ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

𝑴𝒐𝒏 𝒂𝒃𝒓𝒊 🍁

𝑴𝒐𝒏 𝒂𝒃𝒓𝒊 🍁

الذهاب إلى القناة على Telegram

@TonAbribot

إظهار المزيد
إيران186 812الفئة غير محددة
144
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-137 أيام
+1330 أيام
أرشيف المشاركات
راستی ترجمه someday someday رو می‌تونید از اینجا بخونید.

گاهی آدم‌ها فقط به این نیاز دارن که دیده بشن، درک بشن و همون‌طور که هستن، پذیرفته بشن.

آدم‌ها با هم متفاوتن؛ هرکدوم دنیای خودشون، توانایی‌های خودشون و راه متفاوتی برای زندگی کردن دارن. پس چرا هنوز نگاه از بالا به پایین، قضاوت کردن و نادیده گرفتن آدم‌هایی که با ما متفاوتن، وجود داره؟

امیدوارم هیچ‌وقت هیچ‌کس دیگه‌ای مجبور نباشه رنجی رو که ادی تجربه کرد، تحمل کنه.

البته که ادی، یکی دیگه از شخصیت‌های محبوبم بود؛ پسری که از دنیای بیرون به دنیای خودش پناه برد و با وجود نبوغ و هوشش، اون‌طور که باید دیده نشد.

البته که ادی، یکی دیگه از شخصیت‌های محبوبم بود؛

و وای ادی...

اما اسکات به خوبی تونست دردها و زخم‌های شخصیت‌هاش رو به تصویر بکشه و احساساتشون رو طوری نشون بده که انگار خودت داری تک‌تک اون دردها رو تجربه می‌کنی.

قشنگ‌ترین بخش داستان مکس و سایلس، باهم بودنشون بود؛ اینکه هر دو نجات‌دهنده دیگری بودن و در کنار هم تلاش کردن تا بالاخره خوشبختی رو پیدا کنن.

داستان مکس و سایلس، داستان دو آدم با زخم‌های متفاوت اما در عین حال شبیه به هم بود؛ دو آدم که هر کدوم به شکلی به نجات دیگری کمک کرد و در کنار هم تلاش کردن تا بالاخره خوشبختی رو پیدا کنن.

بزارید الان بگم براتون

من خوابم برد یادم رفت نقدم رو بگمممم

sticker.webp0.00 KB

༄ Someday Someday

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content