227
المشتركون
-224 ساعات
-77 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
228
"کلوخهی غم را باید به آب دهان خیس کرد و به زبان هی چرخاند و چرخاند و بعد فرو داد؛ گفتن ندارد!"
~هوشنگ گلشیری
228
Repost from دوباره
هیچ چیز فرسایشیتر از بچهی اولِ خانواده بودن نیست. به چشم میبینی که همه دارن از روت رد میشن. بیتجربگی، نابلدی، انواع و اقسام سرزنشها و توقعات، سختگیریهای بیجا، پدرت، مادرت، خواهرت، برادرت و هرچیزِ رد شدنیای که فکرشو بکنی. کاری هم از دستت برنمیاد. این مسیر باید آسفالت بشه و بالآخره میشه، ولی به قیمت روح و روانی که دیگه نداری.
228
"آدمی که وسط حرف زدن میپرد را باید بگیری، دستهایت را دور گردنش حلقه کنی و سرش را تا میتوانی بکوبی به دیوار تا دیگر اینقدر بینزاکتی نکند!"
228
Repost from خونه شماره ۸
چقدر بعضی تغییر کردنها خوبه. مثلا اینکه دیگه به عقب برنمیگردم تا ببینم چی میشد اگه فلان کارو میکردم یا نمیکردم. الان بیشتر نگاهم رو به جلوئه و سعی میکنم هر قدمی که برمیدارم، با آگاهی باشه.
228
"میدانی مشکل از کجا شروع شد؟ از آنجا که کارهایی را که بهباور خیلیها عمق فاجعه بود، ما برچسب روشنفکری زدیم و با افتخار انجام دادیم!"
228
یکشنبه، ۳۱ آگست، ۲۰۲۵
رسمیات تمام شده و من، هنوز هم پشت میز نشستهام؛ نه اینکه کار داشته باشم، فقط میلی به خانه رفتن ندارم. از پنجره به بیرون نگاه میکنم و به این هوای خاکی لعنت میفرستم. با خودم میگویم کاش ابرهای خاکستری آسمان را بپوشانند، چون این خاکها وقتی دوستداشتنی میشوند که اندکی باران ببارد تا نمناک شوند.
