شاید کلئوپاترا 📑
الذهاب إلى القناة على Telegram
404
المشتركون
-224 ساعات
-57 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from مثلاً روانشناسم!
منظور از عاشقِ خودت بودن ابداً لوسبازیهای اینستاگرامی و خودشیفتگی نیست. یعنی با خودت یه رابطهی امن، مهربون و بااحترام بسازی. یعنی خطاهات رو ببخشی، احساساتت رو قضاوت نکنی، و مهمتر از همه، هوای قلبت رو داشته باشی و نذاری زیر پای بقیه له بشه. وقتی عاشق خودت باشی، اگه کسی محبت کرد با جون و دل میپذیری، ولی اگه رفت یا نامهربونی کرد، فرو نمیریزی؛ چون خونهی اصلیت، خودتی.
Repost from مثلاً روانشناسم!
آدمها در شروع رابطه، غریزی و شهودی، خیلی چیزها رو متوجه میشن. رفتارهای متناقض، عدم تعهد یا پنهونکاری، ترومای درماننشدهی طرف مقابل، بیثباتی، یا نقصهایی که در روحِ اون آدم وجود داره. همهی این چیزها از روز اول جلوی چشم بوده؛ هیچ پنهونکاری بزرگی در کار نبوده. اما چرا با وجود دیدن این چیزها، باز هم ادامه میدیم؟ چون فکر میکنیم عشق همهچیز رو درست میکنه. اینکه اگه من به اندازهی کافی دوستش داشته باشم، اگه صبوری کنم، اگه فداکاری کنم و عشق بیقیدوشرط به پاش بریزم، اون آدم تغییر میکنه یا زخمهای گذشتهش شفا پیدا میکنه. و تو روانشناسی بهش میگن فانتزی نجاتدهنده یا سندروم شوالیهی سفید. اما خب عشق هرچقدر هم خالص، سوزان و فداکارانه باشه، جایگزین بلوغ، سلامت روانی، مسئولیتپذیری و ترمیم فردی نمیشه.
Repost from مثلاً روانشناسم!
گوش شاید کلمات قشنگ و عذرخواهی رو بشنوه، اما سیستم عصبیِ آدم، دردِ اون رفتار رو با تمام سلولهاش ثبت کرده. ترمیمِ زخمی که با رفتار ایجاد شده، ماهها و سالها عملِ متعهدانه و جبران واقعی میخواد، نه چند تا جملهی احساسی و زودگذر.
Repost from مثلاً روانشناسم!
ازدواج، واقعا شجاعت میخواد. شجاعتِ هر روز بیدار شدن و دوباره انتخاب کردنِ همون آدم. شجاعتِ موندن تو روزهای کسالتبار، روزهای بیپولی، بیماری، پیری و فرسودگی. شجاعتِ بخشیدن، پذیرفتن تفاوتها و عبور از طوفانهای عاطفی.
یبار با پدرم بحثم شد شاید ۴-۵ سال پیش...
گفتم : بابا این کارت بده ، غلطه .
بابام ناراحت شد و گفت : اصلا هم غلط نیست ، اونی که غلطه اونی که نیاز به بحث داره : دروغ گفتنه ، گول زدن مردمه ، حق بقیه رو خوردنه... هر وقت اونا رو انجام دادم بیا بگو بابا این کارت غلطه .
من رو حرفم موندم که : اونی که تو میگی بابا جون وظیفه آدمه ...
این مدت تقریبا روزی هزار بار جمله بابام به ذهنم حمله کرده ...
و هزار بار ارزو کردم کاش ادمای : به ظاهر با سواد و با شخصیت و پرستیژ دار مثل پدرِ پیرِ کم سوادم فکر میکردن : اونی که غلطه دروغ گفتن و گول زدن مردم و حق مردمو خوردنه...
راستش رو بگم ارزو کردم جای دروغ های شکیل شنیدن کاش میرفتم با بابام سر مضخرف ترین چیز ها دعوا میکردیم ...
پیشِ غازی و معلق بازی؟
چی شد که فکر کردی به عنوان مشاور نمی دونم چه درصدی چه ترازی میده و چه رتبه ای چه رشته ای؟
- اره من درصدام همه ۴۰-۵۰ بود حقمو خوردن تراز کنکورم شد ۶/۰۰۰؟🌚
- اره من نهاییام ۲۰ بود ترازمو لشتباه حساب کردن شده ۷/۰۰۰؟
- اره من رتبه ام ۳/۰۰۰ منطقه ۳ هست ولی ۳/۰۰۰ که پزشکی نمیده؟
- اره من پزشکی نمیزنم بدم میاد میزنم اتاق عمل ؟
کاش مردم تو دروغ گفتن ظرافت بیشتری بکار میبردن... مثلا من خودم الان میتونم یکی بهتون معرفی کنم اموزش دروغ گفتن بده بهتون..
Repost from مشاوره تحصیلی [دکتر بهمنی]
#داخلپرانتز | آرتور شوپنهاور | نسخه شوپنهاور برای خوشبختی درونی
#پادکست | 📬
Repost from مثلاً روانشناسم!
فیلمی که به ما یادآوری میکنه مسئله چقدر زنده بودن نیست، بلکه چقدر زندگی کردن در امتداد زمانه. این شاهکار رو از دست ندید.
Repost from N/a
شنیده بودم مردمانی که نزدیک آبشار ساکن هستند بعد از مدتی دیگر صدای آب به گوششان نمیخورد، من نیز یاد گرفتم که در کنار هجمههای شوم سرنوشت به زندگیام برسم.
-مدلین میلر از کتاب نغمه آشیل
امشب یاد این سم افتادم که من کنکور داده بودم هرکی یه قولی برا قبولی پزشکی بهم داده بود...
بابام قول داد ببرتم مشهد...
هیچی دیگه من دانشگاه بودم خواهر کوچیکمو برد مشهد.
بای.
#یادداشت_های_معمولی
این پیامو خوندم و اولین چیزی که یادم اومد ، روابط عاشقانه و دوستی ها نبود...
این بود که شب یکسری امتحان ها ( من اکثرا شنبه امتحان دارم..) مینشستم تا ۲-۳ شب برای یکی از بچه ها برنامه مینوشتم که استرس نگیره!
جلسشو جمعه مینداختم که تحلیل ازمونش داغ باشه - که هماهنگ کردنش برای اون راحت تر باشه...
و کاشف به عمل اومدن تراز ۱۱ هزار ماز و رتبه ۳ رقمی... شده رتبه ۱۱۳ هزار کشوری :)
Repost from سِرتِرالین
داری با تمام وجودت تایپ میکنی
چشمات خیسه
دستات میلرزه
بعد یهو تصور میکنی
که طرف مقابلت اونور خط
اصلاً توی این فاز نیست
و داره خیار گاز میزنه و میخونه
این تصویر خیار و اشک
خلاصه ی وضعیت خیلی از ارتباطاتمونه
نوشتن از توی یه دنیای ملتهب
برای کسی که توی دنیای امن خودش
داره میانوعده میخوره
به نظرتون
این شکاف دیجیتال رو
چطوری میشه پر کرد؟
اصلاً میشه؟
#همینجوری
