ᴹᵉᵗᵃˡ ¹²⁰ ᴰᵃʸˢ ⁱⁿ ᵀᵃᵇʳⁱᶻ
الذهاب إلى القناة على Telegram
293
المشتركون
+124 ساعات
+107 أيام
+3630 أيام
أرشيف المشاركات
تو هیچوقت نفهمیدی من چقدر شبها بیدار موندم
و به این فکر کردم که چرا برات کافی نبودم.
یادت میاد شبی ک سرمو گذاشتم رو شونههات و
بهت گفتم آخرین تکیه گاهمه؟
(امیدوارم یادت نباشه حتی)
و در نهایت
در جست و جوی تکیه گاهی
به خویش میرسی.
و زندگی بارها و بارها و بارها،
تو را با " خودت " رو به رو خواهد کرد.
Repost from N/a
شازده کوچولو پرسید:
چرا آدما وقتی میفهمن بودنشون باعث دلگرمیته خودشونو ازت دریغ میکنن؟
روباه گفت : خب بالاخره یه جایی باید معلوم بشه آدم نیستن دیگه !
اَمن باشید و قابل اعتماد
که اگر روزی تمامِ جهان برای آدمی سیاه شد
و امیدی اگر نبود
تنها قسمتِ روشنِ جهانش شما باشید
و روزنهی نور و امیدی شوید
در بینهایت تاریکی.
