fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

ℓєοи

ℓєοи

کانال بسته

"غم‌زآده‌‌ای‌درحال‌نوشتن." |بی‌خداحافظی‌جداشدیم‌ومن‌مانند کودکی‌بودم‌که‌نبوسیده‌دفن‌شد.|

نمایش بیشتر
2 166
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+1347 روز
+23630 روز
آرشیو پست ها
sticker.webp0.12 KB

ꞋꞌꞋ ²⁶¹⁰³¹ "فقط زمان‌هایی که امتحان داری، استادت رو می‌بوسی عروسک؟" جونگکوک توی گلو خندید. با انگشت شست و اشاره‌اش دو طرف صور
ꞋꞌꞋ ²⁶¹⁰³¹ "فقط زمان‌هایی که امتحان داری، استادت رو می‌بوسی عروسک؟"
جونگکوک توی گلو خندید. با انگشت شست و اشاره‌اش دو طرف صورت تهیونگ رو گرفت. "زیادی واضحه؟ دوست‌پسرم شب‌هایی که فرداش امتحان دارم، جذاب‌تر از قبل به نظر می‌رسه." تهیونگ نیشخندی زد و لب‌هاش رو به لب‌های پف‌کرده‌ی دانشجوش نزدیک کرد. "نه، عزیزم. امشب باید درس بخونی؛ چون استادت قرار نیست بهت تقلب برسونه." جونگکوک پوزخندی زد و همون‌طور که پیراهنش رو از تنش بیرون می‌کشید، گفت: "حیف شد! چون قرار بود امشب سوارکاری مهمونت کنم." "عزیزم؟ غلط کردم برای همین موقع‌هاست دیگه... نظرت چیه امشب طبق برنامه‌ی تو پیش بریم و فردا استادت به‌جای تو امتحان بده؟!"
‌ — Cɾ: Léon ⸙❘ #Moodboard ❘ #Scenario ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @Vkook_i ⑉

برای خانوم‌های زیبا دارم چپتر جدید رو می‌نویسم.🚶🏻‍♀

سه‌شنبه اطلاع داده بودم.
به‌عنوان یه لئون خیلی حواس پرتم.😂

https://t.me/TaekookAreaDaily/3440 یادم رفته این پیام رو داخل چنل فوروارد کنم.🤦🏻‍♀😭

یه نفر اینجا نه درس خونده، نه برای دانشگاه رفتن آماده‌ست، نه خوابیده، نه حتی چپتر جدید رو نوشته... 🚶🏻‍♀

انتخاب شما کدومه؟
Anonymous voting

سناریو همینش بده.😂 الان نمی‌تونید حدس بزنید جونگکوک واقعاً داره راست می‌گه یا نه.🚶🏻‍♀

جونگکوک جان، شما حق تیر داری.🚶🏻‍♀

sticker.webp0.09 KB

ꞋꞌꞋ ²⁶¹⁰²⁶ "دکتر، مطمئن باشم فراموشی گرفته؟" مرد نگاهی به کیم تهیونگ انداخت و سرش رو تکون داد. تهیونگ، نیشخندی زد و به‌طرف شو
ꞋꞌꞋ ²⁶¹⁰²⁶ "دکتر، مطمئن باشم فراموشی گرفته؟" مرد نگاهی به کیم تهیونگ انداخت و سرش رو تکون داد. تهیونگ، نیشخندی زد و به‌طرف شوهرش که توی سکوت به یک نقطه‌ی نامعلوم خیره شده بود، رفت.
"جونگکوک، عزیزم وقت رفتنه." پسر سرش رو بالا آورد و به‌آرومی پلک زد. می‌تونست ذوق رو توی چشم‌های شوهر خیانت‌کارش ببینه. "امشب پیشم می‌مونی؟" پسر با بغض این سؤال رو پرسید که تهیونگ اخمی کرد. "امشب باید پیش خواهرم جینا بمونم. می‌دونی که حامله‌ست و کسی نیست ازش مراقبت کنه." پسر لبخند تلخی زد و سرش رو به سمت شیشه چرخوند. قلبش تندتند می‌کوبید و کف دست‌هاش عرق کرده بودن، زیر لب زمزمه کرد: "کاش می‌تونستم بهت بگم می‌دونم جینا خواهرت نیست و همون زنیه که داری باهاش بهم خیانت می‌کنی!"
‌ — Cɾ: Léon ⸙❘ #Moodboard ❘ #Scenario ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @Vkook_i ⑉

ماهورهای زیبا، من تازه متوجه شدم داخل کامنت‌ها در مورد لینک ناشناس سؤال پرسیدید... من به‌خاطر شما لینک رو برداشتم که راحت باشید. اینجا اجباری برای کامنت و... نداریم؛ حتی من نگرانم ری‌اکشن‌ها هم اذیتتون کنه.😭🤔

چون گزینه‌ی لئون هم زدید، خواستم بگم مین‌هوی پرندگان قفسی تصادفی داخل انگل دژاوو نشده.🚶🏻‍♀

الوعده وفا...

sticker.webp0.09 KB

"رئیس، آقای جئون گفتن امشب قراره زندگیتون رو به جهنم تبدیل کنن." "بهش بگو دیر اومدی، ماهور." "چی، قربان؟" "من خیلی وقته بدون
"رئیس، آقای جئون گفتن امشب قراره زندگیتون رو به جهنم تبدیل کنن." "بهش بگو دیر اومدی، ماهور." "چی، قربان؟" "من خیلی وقته بدون اون دارم توی جهنم زندگی می‌کنم."
Parasite
Spoile

چه رقابتی.🚶🏻‍♀

وا... اسپویل از من می‌خواید؟🚶🏻‍♀یعنی چی؟

اسپویل از؟
Anonymous voting

sticker.webp0.12 KB