6 337
Obunachilar
+66624 soatlar
+9207 kunlar
+1 95230 kunlar
Postlar arxiv
6 317
فکر کن فردایی روشن، از پشتِ این همه خاکستر سر برآورَد، چه حاصل عزیزِ من؟ کدام دست، گلهای پرپر شده را به باغ باز میگرداند؟ کدام رود، جوانیِ رفته را به رگهایِ زمان باز میریزد؟ ما ماندیم با آسمانی که دیگر آبی نیست و با پنجرههایی که رو به رنج گشوده شدهاند.
- آیدا سیدی
