| صدایم بزن |
الذهاب إلى القناة على Telegram
🪐 ོ
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
202
المشتركون
+224 ساعات
-47 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from آن؛
«و عشق
خانهایست که آدمها
از کنار هم گذاشتن زخمهایشان میسازند»
- بیرحان کِسکین؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
| آن؛ نشسته در بهمن.
چیزی که متوجه آن شدهام این است که مهم نیست چه برمی داری، مهم این است که چه چیز به جا میگذاری..
جنیفر نیون | جایی که عاشق بودیم
چیزی که متوجه آن شدهام این است که مهم نیست چه برمی داری، مهم این است که چه چیز به جا میگذاری..
جنیفر نیون | جایی که عاشق بودیم
کاش امشب یکی برام هزار و یک شب بخونه، بگه چشماتو ببند، به چیزای خوب فکر کن خوابت میبره..
Repost from آن؛
«شما خانهی من هستید. سوی شما رفتن، سوی خانه رفتن است. هر لحظه این را میدانم.»
- از میان نامهی مارینا تسوتایوا به پاسترناک.
#ازبه
| آن؛ نشسته در بهمن.
| گاهی وقتا دلم میخواد کتاب مورد علاقه کسی باشم، زیر متنهام خط کشیده بشه، آهسته خونده بشم و با یادداشتهای جانبی پر بشم و ازم مراقبت بشه. |
Repost from دنیای نامهها
یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند و تو را همانگونه که هستی بپذیرد، و عاقبت در مییابی که او از همان آغاز «خودت» بودهای.
• ریچارد باخ / یادداشتهای مرد فرزانه
@letterssto
Repost from آن؛
«من که از تاریکی خوشم میآید. گرم و... دوستانه و... مهربان است. اصلاً نمیدانستم دل شب اینقدر قشنگ است.»
- دنیای جادویی مریگلد؛ ال. ام. مونتگمری.
| آن؛ نشسته در بهمن.
احساسم شبیه کسی بود که وسطِ گشتن پی چیزی، فهمیده یادش رفته دنبال چی بوده.
هاروکی موراکامی
