواهد بود پاکان عالم در خیمه حسین جمع خواهند شد حتی اگر وهب نصرانی باشد... یا خوارجی چون برادران حارث انصاری که شانه به شانه علیه علی«ع» در نهروان شمشیر زدند، اما در دامن حسین جان دادند...

نمیتونم انتخاب کنم کدوم طرف وایسم نمیتونم مطمئن باشم که کدوم راه درسته ازین دوگانگی و دو دستگی ازین جنگ متنفرم نمیتونم انتخاب بکنم که نترسم یک بار اشتباه کردم ، طرف اشتباه وایسادم و کار اشتباه کردم حالا دوباره همون طرف درست بنظر میاد دوباره طرف شما و شما قابل اعتماد نیستین و یکبار آتیش تعصبتون لباس منو هم گرفت آدما مردن آدمای زیادی و بخاطر اونا سود هایی به من رسیده سود هایی از جایی که مخالفشم آزادی هایی که در مقابلشون ایستادم و من دوباره تو همون دو راهی ام و در مقابل کسایی که دوسشون دارم اون همکلاسی که از من متنفره ، اون فامیلی که آنفالوم کرده ، اون اکانت مجازی که فوحشم میده دوسشون دارم و قلبم درد میکنه و مغزم پر از فریاده نمیخوام انتخاب کنم و نمیخوام سیاهی لشکری باشم که دل آدمایی که تو راه درستن رو بلرزونه ازتون خوشم نمیاد ، ازین اطمینان و اعتقاد سفت و محکم متنفرم کاش میشد تصمیم نگیرم‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

آیین عشق بازی دنیا عوض شده است یوسف عوض شده زلیخاعوض شده است سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی درعشق سال هاست که فتوا عوض شده است خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم خو کن که جای ساحل دریا عوض شده است آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید اکنون به خانه آمده اما عوض شده است حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق من همچنان همانم و دنیا عوض شده است #فاضل_نظری

Repost from ویــــژ
پوچ! از جماعت پرمدعایی که عمق نگاهشان از نوک بینی‌شان فراتر نمی‌رود، خسته‌ام. آن‌ها که واژه‌های دهان‌پرکن روشنفکری را آروغ می‌زنند ، بی‌آنکه طعمی از فهم، فداکاری یا ایثار چشیده باشند. آن‌هایی که در گل‌و‌لای نیهیلیسم دست‌وپا می‌زنند، بی‌هیچ معنا و تعهدی، و وقتی با کسی مواجه می‌شوند که هنوز به چیزی، به کسی، به حقیقتی مؤمن است، با تمسخر و تخطئه سرکوبش می‌کنند. یاد آن روایت تلخ افتادم: روستایی که به آن یورش بردند، و به همه زنانش تجاوز کردند جز یکی؛ همان که ایستادگی کرد. زن عزتمند شد، اما زنان دیگر، برای گریز از شرم خویش، او را سر بریدند. عزتِ او، آینه‌ای شد در برابر بی‌پناهی‌شان. امروز نیز برخی مدعیان تجدد، همانان‌اند: تاب دیدن معنا را ندارند ، کورشان می‌کند. پس تمسخر می‌کنند، می‌درند، و نام خردورزی و آزادی بر زخم‌های خود می‌چسبانند. اما این زخم، زخم بی‌ریشگی‌ست، نه روشنگری. ✍علیرضا حسنی با ویژ بمانید! @viiijh

دکتر و سید حسین قدیانی: یعنی یک روده‌ی راست در شکم من پیدا نمی‌شود. خدایی قول می‌دهم این دیگر متن آخر امشبم باشد. آدم با خامن
دکتر و سید حسین قدیانی: یعنی یک روده‌ی راست در شکم من پیدا نمی‌شود. خدایی قول می‌دهم این دیگر متن آخر امشبم باشد. آدم با خامنه‌ای راه را اشتباه هم برود، می‌شود ده متر فاصله با چمران. بیشتر از این فاصله نمی‌شود لیکن با سلطنت‌طلب‌ها هر جور راه بروی، به درست یا غلط، هیچ چیز از ایران باقی نمی‌ماند. آخر مالش پهلوی این است که هی هر روز ترامپ را بمالی که کی به کشورت حمله کند. پست‌ترین شکل ممکن. مگر وقتی اسرائیل میدان قدس را زد، حزب‌اللهی و غیر حزب‌اللهی کرد؟ و مگر نه آنکه تحریم جنگ یانکی‌ها با همه‌ی مردم است؟ با خامنه‌ای چهار تا مسیر را هم غلط برویم، فوق فوق فوقش برسیم به علم‌الهدی و من اگر بخواهم دست رضا ربع پهلوی را ببوسم، خب چرا دست همین امام‌جمعه‌ی مشهد را نبوسم؟ تازه شبیه پیغمبرها هم هست! من علم‌الهدی را چند بار در حرم از نزدیک دیده‌ام؛ جمع یوسف و یعقوب و حواریون اقلاً در ظاهر‌ ولی عارم می‌آید رضا پهلوی را ببینم. محمدرضا خودش چی بود که اسپرمش چی باشد؟ از یک لمپن ریغو می‌خواهند سیاستمدار برای ما درست کنند! نه اما؛ دلم می‌گوید دست خامنه‌ای همیشه در دست دکتر مصطفی است. این عکس با آدم حرف می‌زند... ۵ اسفند ۱۴۰۴

