گزینگویهها (جدید)
Kanalga Telegram’da o‘tish
گزینگویهها (جدید) گلچینِ خواندنیها و دیدنیها به کوششِ بهروزِ صفرزاده @behruzs214 تأسیس: شنبه ۱۴۰۴/۵/۲۵
Ko'proq ko'rsatish797
Obunachilar
-424 soatlar
+67 kun
+8330 kun
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26Sen '26
Sentabr '26
+101
1 kanalda
Avgust '26
+88
1 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+64
2 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+46
3 kanalda
Get PRO
May '26
+5
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+41
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+11
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+58
3 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+50
3 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+22
2 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+2 284
4 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+341
4 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 29 Sentabr | +2 | |||
| 28 Sentabr | +1 | |||
| 27 Sentabr | +7 | |||
| 26 Sentabr | 0 | |||
| 25 Sentabr | +1 | |||
| 24 Sentabr | +3 | |||
| 23 Sentabr | +3 | |||
| 22 Sentabr | +1 | |||
| 21 Sentabr | +5 | |||
| 20 Sentabr | +4 | |||
| 19 Sentabr | +2 | |||
| 18 Sentabr | +2 | |||
| 17 Sentabr | +5 | |||
| 16 Sentabr | 0 | |||
| 15 Sentabr | +2 | |||
| 14 Sentabr | +3 | |||
| 13 Sentabr | 0 | |||
| 12 Sentabr | +3 | |||
| 11 Sentabr | +5 | |||
| 10 Sentabr | +5 | |||
| 09 Sentabr | +28 | |||
| 08 Sentabr | 0 | |||
| 07 Sentabr | +2 | |||
| 06 Sentabr | 0 | |||
| 05 Sentabr | +4 | |||
| 04 Sentabr | +3 | |||
| 03 Sentabr | +4 | |||
| 02 Sentabr | +4 | |||
| 01 Sentabr | +2 |
Kanal postlari
قدرِ سخنانِ گهربارِ مسئولانمان را بدانیم.
هیچ جای جهان مسئولانشان اینطور حرف نمیزنند.
| 2 | 💢سخنگوی ارتش: اگر هر بانوی ایرانی یک سرباز آمریکایی اسیر بگیرد ۱۰ میلیارد تومان جایزه میدهیم
🔖 @News1Fori | 129 |
| 3 | هماکنون؛ صفحه نخست وبسایت رهبر انقلاب اسلامی آیتالله سید مجتبی خامنهای
@isna94 | 227 |
| 4 | شمعِ من سوزد هم از سر هم ز بن/
تا سحر هرگز نپاید اینچنین
لیک بهرِ دشمنان و دوستان/
پرتوی میافکنَد بس دلنشین
اِدنا سینت وینسنت میلی
مترجم: بهروز صفرزاده | 235 |
| 5 | فرزندآوری در شرایطِ فعلیِ کشور | 248 |
| 6 | ابوالعَلای مَعَرّی، شاعر و فیلسوفِ نابینای عرب در قرنِ پنجمِ هجری، ازدواجگریز و فرزندآوریستیز بود. بر مزارش این بیتش را نوشتهاند:
هذا جَناهُ أبي عَلَیْ
يَ وَ ماجَنَیتُ عَلی أحَدْ
این جنایت را پدرم در حقم کرد، و من این جنایت را در حقِ هیچ کس نکردم. | 266 |
| 7 | تهران، باغفردوس.
دوشنبه ۱۴۰۵/۷/۶.
| 262 |
| 8 | واژۀ انگلیسیِ tree hugger به معنیِ کسی است که به شدت طرفدارِ حفظِ طبیعت و محیطِزیست، بهویژه درختان و جنگلها، است.
معنیِ تحتاللفظیاش میشود «درختبغلکن».
این واژه در زبانِ انگلیسی گاه بارِ معناییِ تحقیرآمیز یا طنزآمیز دارد.
