ℓєοи
Yopiq kanal
"غمزآدهایدرحالنوشتن." |بیخداحافظیجداشدیمومنمانند کودکیبودمکهنبوسیدهدفنشد.|
Ko'proq ko'rsatish2 166
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+1347 kun
+23630 kun
Postlar arxiv
2 166
Repost from ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK♚⌝⸃
ꞋꞌꞋ ²⁶¹⁰³¹
"فقط زمانهایی که امتحان داری، استادت رو میبوسی عروسک؟"
جونگکوک توی گلو خندید. با انگشت شست و اشارهاش دو طرف صورت تهیونگ رو گرفت. "زیادی واضحه؟ دوستپسرم شبهایی که فرداش امتحان دارم، جذابتر از قبل به نظر میرسه." تهیونگ نیشخندی زد و لبهاش رو به لبهای پفکردهی دانشجوش نزدیک کرد. "نه، عزیزم. امشب باید درس بخونی؛ چون استادت قرار نیست بهت تقلب برسونه." جونگکوک پوزخندی زد و همونطور که پیراهنش رو از تنش بیرون میکشید، گفت: "حیف شد! چون قرار بود امشب سوارکاری مهمونت کنم." "عزیزم؟ غلط کردم برای همین موقعهاست دیگه... نظرت چیه امشب طبق برنامهی تو پیش بریم و فردا استادت بهجای تو امتحان بده؟!" — Cɾ: Léon ⸙❘ #Moodboard ❘ #Scenario ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @Vkook_i ⑉
2 166
یه نفر اینجا نه درس خونده، نه برای دانشگاه رفتن آمادهست، نه خوابیده، نه حتی چپتر جدید رو نوشته... 🚶🏻♀
2 166
Repost from ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK♚⌝⸃
ꞋꞌꞋ ²⁶¹⁰²⁶
"دکتر، مطمئن باشم فراموشی گرفته؟"
مرد نگاهی به کیم تهیونگ انداخت و سرش رو تکون داد. تهیونگ، نیشخندی زد و بهطرف شوهرش که توی سکوت به یک نقطهی نامعلوم خیره شده بود، رفت.
"جونگکوک، عزیزم وقت رفتنه." پسر سرش رو بالا آورد و بهآرومی پلک زد. میتونست ذوق رو توی چشمهای شوهر خیانتکارش ببینه. "امشب پیشم میمونی؟" پسر با بغض این سؤال رو پرسید که تهیونگ اخمی کرد. "امشب باید پیش خواهرم جینا بمونم. میدونی که حاملهست و کسی نیست ازش مراقبت کنه." پسر لبخند تلخی زد و سرش رو به سمت شیشه چرخوند. قلبش تندتند میکوبید و کف دستهاش عرق کرده بودن، زیر لب زمزمه کرد: "کاش میتونستم بهت بگم میدونم جینا خواهرت نیست و همون زنیه که داری باهاش بهم خیانت میکنی!" — Cɾ: Léon ⸙❘ #Moodboard ❘ #Scenario ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @Vkook_i ⑉
2 166
ماهورهای زیبا، من تازه متوجه شدم داخل کامنتها در مورد لینک ناشناس سؤال پرسیدید... من بهخاطر شما لینک رو برداشتم که راحت باشید. اینجا اجباری برای کامنت و... نداریم؛ حتی من نگرانم ریاکشنها هم اذیتتون کنه.😭🤔
2 166
"رئیس، آقای جئون گفتن امشب قراره زندگیتون رو به جهنم تبدیل کنن."
"بهش بگو دیر اومدی، ماهور."
"چی، قربان؟"
"من خیلی وقته بدون اون دارم توی جهنم زندگی میکنم."
Parasite
Spoile
