ar
Feedback
پژواکِ خاطراتِ قدیمی•

پژواکِ خاطراتِ قدیمی•

الذهاب إلى القناة على Telegram

.شنوای حرفاتون هستم زن.زندگی.آزادی . t.me/HidenChat_Bot?start=6967686951 .

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
232
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
امیدوارم آروم بخوابید و کابوس نبینید.

Repost from N/a
Her past-life trauma was falling in love with someone she knew would hurt her.
https://t.me/mydaiirr

Repost from 木陰
ترجیح میدم صادقانه برینین بهم ولی دروغای قشنگ نگین

Repost from 사나 ⋆.˚
این حس ششم لعنتی هیجان زندگیمو کم کرده همه چی برام زودتر اسپویل میشه

از وقتایی که سرم شلوغه و برای کسی وقت ندارم و تمرکزم روی خودمِ خوشم میاد؛

خیلی دارم کم حرف میشم این ورژن از خودمو نمیخوام

سرد رفتار کردن آدما نسبت به من به قدری شده که واقعا عادت کردم و تعجب نمیکنم از این رفتارشون.

My music palette:

اینو یکی از چنلا برای چنل من نوشته بود و ازونجایی که خیلی زیبا بود دوباره داخل چنلم گذاشتمش امیدوارم راضی باشی(نمیدونم کدوم چنل بود)

ونوس، در خلوت تاریک خانه‌اش نشسته بود، دیوارهای سرد دورش را در بر گرفته بودند، سکوتی سنگین که فقط صدای نفس‌های خودش را می‌شد شنید. شب بود و ماه پشت ابرها پنهان، او با نگاهی سرد و بی‌صدا، آرام آرام چشم‌هایش را بست، گویی می‌خواست برای همیشه در آرامش خانه‌اش غرق شود. صبح که شد، کسی او را نیافت، تنها چیزی که باقی مانده بود، چراغی خاموش در گوشه‌ی اتاق و نوشته‌ای ساده: «اینجا بودم، اکنون نیستم.»