«واهِم»
Kanalga Telegram’da o‘tish
در لغتنامهی دهخدا واهم [ هَِ ]: آنکه اندیشه میکند و میپندارد و خیال میکند. وَهمکننده. یادداشتهای یک دانشجوی روانشناسی. نوشتههای "تاریخدار" رو خودم مینویسم. انتشار نوشتهها فقط با نام: #واهم یا فوروارد.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
290
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-230 kun
Postlar arxiv
290
اينكه تمام عشقت را به کسی بدهی،
تضمینی بر این نیست که او هم همین کار را بکند.
-گابریل گارسیا مارکز
290
با تمام قلبم از تمام کتابها، فیلمها، طبیعت و موسیقیهای محبوبم میخواهم تا تنهاییام را در آغوش بگیرند و من را بار دیگر محتاج انسانها نکنند.
-ناشناس.
290
نامهی شبگاهی:
عزیزکم.
معلوم است که زندگی برای تو آسان نیست.
تو برای این زندگی، زیادی دل نازکی.
تو عاشق آسمانی و کتابها. در دنیای کوچک خودت همهچیز رنگی و مهربان است. تو دل کوچکی برای تحمل کثافتهای این زندگی را داری.
معلوم است که آسان نیست.
هیچوقت آسان نخواهد بود.
۶ اسفند ۴۰۴
290
تمام آرزویم، یک زندگی عادی است. بودن در امروز است. فقط میخواهم امروز زندگی کنم و فردا صبح با دلی آرام چایم را بنوشم، به چيزی جز طعم نان و پنیر و شعرم فکر نکنم. دنبال فتح هیچ قلهای نیستم. فقط میخواهم پناه داشته باشم، توانایی خندیدن داشته باشم، عشق بورزم و حتی در عشق شکست بخورم.
-معین دهاز
290
نامهی شبانگاهی:
دلگوشهی من؛
خواستههای من و تو چیز زیادی نبود جز چند تا گلدان در گوشهی خانهی نقلیمان که دائما باید حواسمان میبود که گربهمان آنها را نشکند. کتابخانهای که با سلیقهی دوتاییمان آن را چیدیم و بوی عودی که تو برایم هدیه آورده بودی.
من و تو خواستهی زیادی نداشتیم.
من و تو فقط زندگی میخواستیم.
اما انگار زندگی خواستن در اینجا،
خواستهی زیادی بود عزیزکم.
خواستهی زیادی بود.
۵ اسفند ۴۰۴
290
-این روزها ۵۳ کیلو غم و غصه رو با خودم همه جا میبرم.
+وزن لباساتم باهاش حساب کردی؟
- آره اونا هم همشون غَمی شدن.
۱۱ شهریور ۴۰۳