چند معادلِ فارسی برایش پیشنهاد میکنم:
درختپرست
درختدوست
درختمشنگ
طبیعتپرست
طبیعتدوست
طبیعتمشنگ
#واژهسازی | 370 |
| 9 | واژۀ انگلیسیِ گفتاریِ zillion به معنیِ تعدادِ خیلی زیاد اما نامشخص از چیزی است.
انگلیسیزبانان این واژه را به قیاسِ million و billion ساختهاند.
نظیرِ این کار را ما فارسیزبانان در واژۀ گفتاریِ شونصد کردهایم: شونصد بار بهت گفتم این کارونکن.
مردم واژۀ شونصد را به قیاسِ پونصد (پانصد) و شیشصد (ششصد) ساختهاند.
#واژهشناسی | 321 |
| 10 | کسرۀ خفیف (بیتکیه)
کسرۀ خفیف کسرۀ اضافهای است که تکیۀ آوایی ندارد و ترکیبِ نحوی را تبدیل به واژۀ مرکب میکند.
مثلاً «پشتِ سر» (بافاصله و با دو تکیۀ آوایی) یعنی بخشِ پشتیِ سر که بالاتر از پشتِ گردن است:
پشتِ سرم ورم کردهاست.
اما «پشتِسر» (بیفاصله و با یک تکیۀ آوایی) یعنی فضای پشتتان که آن را نمیبینید:
آن مرد از پشتِسر به من حمله کرد.
کسرۀ خفیف را در صدها واژۀ مرکب میبینیم. چند مثال:
آبِرو
آبزیرِکاه
ابرازِعلاقه
اصلِکاری
اظهارِفضل
اعلامِوصول
برقِلب
پشتِبام
پشمِشیشه
تختِخواب
تغییرِحالت
جلبِتوجه
حاصلِضرب
حُسنِنیت
دردِدل
دستِکم
دمِبخت
راهِحل
رختِخواب
سرِحال
سرِکاری
سنگِقبر
سوءِقصد
شِبهِجزیره
عقلِکل
غیرِمجاز
غیرِممکن
فوقِلیسانس
قابلِقبول
کسرِبودجه
کشفِحجاب
مرغِعشق
مرگِموش
نقلِمکان
واژههای دارای کسرۀ خفیف وقتی جمع بسته میشوند، نشانۀ جمع در آخرشان میآید، نه وسطشان:
تخمِمرغ ← تخمِمرغها (نه تخمهای مرغ)
چترِنجات ← چترِنجاتها (نه چترهای نجات)
مهدِکودک ← مهدِکودکها (نه مهدهای کودک)
#کسرۀ_خفیف | 277 |
| 11 | امروز (شنبه ۱۴۰۵/۷/۴) در فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی از استادِ نازنینِ زبانشناسی، دکتر مصطفا عاصی، شنیدم که نیمفاصله در خطِ فارسی را ایشان در سالِ ۱۳۵۷ ابداع کردهاست.
حقیقتاً نعمتی است این نیمفاصله.
| 384 |
| 12 | تهران، فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی.
شنبه ۱۴۰۵/۷/۴.
| 292 |
| 13 | دربارۀ های ملفوظِ پایانی
منظور از های ملفوظِ پایانی همخوانِ h است که به شکلِ حرفِ «ه» در پایانِ بعضی واژهها هست.
این واژهها را بر اساسِ خوشۀ آواییِ پایانیشان به چند دسته میتوان تقسیم کرد:
۱. واژههای مختوم به âh-: آگاه، آه، ارواحنا فداه، اشتباه، افواه، اکراه، الاه، الله، انتباه، باه، پناه، پنجاه، تباه، چاه، خواه، راه، رفاه، سپاه، سیاه، شاه، کاه، کوتاه، گاه، گناه، ماه:
از این امر آگاهام/ آگاهی/ آگاهاند.
