ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Doug Rattmann

Doug Rattmann

الذهاب إلى القناة على Telegram

cake is a lie. ‌ https://t.me/+NAEZFYN3dVY0YzVk

إظهار المزيد
إيران204 541الفئة غير محددة
321
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
ارجاع به این متن:
‍‍ ‍‍ تو فیلم اونجرز، Thanos، یه نره غول منفی که می‌خواد دنیا رو با کاهش زورکی جمعیت نجات بده، پنج تا سنگ انرژی‌زا رو بدست میاره تا قدرتی بدست بیاره که بشه باش نصف موجودات «مصرف‌کننده» عالم رو حذف کرد تا اکوسیستم بتونه به حیات متعادل خودش ادامه بده! تیم قهرمانان زمین که هر کدوم یه معجزه‌ای دارند هم نمی‌تونن مانعش بشن. تو قصه‌های مارول، یه چیزی همیشه ثابته. آدم بده، لازم نیست معجزه‌ای داشته باشه. کافیه یه سنگ یا یه گوی نورانی یا یه شیء تو این مایه‌ها رو در اختیار بگیره تا به همه اهدافش برسه. انگار مدیریت عالم یه کنترل پنل داره و اون پنل یه کلید داره و اون کلید مثل چک «در وجه حامل» کار می‌کنه، دست هرکس باشه، می‌تونه قفل رو باز کنه و سرنوشت جهان رو تغییر بده. هیچ فیلتری وجود نداره تا صاحبان کلید رو از هم تمیز بده‌. این یعنی جهان هستی یه دستگاه کاملا مکانیکی بی‌روحه (اگه روح داشت، فیلتر هم می‌داشت). این درست معکوس روایت‌های مذهبیه. مثلا در اسلام چیزی به عنوان «اسم اعظم» داری، که هرکی بش دسترسی پیدا کنه هرکاری می‌تونه بکنه. اما فیلتر وجود داره، یعنی هرکسی نمی‌تونه بش دسترسی پیدا کنه. فقط اونی دسترسی پیدا می‌کنه که باش همون کاری رو خواهد کرد که مدنظر خداست! تو دنیای مکانیکی مارول، هزار جور خدا و پسرخدا وجود داره، اما دنیا در نهایت بی‌خدا و بیصاحابه! موجودات ساکن این دنیای بیصاحاب متوجه این نقص بنیادی میشن، و یکیشون مثل Thanos سعی می‌کنه خودش وظیفه خدایی رو به عهده بگیره و کاری که به نظرش مصلحت جهانه، انجام بده. اونجرز هم به این واقعیت بیصاحابگی واقفند، اما تنها تفاوت‌شون اینه که راه حل رو در قراردادن «امت» کهکشان‌ها در جایگاه خدا می‌دونند. یعنی سنگ‌ها دست نمایندگان «جماعت» باشه (خیلی دموکراتیک‌طور)، تا دست یک فرد. اینجا یه تعریف خاص از خیر و شر ارائه میشه: خیر چیزیست که جماعت روی آن توافق دارند، و شر چیزیست که جماعت روی آن توافق ندارند! در این تعریف، مصلحت ما فقط آن چیزیست که جمع ما تشخیص می‌دهد، نه نیرویی فراتر از ما. گویی خردجمعی ما (یا روح جمعی ما) از پس پیدا کردن هر راه درست و غلطی برمیاد. ولی خب برنمیاد.. و این یعنی تراژدی‌ (و فیلم هم با همین تراژدی به پایان میرسه).. ولی اینطور القاء میشه که این تراژدی رو باید پذیرفت. تراژدی ناکام شدن امتی که خودش رو برنامه‌ریز جهان میدونه، پذیرفتنی‌تر از تراژدی عذاب امتیه که مجبوره تقدیر الهی رو تماشا کنه! به نظر میرسه دعوا سر اینکه دنیا داره به دست کی و باید به دست کی اداره بشه، یه حاشیه‌ست. اصل مطلب اینه که How to interpret the pain!
- Eric, 2018

نکات پایانی

یه نکته که جا موند

درباره منطق حاکم بر جهان‌های ابرقهرمانی

درباره سریال اسپایدرنوآر

یکسری نکاتی هست که شاید براتون جالب باشه.

کارزارش نیم میلیون ویو خورده ۳۳۲تا امضا گرفته. همیشه ایران تو زدن رکورد ریتارد بودن پیشتازه و غافلگیرت میکنه.
کارزارش نیم میلیون ویو خورده ۳۳۲تا امضا گرفته. همیشه ایران تو زدن رکورد ریتارد بودن پیشتازه و غافلگیرت میکنه.

«بیماری به سوی مرگ» تموم کردنش واقعا انرژی از آدم میگیره. نیاز به چارتا رمان بینشه که بشوره ببره.

در استفاده فلسفه کیرکگور، جای خدای ابراهیمی، اگر خدای اسپینوزا رو درنظر بگیریم، تمام نظرات تقریبا امروزه کاربردی میشه. وقتی معادل ایمان به خدا، تسلیم در برابر طبیعته. یکی از دوستان گفت تو داری مکتب نوکیرکگوری راه میندازی، مثل نو افلاطونی‌ها. البته رد نمیکنم این رو، همونطور که افلاطون خودش در فهم فلسفه خودش عاجز بود [پیرو این منطق که «سارتر، نمیداند سارتر است»] میشه گفت شاید کیرکگور هم هیچوقت متوجه ابعاد بزرگ حرفاش نشد.