نمی‌خواهم بدون عشق دنیا را! چه سودی هست؟ اگر قالی کرمان باشم اما نخ‌نما باشم...🫠

Repost from هم سکوت
فقط اندوه می‌دیدم که با درد، آشنا باشم خدا می‌خواست پیش از رفتنم «دردآشنا» باشم ولو در دشت ها... از سرگذشت نوح فهمیدم که تنها با خدا قادر به اینم ناخدا باشم من از آیینه فهمیدم که گاهی حرف مردم را فقط با هم‌سکوتی می‌توانم هم‌صدا باشم نمی‌خواهم بدون عشق دنیا را! چه سودی هست اگر قالی کرمان باشم اما نخ نما باشم؟! من از جنس تو‌‌ ام اما ملالی نیست، حرفی نیست، اگر تو برگزیدی مدتی هم «ارمیا» باشم... ۲۱ شهریور ۱۴۰۴ #ارمیا_کیش_بافان

کلا نماز جماعت کار ریاکارانه‌ای هست نه؟ که چی میاید بیرون از خونه نماز رو اقامه می‌کنید؟ هدفی جز ریا و تحریک دارید که دین رو
کلا نماز جماعت کار ریاکارانه‌ای هست نه؟ که چی میاید بیرون از خونه نماز رو اقامه می‌کنید؟ هدفی جز ریا و تحریک دارید که دین رو از پستو در میارید؟ خدا نباید این همه تاکید میکرد رو این موضوع بنظرم. این جماعت هم حق رای دارن. خدایا شکرت.

گاهی دلم به اندازه‌ی غاری که آدم‌هایش به جای دیگری کوچ کرده‌اند می‌گیرد و تنهایی مثل مورچه‌ای روی دستم راه می‌رود گاهی دلم گُلی می‌شود که زنبوری در آن مُرده است... #غلامرضا_بروسان

photo content

د آخه بگو بچه لباس رو عوض کردی با صورتت که زار میزنه ارزشی هستی میخوای چیکار کنی...
د آخه بگو بچه لباس رو عوض کردی با صورتت که زار میزنه ارزشی هستی میخوای چیکار کنی...

عوام زده :)) عوام‌زده شده‌ایم. به مردمی تبدیل شده‌ایم که زندگی‌مان در ریلزهای ۳۰ ثانیه‌ای اینستاگرام خلاصه می‌شود. نه حوصله کتاب داریم، نه توان فیلم دیدن. یک فیلم سینمایی را هم تکه‌تکه و با زور می‌بینیم. اگر درام باشد، همان ده دقیقه اول کلافه‌مان می‌کند. اقیانوس‌هایی به عمق یک میلی‌متر شده‌ایم؛ از هر چیزی می‌دانیم، اما در واقع هیچ نمی‌دانیم. مسئله نگران‌کننده این است که با همین آگاهی سطحی، تحلیل هم می‌کنیم! اما عوام‌زدگی چیست؟ یعنی تحلیل بر پایه سنت، تجربه شخصی یا تفکرهای خام و پراکنده، نه بر اساس مطالعه و تحقیق. نتیجه‌اش چیست؟ فقط غر می‌زنیم. گاهی این غر زدن از دل‌مان برمی‌آید، از درد. مثلاً همه می‌دانیم ارزش پول پایین آمده. اما هر روز دوباره و دوباره فحش می‌دهیم، بی‌آنکه بفهمیم چرا. اگر بپرسند دلیلش چیست، سریع می‌گوییم: «تولید نقدینگی». اما وقتی بپرسند تولید نقدینگی یعنی چه، سکوت می‌کنیم. شنیده‌ایم که آمریکا اقتصاد آزاد مبتنی بر عرضه و تقاضا دارد. اما اگر بپرسند چهار اصل اقتصاد آزاد چیست، نمی‌دانیم. روز و شب از «لیبرالیسم» می‌شنویم. یکی آن را آزادی می‌داند، دیگری فلاکت. اما اگر بخواهند فرق بین لیبرالیسم، نئولیبرالیسم و کاپیتالیسم را توضیح دهیم، باز هم نمی‌دانیم. ما می‌دانیم، اما نمی‌دانیم! درد بزرگی‌ست که به کسی بفهمانی نمی‌فهمد، یا بدتر، وقتی خودمان می‌فهمیم اشتباه کرده‌ایم، به خاطر تعصب خَرَکی جرات نداریم از خر شیطان پایین بیاییم. علم کم تعصب می‌ آورد ؛ و تعصب، آتشِ بدبختیِ جامعه است.