شخصِ آگاهی این را به من گفت.
راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زد. (حافظ)
۲. واژههای مختوم به uh-: ستوه، شکوه، کوه، گروه، مکروه، نستوه، وجوه:
شکوهِ تمدن.
مجاهدِ نستوهِ انقلاب.
پشتِ کوهام/ کوهی/ کوهاند.
نامِ کوهی در آذربایجان.
عضوِ این گروهام/ گروهی/ گروهاند.
این کار مکروه است.
وجوهِ دریافتی.
به هیچ وجهِ مِن الوجوه.
۳. واژههای مختوم به ih-: پیه، ترفیه، تشبیه، تنبیه، تنزیه، توجیه، دیه (دِه)، سفیه، شبیه، فقیه، فیهِ ما فیه، کریه، مانحنُفیه، متنازعفیه، مضروبفیه، وجیه:
پیهِ گوسفند.
تشبیهِ چهره به گل.
تنبیهِ دانشآموزان.
تنزیهِ خداوند.
توجیهِ رفتارِ غلط.
وارثِ سفیهِ متوفا.
رفتارش شبیهِ پدرش است.
مشهورترین فقیهِ دوران.
جلاد قیافۀ کریهی داشت.
این کار هیچ توجیهی ندارد.
همیشه به فکرِ توجیهام/ توجیهی/ توجیهاند.
۴. واژههای مختوم به ah-: آگه (آگاه)، ابله، اَه، بَه، بهبه، پادشه (پادشاه)، پانزده، ته، چَه (چاه)، چهچه، دوازده، ده، ره (راه)، سپه، سیزده، سیه (سیاه)، شانزده، شَبَه (وجهِشبه)، شَرَه، شه (شاه)، کوته (کوتاه)، کَه (کاه)، گنه (گناه)، گه (گاه)، گهگه، لَه، لَهلَه، مُشبّه، مشتبه، معظملَه، منزه، مَه (ماه)، نوزده، وه، هجده، هفده، یازده:
اَه، حالم به هم خورد!
بَه، این که نشد دلیل!
ای پادشهِ خوبان، داد از غمِ تنهایی. (حافظ)
تهِ چاه/ دره.
چهچهِ قناری.
عمرِ کوتهِ ما.
شیرِ سرخایم و افعیِ سیهایم. (حافظ)
غرقِ گنهایم/ گنهی/ گنهاند.
لَه یا علیهِ ایشان حرفی نزدهام.
امر بر او مشتبه شدهاست.
نوزدهِ رمضانِ سالِ چهلمِ هجری.
۵. واژههای مختوم به eh-: بزه (گناه)، بشخصه، به (میوه)، ده، روزبه، زره، زه، شَرِه، فربه، فرمانده، فی حدِ ذاته، فینفسه، گره، له، مبتلابه، متألّه، متشابه، متنبّه، متوجه، مشابه، مُشبّهبه، معتنابه، مُواجه، مه، نِه (نهادن)، واله:
بهِ اصفهان.
دهی در لرستان.
زرهِ فولادی.
زهِ کمان.
فرماندهِ ارتش.
تابعِ فرماندهام/ فرماندهی/ فرماندهاند.
گرهِ محکم.
هیچ گرهی را باز نکرد.
زیرِ پام لِهش کردم.
اعتیاد مبتلابهِ خیلیهاست.
متوجهِ منظورتان نشدم.
مشابهِ این دارو.
مقدارِ معتنابهی غذا.
با مشکلِ بزرگی مواجهام/ مواجهی/ مواجهاند.
چه مِهِ غلیظی!
عاشق و والهام/ والهی/ والهاند.
۶. واژههای مختوم به oh-: اُهاُه، تشابه، تشبّه، تفقّه، تفوّه، تنبّه، تنزّه، توجه، کُه (کوه)، گُه، نُه:
اُهاُه، ببین چه بلایی سرش اومده!