چرا بزرگترین افراد دچار بزرگترین اشتباه‌ها میشن؟ این خب جای بررسی داره. اتفاقا مرتبطه با موضوع کتابی که جدیدا بهم معرفی شده ک
چرا بزرگترین افراد دچار بزرگترین اشتباه‌ها میشن؟ این خب جای بررسی داره. اتفاقا مرتبطه با موضوع کتابی که جدیدا بهم معرفی شده که چرا انسان‌های منطقی در دام خرافه میوفتند. اما این درباره سورن صدق نمیکنه، چون سورن در تلاش برای معقول‌سازی دین نیست برعکس آکویناس. اتفاقا به مسیحیت باور داره چون متناقص‌ترین دین بین ادیانه. این آدم جدی عجیب نیست و ارزش بررسی نداره؟ معتقدی که درباره شک و دلهره انبیا صحبت میکنه، و معتقده کسی که با دین به یقین و آرامش میرسه خودشو مسخره کرده.

باز شروع کردی شما؟ سورن کیرکگور - بیماری به سوی مرگ دانمارک اولین فیلسوف اگزیستانسیال رو داد بیرون، ولی از اونجایی که تو دنیا
باز شروع کردی شما؟
سورن کیرکگور - بیماری به سوی مرگ
دانمارک اولین فیلسوف اگزیستانسیال رو داد بیرون، ولی از اونجایی که تو دنیای ما همیشه یه چیزی باید لنگ باشه، این فیلسوف هم لنگ خودکشی فلسفیشه. از نظرم بین فلاسفه مستعدترینه، و بهترین توضیحات رو داره؛ ولی خب مصادیقی که برای هسته اصلی فلسفش انتخاب کرده رو باید ازش گذر کرد. تلاش کرد نبوغ خودش رو در راه مسیحیت خرج کنه. ما از نبوغش استفاده میکنیم برای مصادیق بهتری. توجیه روانشناسی گناه در دین، تقریبا بهترین تفسیر و حتی درست‌ترین تفسیر از هسته اصلی ادیان ابراهیمیه. نشان به آن نشان که ایلیا پسر ابی طالب هم جمله‌ای داره به این مضمون که «بدترین گناه ناامیدیست». البته تعجبی نداره وقتی ابن‌رشد بین مسلمانان کافر خونده میشه، کیرکگور رو کلیسا تحریم نکنه.

...
...

حالا اینو بگیر، تو کپشن ویدیو زده بود میدونید چرا مردم بعد سه ماه خیابون اومدن خسته نشدن؟ چون «خلاقیت» دارند. به همین برکت همینو نوشته بود. استفاده از ترند‌های منسوخ شده اینستاگرام براشون خلاقیته. جدی خاک تو سر ما که با اینا درگیریم. خاک تو سر ما.

از اتاق فرمان اشاره میکنند جوان مسجدی هم مگه هنوز داریم؟ بایذ گفت البته که دارم از صفاتی که خودشون به خودشون میگن استفاده میکنم. مسلمون امروزی نماز نمیخونه، پس عجیب نیست اونی که صداش میکنن «بچه مسجدی» آخرین باری که تو مسجد پیداش شده، دلار ۳۰ هزارتومن باشه.

همون کارایی که وقتی تو نت میدیدند با تاسف سرتکون میدادند و از جامعه ناامید میشدند، دختراشون دونه دونه کف خیابون اجرا کردند. دعوای اصلی بین ما و اینا نیست. فعلا دعوا بین مذهبی سنتی محافظه‌کار با جوان امروزیه که نواندیش‌های دینی بهش یه مذهب تخیلی منطقی معرفی کردند. حداقل دو خط چروک به پیشونی اون پدر اضافه شده، وقتی برای جوانان مسجد رفته جهاد تبیین، بعد دید دختراش رو ماشین دارن برا مردم کونشونو تکون میدن.

ایران، سرزمین روان‌های از هم گسیخته.
+1
ایران، سرزمین روان‌های از هم گسیخته.

the_leftovers.mp33.91 MB

نیم ساعته دارم به این میخندم. بی‌مزه هم خودتی.
نیم ساعته دارم به این میخندم. بی‌مزه هم خودتی.

؛
+1
؛

+1
یه عده حالا ذوق کردند بالاخره یه فیلم اومده که فلان. دوپستان خوبم، اگه ارشاد مجوز بده بود، به برادران لیلا هم مجوز میداد. نه اینکه سعید روستایی رو بفرسته قم بگه برو از آخوند فیلمسازی یادبگیر. برادران لیلا یک فیلمیه که افعیه. نیش میزنه. «تهران کنارت» در بهترین حالت یک داستان آبدوخیاری با چارتا قاب قشنگ به اضافه اندکی رقص و لمس و موعه که بیان بگن آره ما شل کردیم مردم عشق کنند.