uz
Feedback
تـێنـووسـ

تـێنـووسـ

Kanalga Telegram’da o‘tish

دوێنە تەواو بو سبەینێ هێشتا نەهاتووە ئەمڕۆش هێشتا نادیارە🌊🌚 http://t.me/HidenChat_Bot?start=7315941623

Ko'proq ko'rsatish
Eron249 948Toif belgilanmagan
149
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv

2_5364093374481571501 (1).mp34.92 MB

تلخیِ قهوه و شیرینیِ شکلات تضادِ قشنگی بود؛ همانند دانه‌های سفیدِ برف بر مژه‌های سیاهش… ☕️ 1404\9\19

حس می کردم از وجودم زندگی عبور کرد تو بند بند بودنم خورشید طلوع کرد تو دشت طلایی پروانه ها یه دختر میون بوته ها آروم گلارو بو می کرد

2_5257961846379382525.mp36.66 MB

sticker.webp0.30 KB

ڕۆژی ئاڵای کوردستان لە هەموو کوردێک پیرۆز بێت.❤️🌞💚

عدنان کریم _ هه_ناسه_ی عاشقان.mp33.29 MB

sticker.webp0.13 KB

sticker.webp0.10 KB

نمی‌دانم از تصمیمی که گرفته‌ام مطمئن هستم یا نه. می‌خواهم از آدم‌ها دور شوم؛ نه از روی تنفر، بلکه برای اینکه دیگر این‌همه برای ارتباط با آن‌ها سختی نکشم. انگار موجودی غریبم میانشان؛ هرچه بیشتر می‌شناسمشان، گیج‌تر می‌شوم. از فشاری که از سمت آدم‌ها به من وارد می‌شود خسته‌ام. دلم می‌خواهد بروم… جایی شبیه خانه‌ی خیالی‌ام؛ تنها، آرام و دوست‌داشتنی. دوست دارم بنویسم؛ از تصوراتم، از دنیایی که برای خودم ساخته‌ام، تا تویی که نوشته‌هایم را می‌خوانی، با من به دنیایم بیایی. شاید فقط برای چند ثانیه، از این‌جا دور بمانیم. میان درختان قدم بزنیم، از روزمان بگوییم، و در آخر خسته شویم و به خانه برگردیم. کنار شومینه، با دو فنجان قهوه، گرما را به جانمان تزریق کنیم؛ شاید سرمایی را که درونمان ریشه دوانده کمی آرام‌تر کند. و شاید… شب را با ذوقِ آماده شدن برای فردایی بهتر بخوابیم.
خـانـهٔ امـیـد | نـُویـارا

Repost from N/a
خوشم ئەوی وەك هەژار بو لەتی نان ، وەک پیشمەرگه بو نیشتمان🫀

چه زیبا بود این جمله: صدای رفتار آدما آنقدر بلنده که دیگه نیاز نیست به حرفاشون گوش کنی...🌚

Take Care Oswaldqualarpius.mp31.93 MB

sticker.webp0.06 KB

sticker.webp0.07 KB