تشابهِ اسمیِ دو نفر.
تشبهِ شرقیان به غربیان.
موجبِ عبرت و تنبهِ خلافکاران شود.
توجهِ مرا به خود جلب کرد.
هیچ توجهی به حرفهایم نمیکرد.
پَر مساز از کاغذ و از کُه مپر. (مولوی)
گُهِ بچه.
پسره هیچ گُهی نمیتونه بخوره.
رتبۀ نُهِ کنکور.
۷. واژههای مختوم به leyh- یا layh-: علیهِ ما علیه، متفقعلیه، محکومعلیه، مسندالیه، مشارالیه، مضافالیه، مقسومعلیه، منتهاالیه:
مضافالیهِ یک ترکیبِ اضافی.
منتهاالیهِ خیابان.
۸. واژههای مختوم به های پایانیِ ملفوظِ ماقبلساکن: بُلْه (ابله)، شِبه، فقه، کُنْه، وجه:
مردکِ بُلْه.
شبهِجزیرۀ عربستان.
فقهِ شیعه.
به کُنْهِ وجودش پی نبردهاند.
وجهِ دریافتی.
هیچ وجهی پرداخت نکردیم.
دوشنبه ۱۴۰۲/۹/۶ | 326 |
| 14 | اگر رؤیاهایت تو را نمیترسانند،
بسیار کوچکاند.
ریچارد برنسن
مترجم: بهروز صفرزاده | 321 |
| 15 | اگر فقط از یک پنجره به زندگی نگاه کنید، آن را به مراتب موفقیتآمیزتر خواهید دید.
اف. اسکات فیتزجرالد | 355 |
| 16 | https://ibna.ir/x6Khh | 386 |
| 17 | سان تیری فوژ 😫
🚁 اون آنگوزمانِ لوکوموتیر، اینو حتی درست میگفت
🐴 برنامه صلحآمیزِ تولید ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪
@mamlekate | 376 |
| 18 | درست: سانتریفوژ
غلط: سانتریفیوژ
وامواژۀ فرانسویِ «سانتریفوژ» (centrifuge) با همین تلفظ و املا درست است.
خیلیها به غلط «سانتریفیوژ» تلفظ میکنند و مینویسند.
تلفظِ انگلیسیاش سِنتریفیوج است که در فارسی رایج نیست.
#درستنویسی | 645 |
| 19 | اگر دختری ایرانی به نامِ گندم با پسری آمریکایی به نامِ جو ازدواج کند، بچهشان جوگندمی میشود. 😁
#نامشناسی | 640 |
| 20 | صفتهای نسبیِ بیربط!
یکی از چالشهای انگلیسیآموزان این است که بعضی صفتهای نسبی هیچ شباهتی به اسمِ خودشان ندارند. مثلاً واژۀ urban (مربوط به شهر؛ شهری) هیچ شباهتی به city یا town ندارد و انگار اصلاً بیربط است. علتِ این امر تفاوتِ ریشۀ واژههاست.
باری، زبانآموزِ بیچاره باید تعبّداً و بدونِ چون و چرا یاد بگیرد که urban صفتی است مربوط به city یا town.
از این دست صفتها، که اکثرشان واژههایی علمی یا تخصصیاند، در انگلیسی صدها هست.
نمونههای زیر مشتی از خروارند:
آسمان sky
آسمانی celestial
اشک tear
اشکی lachrymal
برادر brother
برادرانه fraternal
خورشید sun
خورشیدی؛ شمسی solar
درخت tree
درختی arboreal
دیوار wall
دیواری mural
روستا country; countryside; village
روستایی rural
سگ dog
سگی؛ سگسان canine
کلیسا church
کلیسایی ecclesiastical
گاو bull; cattle; cow
گاوی bovine
گربه cat
گربهای؛ گربهسان feline
مادر mother
مادرانه maternal | 689 |
