uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

𝑴𝒐𝒏 𝒂𝒃𝒓𝒊 🍁

𝑴𝒐𝒏 𝒂𝒃𝒓𝒊 🍁

Kanalga Telegram’da o‘tish

@TonAbribot

Ko'proq ko'rsatish
Eron165 893Toif belgilanmagan
145
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-307 kun
+1230 kun
Postlar arxiv
راستی ترجمه someday someday رو می‌تونید از اینجا بخونید.

گاهی آدم‌ها فقط به این نیاز دارن که دیده بشن، درک بشن و همون‌طور که هستن، پذیرفته بشن.

آدم‌ها با هم متفاوتن؛ هرکدوم دنیای خودشون، توانایی‌های خودشون و راه متفاوتی برای زندگی کردن دارن. پس چرا هنوز نگاه از بالا به پایین، قضاوت کردن و نادیده گرفتن آدم‌هایی که با ما متفاوتن، وجود داره؟

امیدوارم هیچ‌وقت هیچ‌کس دیگه‌ای مجبور نباشه رنجی رو که ادی تجربه کرد، تحمل کنه.

البته که ادی، یکی دیگه از شخصیت‌های محبوبم بود؛ پسری که از دنیای بیرون به دنیای خودش پناه برد و با وجود نبوغ و هوشش، اون‌طور که باید دیده نشد.

البته که ادی، یکی دیگه از شخصیت‌های محبوبم بود؛

و وای ادی...

اما اسکات به خوبی تونست دردها و زخم‌های شخصیت‌هاش رو به تصویر بکشه و احساساتشون رو طوری نشون بده که انگار خودت داری تک‌تک اون دردها رو تجربه می‌کنی.

قشنگ‌ترین بخش داستان مکس و سایلس، باهم بودنشون بود؛ اینکه هر دو نجات‌دهنده دیگری بودن و در کنار هم تلاش کردن تا بالاخره خوشبختی رو پیدا کنن.

داستان مکس و سایلس، داستان دو آدم با زخم‌های متفاوت اما در عین حال شبیه به هم بود؛ دو آدم که هر کدوم به شکلی به نجات دیگری کمک کرد و در کنار هم تلاش کردن تا بالاخره خوشبختی رو پیدا کنن.

بزارید الان بگم براتون

من خوابم برد یادم رفت نقدم رو بگمممم

sticker.webp0.00 KB

༄ Someday Someday

𝑴𝒐𝒏 𝒂𝒃𝒓𝒊 🍁 - Telegram kanali @itsmonabri statistikasi va tahlili